PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : 12-معرفی طراحان مشهور لباس



Saba
08-01-28, 00:34
معرفی طراحان مشهور لباس

http://i18.tinypic.com/2lworyw.jpg

Saba
08-01-28, 00:34
معرفی طراح (والنتینیو گراوانی)
بیشتر از چهل سال والنتینو گراوانی، که برای همه با نام والنتینو معروف است، یکی از برجسته ترین نامها در عرصه فشن است و تعدادی از زیباترین و برازنده ترین لباسهای شب و طرح های کلاسیک را خلق کرده است .
او در ماه می 1932 در وگرای ایتالیا متولد شد . والنتینو در کودکی به فشن، نقاشی و معماری علاقه زیادی داشت و استعداد بسیار زیاد او در طراحی، او را ترغیب کرد تا طراحی مد و زبان فرانسه را در آکادمی هنر میلان تحصیل کند . والنتینو هنوز نوجوان بود كه برای تحصیل در فشن به پاریس رفت ودر آنجا مهارت رقص و عشق او به تئاتر فرانسه افزایش یافت.
زمانی که او هنوز مشغول تحصیل بود ، توانست جایزه معتبری را برای طراحی مد از دبیرخانه بین المللی پشم (جایزه ای که اخیرا به يووز سينت لورانت و کارل لاجرفلد اهدا شده است) دریافت کند . این جایزه باعث شد تا او توسط طراح لباس جین دسز شناخته شود و در سالن مد او ، اولین شغل طراحی مد را در سال 1950 به دست آورد .
والنتینو پیش از آنکه با گی لارچ مشغول کار بشود ، پنج سال با جین دسز همکاری کرد، که در آنجا در میان سایر وظایفش با پرنسس آیرن گالیتزین نیزهمکاری می کرد . در سال 1960 او اولین مجموعه و سالن مد خود را در واي کُنداتی در رم راه اندازی کرد . او به موفقیتی فوری دست یافت و توانست الیزابت تیلور نکته بین را تحت تاثیر قرار بدهد که در آن زمان در ایتالیا هنرپیشه معروفی بود.
فيلم زندگي شيرين ( La Dolce Vita ) اثر فدريكو فليني د ر سال 1960 ، موفقیت او را در زمانی که زنان در همه جا دوست داشتند از سبک لباس در فیلمها و همچنین از ستاره محبوب خود، آنیتا اکبرگ تقلید کنند تسریع کرد. پدیدار شدن والنتینو به عنوان یک زنانه دوز برجسته ، علی رغم این حقیقت که اساس کار او در رم بود نه در پاریس ، موجب شد تا طرح های بی نظیر او در بسیاری موارد مورد تحسین بسیار قرار بگیرد .
او برای دا منهای تمام قد خود مورد تمجید ویژه ای قرار گرفت ، امضاي او "والنتینوی سرخ" ( 'Valentino red' ) و علاقه او به کنتراست ساده بین سفید وسیاه بود . موفقیت او باعث شد که بوتیکی در پاریس ایجاد کند و برچسب مشهور 'V' را عرضه کرد . او در سال 1967 جایزه نايمان مارکوس را دریافت کرد و در سال 1970 نخستین شعبه لباسهای آماده خود را افتتاح کرد و بوتیکهایی در رم و نیویورک تاسیس کرد.
جوایز والنتینو همچنان ادامه داشت ، بالاترین مدال ممکن در ایتالیا Calvaliere di Gran Croce ، توسط رئیس جمهور کاسیگا به او اهدا شد
در سال 1991 ، والنتینو به مناسبت جشن گرفتن سی امین سال فعالیت خود در فشن ، یک مهمانی سه روزه ترتیب داد که پنج میلیون دلار هزینه در برداشت . در میان 1600 مهمانی که از شام پر خرج شب آخر در ويلا مديسي لذت می بردند ، نانسی کیسینجر، جینا لالو بریجید و الیزابت تیلور دیده می شدند . یک نمایشگاه هم با عنوان " سی سال سحر آمیز" برای تجلیل از والنتینو اجراشد که شامل تعدادی طرح بود که قبلا دیده نشده بود . این مراسم تجلیل مناسبی بود برای مردی که تعداد بیشماری لباس شب برای مراسم جایزه اسکار طراحی کرده است و همچنین بعضی از گرانترین لباسهای عروسی در دنیا را برای الیزابت تیلور ، جکی اناسیس ، کرتنی کاکس و جنیفر لوپزطراحی کرده است.
والنتینوبرای بعضی از فریبنده ترین افراد دنیا مثل : پرنسس مارگارت ، جولیا رابرتس و کلودیا اسچیفر لباس طراحي کرده است. موفقیت او همچنین شیوه زندگی برای او فراهم کرد که حتی با ثروتمندترین مشتریان خود برابری می کند . والنتینو با پوستی به رنگ قهوه ای سوخته و قفسه لباسهایی با مارک رالف لورن و ساویل رو و البته مارک خودش ، معروف است . در حقیقت او تجسم شخصیتی عالی مارک خود است . او خانه هایی در نیویورک ، نایتز بریج، کاپری، همچنین ویلایی در حومه رم و یک کلبه ییلاقی در گستاد ، یک کرجی 43 متری و یک قصر رومي شش طبقه برای دفتر کار خود دارد. محدوده دوستان او هنرمندان برجسته ای هستند که او لباسهایشان را طراحی کرده است .

Saba
08-01-28, 00:37
معرفی طراح (جورجیو آرمانی)
جورجيو آرمانی ، متولد پیاسنزاي ایتالیا در سال 1934 ، یکی از معروفترین و با نفوذترین طراحان لباس است. او پس از فعالیت مختصری که در پزشکی (تحصیل کردن در دانشگاه میلان) ودر زمینه عكاسي داشت ، تنها بر حسب اتفاق وارد صنعت مد شد .
او پس از خدمت نظام وظیفه ، حرفه خود را با یک میزآرایشی ویترینی دریک فروشگاه بزرگ در میلان با نام لاريناسكنت آغازکرد . او بعدا بیان کرد که سبک کلاسیک خود را در طول این دوره و به دنبال سفرهای مکررخود به بریتانیا رشد و توسعه داده است . او می گوید :" انگلستان واقعا مهمترین مرکز الهام بخش بود . زمانی که من درفروشگاه لاريناسكنت مشغول به کار بودم ، دائما برای کسب اعتباردر بازار و دیدن مغازه ها و یاد گرفتن از آنها به لندن سفر می کردیم . من به خاطر دارم تعدادی ژاکت کشباف پشمی زرد رنگ در یک بوتیک کوچک دیدم و آنها را به فروشگاه خودمان آوردم و همه فکر کردند که من دیوانه هستم . این ژاکتهای پشمی زرد مورد استفاده دوک ویندسوربودند و برای مردم متوسط مورد استفاده نبود . این نوع تفکر در مورد این قبیل پوشاک بسیار انگلیسی بود ."
او در سال 1946 ، با داشتن دانشی عمیق درباره پارچه و طراحی ، به عنوان یک طراح در شرکت پوشاک مردانه نينو كروتي هیتمن استخدام شد . جورج آرمانی در سال 1974 اولین برچسب لباس مردانه خود را معرفی کرد و اولین مجموعه لباس زنانه او یک سال بعد ارائه شد .
از سال 1975، آرمانی به سرعت لباس زیر ، لباس شنا ، لوازم جانبی ، ... را با مارک جورجيو آرمانی راه اندازی کرد .
http://i15.tinypic.com/2ms12cg.jpgدر سال 1981 ، اولین سری فروشگاههای شعبه های پخش و فروش ارزانتر خود ، شلوارهای جین آرمانی و بازار بزرگ آرمنی را افتتاح کرد .آرمانی در سال 2000 بخش جدید گریم و آرایشی را به محصولات خود افزود ، که توسط پت مگراس طرح ریزی می شد . امروزه امپراطوری آرمانی شامل 2000 مرکز فروش جهانی با فروش سالیانه بیشتر از یک بیلیون دلار می باشد. پس از اینکه پلیس پاریس، خیمه های مشکی نمایش او را در سينت سولپايس پاريس، با این ادعا که ساخت و استقرارآنها امن نیست ، ممنوع کرد، آرمانی مجبور شد در مارس 1998 درشهرنیویورک کار خود را به نمایش بگذارد . در این زمان نمایشهای راهرویی او معمولا جمعیت زیادی را به خود جلب می کرد و رابرت دنیرو ، اسپایک لی ، مارک والبرگ، مارتین اسکورسس ، سوفیا لورن و بسیاری دیگر به تماشای آن می آمدند .
با این حال آرمانی ادعا می کند که از مردم معمولی که در خیابانها هستند برای خود الهام می گیرد . او اعتقاد دارد که لباسها باید برای پوشیدن تولید شود ، نه فقط برای نمایش و ترسیم مهارتهایی که او به عنوان یک طراح لباس آموخته است تا لباسهای معاصری را برای زنان تولید کند . لباسهایی با شانه های پهن به مدلی عملی تر ، سودمندتر و انعطاف پذیرتر بدل شده است و مجموعه های آرمانی امروزه زیبا و ظریف هستند .
در سال 2000 فوربز، جورجيو آرمانی را به عنوان موفق ترین طراح در دنیا اعلام کرد. با در آمد شخصی 135 میلیون دلار در سال 1999. در سال 2001 این مجله او را در ریف نوزدهم (بعد از خانواده بولگاری و قبل از پراداس در لیست اعضای جدید مد قرار داد

Saba
08-01-28, 00:39
معرفی طراح (کریستین دیور)
شهرت کریستین دیور به عنوان یکی از مهمترین طراحان لباس زنانه در قرن بیستم زمانی آغاز شد که او اولین مجموعه خود را در سال 1947 ارائه کرد. او دراین مجموعه " نگاه جدید" New Look را معرفی کرد . ترکیب شانه های گرد شده و منحنی ، یک کمربند تنگ که محکم بسته می شد و دامن حجیم و پف دارنگاه جدیدی بود که از ماورای ظرافت ، زنانگی و توانگری به مد و پوشاک زنان نگاه می کرد . پس از سالهای بسیاری که از استفاده اونیفورمهای نظامی ، کمبودها و محدودیتهای مربوط به لباسهای مردانه می گذشت ، دیور نه تنها یک نگاه جدید را ارائه کرد بلکه یک چشم انداز و نظریه جدید را معرفی کرد .
دیور پس از تولد تا سن ده سالگی در نورماندی فرانسه بود و در ده سالگی به همراه والدین خود به پاریس رفت . او پس از تحصیل در علوم سیاسی ، در ارتش خدمت کرد . طراحی لباس را تا سال 1935 شروع نکرده بود ، در این سال او به پاریس بازگشت و شروع به فروش طرحهای اولیه خود کرد . رابرت پیگرت طراح لباس، او را در سال 1938 استخدام کرد . در طول جنگ جهانی دوم ، دیور در جنوب فرانسه خدمت می کرد ، سپس در سال 1941 دوباره به پاریس بازگشت و در سالن طراحی بزرگتری برای لوسین للونگ مشغول به کار شد . دیور در سال 1946 با پشتیبانی مارشال بوساک ، صاحب کارخانه منسوجات ، سالن مد خود را افتتاح کرد .
دیور کمک کرد تا پاریس محاصره شده پس از جنگ ، مجددا به پایتخت و مرکز مد تبدیل شود. هر کدام از مجموعه های او در سراسر این دوره دارای موضوعی بودند . در بهار سال 1947، مانکنی با نام پیشنهادی " کارول " یا "شکل 8" ارائه کرد که مدل جدیدی بود با شانه های برجسته ، رانهای مشخص و برجسته و کمری باریک . درمجموعه بهار سال 1953، با نام لاله ، تعداد زیادی تصویرهای پرگل و نقشدار را نشان می داد . مدل " خط A " بهار سال 1955 ، با کمری نامشخص و نیمرخی صاف که بر روی رانها و پاها پهن و عریض می شد به حرف A بزرگ شباهت داشت . بعضی از طرحهای دیور به زمان امپراطوری دوم و سایر سبکهای تاریخی شباهت داشت و از آنها شبیه سازی شده بود ، اما او همچنین لباسهای مردانه را طراحی می کرد و آنها را بخشی از مدلهای قفسه مدرن قرار می داد . دیور در آخرین مجموعه خود احساس کرد به مدلی ملایم تر نیاز دارد و لباسهای خواب زنانه ، پیراهنهای آستین کوتاه (تونیکهای) تنگ و پوششی شبیه لباس ساری زنان هندی طراحی کرد .
دیور به همرا شریک خود جکووس رووت ، درایجاد قراردادهای کاری در تجارت مد پیشگام شد . در سال 1948 ، او قراردادهای پر سودی در معامله برای لباسهای خز دار ، جورابهای زنانه ساق بلند و عطر ترتیب داد که نه تنها ایجاد در آمد و منفعت می کرد ، بلکه او را به یک نام خانوادگی و آشنا بدل کرد . در حالی که سالن مد دیور امروزه هنوز در حال پیشرفت است ، مرگ نا بهنگام دیور در سال 1957 دنیای مد را از یک رهبر بزرگ صاحب سبک محروم کرد . کریستین دیور با نام خود تنها یک دهه طراحی کرد ، اما تاثیر او در مد تا سالهای بسیاری پس از آن باقی خواهد ماند .
نیم تنه " بار" کریستین دیور با شانه های شیب دار ، نیم تنه منحنی و برش دار ، کمر باریک و فشرده و رانهای باد کرده و حجیم نمونه ای از مجموعه " نگاه جدید" اوست . این مدل انکاری بر سبکهای دهه های 20 و 30 قرن بیستم بود ، همچنین به طور آشکاری مرهون سبکها و مانکن های اواخر قرن نوزدهم بود. اگرچه به نظر می رسید که این مانکن ساخته شده دردهه 1950 ، تا حدودی باعث راحتی و استراحت قسمت پایینی بدن می شد ، مجلات مد کنترل و رژیم غذایی سختی را تحمیل کردند. در سال 1949 ، وگو رژیم غذایی ایکس را معرفی کرد ، یک رژیم 750 کالری در روز که باید ده روز ادامه می یافت و چندین نسخه از آن در دهه 1959 منتشر شد . یک سرمقاله در سال 1953 در " بازار چنگ نواز" بیان کرد ، افرادی که در حفظ شکل و ظاهر مناسب خود موفق نیستند " به اندازه کافی و مناسب در مورد اینکه بخواهند در بهترین حالت ظاهری ممکن خود دیده بشوند ، نظری ندارند " . این تاکید و اهمیت دادن به کنترل داخلی و حفظ شکل ظاهری مناسب شاید دلیلی شد تا لباسهای زیر بزرگ و حجیم قرن نوزدهم زیاد در مانکن ها و مدلها استفاده نشود . کمربندهای تنگی که به عنوان لباس زیر در دهه 1950 معرفی شد تنها چهار اینچ عرض داشت . بیشتر لباسهای ورزشی در این دهه روش دیور را دنبال می کردند.ادامه دارد http://i16.tinypic.com/447f6g6.jpg

idealist
08-05-17, 16:18
گفت‌وگو با طراح مد ایرانی در آمریکا آقای طراح با لباس‌های نستعلیقی


نامش حالا با لـُنگ‌هایی که به شکل دامن، روسری و شال روی سروکول مانکن‌ها حس‌وحال جدیدی به مفهوم این دستمال یا پارچه حمام سنتی داده، دوباره سرزبان‌ها افتاده است. نیما بهنود همان طراح لباس ایرانی مقیم نیویورک است که با طرح‌هایی از خطوط نستعلیق و شکسته‌ فارسی تی‌شرت‌های خاصی را طراحی کرد و با گذشت مدت کوتاهی از شروع کارش این نوع تی‌شرت بین آمریکایی‌ها و ایرانی‌ها به شدت محبوب شد.
این طراح سی و دو ساله، که چهارسال پیش از مدرسه‌ مد نیویورک فارغ‌التحصیل شده، هیچ‌وقت فکر نمی‌کرده بتواند با چاپ دستی مُهرهای قدیمی و خطوط نستعلیق فارسی روی تی‌شرت‌ روزی نام ایران را زیر نور فلاش عکاسان مد بیاورد:" روزهای اولی که این ایده به ذهنم رسید، با ترس و لرز با افراد مختلف مشورت می‌کردم. تقریبا ۹۰ درصد کسانی هم که به من کمک فکری می‌دادند، نگاه چندان مثبتی به این شیوه نداشتند."

http://radiozamaaneh.com/pictures-new/longnima.jpg
شعر و نوشته فارسی روی لـُنگ یا جامه حمام قدیمی ایرانی ‌



با همه این تردیدها او با مارک «NIMA NY » بعد از مدت کوتاهی توانست با عرضه و فروش این نوع خاص تی‌شرت، به اوج شهرت برسد.
تنها چیزی که باعث می‌شد هشت سال پیش برای شروع خیلی مطمئن نباشد، این بود که باور نمی‌کرد در تمام این سال‌‌ها و با وجود طراحان لباس موفق ایرانی در دنیا، کسی به فکر استفاده از خط ، فرم و اشکال‌ ایرانی و حتی خاورمیانه‌ای روی لباس‌ها نیفتاده باشد.
شش فروشگاه « NIMA NY» در دوبی و سه فروشگاه در عربستان فعال هستند و در آمریکا و اروپا هم فروشگاه‌هایی با همین "نشان تجاری" طرفداران زیادی دارند.
در ایران نوع تقلبی تی‌شرت‌های او در حال دوخت و فروش است. ولی نیما می‌گوید، قبلا حدس می‌زده که مشابه‌سازی این ایده پیش می‌آید. مدتی‌ است که چندین گروه در ایران و آمریکا در حال کاری هستند که خود نیما دوست ندارد اسمشان را " کپی" بگذارد.
گروه « NIMA NY» در لندن، فرانسه، تورنتو، ونکوور و بخش‌های مختلفی در آمریکا نمایش یا «شو» لباس داشتند. این تی‌شرت‌ها با چاپ دستی طرح، نوشته یا مهرهایی که معمولا از بازارهای قدیمی در ترکیه، مراکش و ایران تهیه و دوخته شده‌اند، بین ۶۰ تا ۱۲۰ دلار قیمت دارند.
این روزها این لباسها را می‌توانید بر تن هنرمندان سرشناس آمریکایی و حتی مدل‌های معروف بین‌المللی ببینید؛ خواهران هیلتون، جیم کری، هایدی کلوم(مدل معروف آلمانی) و ... از مشتریان پرو پا قرص او هستند .
میترا حجار و بهرام رادان هم، دو بازیگر معروف سینمای ایران هستند که تا امروز تی‌شرت‌های «نیما.ان.وای» را ‌پوشیده‌اند.


او این روزها در حال گسترش کار خودش هست؛ برای همین ‫لـُنگ‌های جدید را به بازار می‌فرستد و به فکر کار کردن این طرح‌ها روی لباس شب زنانه است.


«چو ایران نباشد، تن من مباد» در تن یک مانکن آمریکایی‌ یا اسپانیایی برای شما شاید به‌عنوان یک طراح، فقط کار به نظر بیاید، ولی برای یک ایرانی که این طرح را می‌بینند چه حس و حتی فکری را به وجود می‌آورد؟ درست است، اگر یک ایرانی به آن نگاه کند، حس ملی‌‌گرایی نسبت به آن خواهد داشت. بالاخره وطنش است. ولی جوری که من به آن نگاه کردم، از این دیدگاه نبود. دلم می‌خواهد نظرها را جلب کنم به این که دنیا جوان‌های داخل ایران را ببیند. اصلا می‌تواند ایران نباشد. درست است که من از نوشته‌های فارسی استفاده می‌کنم، چون زبان فارسی را بهتر از زبان‌های دیگر بلدم. ولی منظورم از این کار فقط یک کشور در دنیا و آن هم ایران نیست.
ببینید، دنیای مد بسیار وسیع است وبا یک‌سری گروه‌های خاص مونوپولی شده است. در صورتی که گروه‌های کوچک‌تری هستند با فرهنگ‌های خیلی جالب‌تر که دیده نمی‌شوند. حالا اگر یک مانکن خارجی لباسی با جمله «چو ایران نباشد...» را بپوشد، درست است که دارد فکر و هدف من را نشان می‌دهد، ولی در واقع هدف مستقل دیگری را هم نشان می‌دهد؛ این که دنیای مد یک بعدی نیست.


http://radiozamaaneh.com/pictures-new/nimabehn.jpg
نیما بهنود، معتقد است طراح باید طرز فکر شخصی خود را الگو قرار دهد تا از بقیه مارک‌ها تقلید نکند

اشاره کردید به این که در دنیای مد فضای مونوپولی وجود دارد؛ در رقابت با برندها و مارک‌های دیگر وقتی شما با نشان تجاری «نیما. ان. وای» وارد می‌شوید، چقدر امکان دارید که جلو بروید؟ اصلا راه برای طرح‌هایی مثل این کار چقدر باز است؟
باید تلاش زیادی کرد. با دانسته‌هایی که تا حالا جمع کرده‌ام در این رشته و درسی که خواندم، به این نتیجه رسیده‌ام که نیویورک بسیارزمینه‌ درستی برای شروع این حرکت دارد. یعنی من اگر در فرانسه، لندن یا در جای دیگری بودم، نمی‌توانستم به این سرعت و یا به نحوی که تنظیم کردم پیش بروم. همه اینها به‌خاطر این است که نیویورک بیشترین تحمل را دارد.
و البته بیشترین رقابت را هم در مد دارد!
بیشترین رقابت هم در آن وجود دارد که در واقع فعالیت را سخت‌تر می‌کند. تمام کسانی که وارد این عرصه می‌شوند، به‌خاطر این که مد یک صنعت بسیار خشن است، احساس می‌کنند باید از قبلی‌ها پیروی بکنند و خیلی جرات نمی‌کنند که ایده‌ای از خودشان بیاورند. به‌خاطر این که فرصت‌اش را ندارند که روش جدیدی وارد عرصه مد کنند و منتظر بمانند آن هم رد بشود تا هم از نظر مالی و هم از نظر فکری لطمه‌‌ بخورند.
در واقع به خلاقیت طراح اشاره می‌کنی که می‌تواند باعث شود از ابتدا راه خودش را در این صنعت باز کند؟
بله... من می‌گویم اگر فکر کنند که از نظر شخصی چه عناصری دارند که متفاوت است، بیشتر جواب می‌گیرند. برای مثال می‌گویم، کریستین دیور طرحی‌هایی که ارائه کرده و پرطرفدار است، از یک ایده شخصی درآمده؛ دیور بعد از جنگ جهانی سعی کرد لباس‌هایی درست کند که روحیه‌ شکست‌خورده‌ مردم فرانسه را بهبود ببخشد. او نه می‌خواست معروف بشود و نه دنبال ثروت از این راه بود.
ولی چون روش و طرحی را از درونش شکل داد و خیلی هم مواظب بود که درست انجام بشود، تبدیل به این مارک بزرگ شد. من معتقدم، آن طرز فکر را الگو قرار بدهیم، نه نتیجه‌ نهایی را. یعنی اگر کسی از کشور مکزیک می‌خواهد طراحی کند، ببیند در فرهنگ خودش چه چیزهایی هست یا از آنها چه جوری می‌تواند استفاده کند.


http://radiozamaaneh.com/pictures-new/nima1
طرح‌های « NIMA NY» در حال گسترش روی انواع لباس‌هاست

همین مارک‌‌های بزرگ مثل کریستین دیور، سال‌هاست به‌خاطر اسم یا برند پایدار مانده‌اند، در عین‌ حال رو به تکرار آورده‌اند و شاید در بسیاری از مواقع نگاه یا رویه جدیدی برای ارائه نداشته باشند. شاید این نکته‌ای که اشاره می‌کنی، نقطه شروع است برای این که یک طراح مد به‌خصوص از یک کشور شرقی بتواند روی سکوی پرتاب بایستد.
درست می‌گویید، همینطور هم هست. برای شروع است و حرکت اولیه به نظر من خیلی مهم است، این که به‌خاطر چی باشد و هدف شهرت و پول است، یا نشان‌دادن زاویه‌ای از یک فرهنگ، مهم است؟
آن حرکت اولیه اگر درست باشد، حدود ۸۰­ ۷۰ درصد راه طی شده و بقیه‌ موارد معمول روزمره می‌شود.
همانطور که شما می‌گویید، نه تنها مارک دیور، بلکه فعالیت مارک‌های دیگر هم به صورت روزمره درآمده‌. به‌خاطر این که بازدهی بالاست و هرچه تحویل بازار بدهند خریده می‌شود. این اتفاق تقریبا برای همه‌ مارک‌ها می‌افتد، چون دیگر وارد بازاری می‌شوند که فقط فروش مهم است. هیچ مارکی را ندیده‌ام که از روز اول کاملا صادق باشد و با همان هدف اولیه که شروع کرده، پیش برود.
مارک «نیما. ان. وای» چطور؟ برای شروع، غیر از دوست داشتن کار و به جز علاقه‌ای که به ایران داشتی، هدف خودت صادقانه چه بود، و آیا تا امروز خودت صادق مانده‌ای در این روند؟
من هنوز در ابتدای راهم. اما هرچه می‌گذرد، می‌فهمم گروه‌مان در مورد مد هیچی نمی‌داند و به این فکر می‌کنیم که چقدر کارهای جدید می‌توانیم بکنیم. در واقع هنوز مثل یک مشت بچه‌ که هیجان‌زده هستند با این موضوع برخورد می‌کنیم. واقعا فکر نمی‌کنم به نحوی که از دور تصور می‌شود ما بزرگ شده‌ایم، ما بزرگ نشده‌ایم. ولی تا حالا همان هدف اولیه حفظ شده است.
اشاره کردی به روزهایی که در پیش داری.
نیما بهنودی که از کارکردن روی شلوارهای جین و لباس‌های وارداتی در ایران کارش را شروع کرد و با ارائه طرح‌هایی از مُهر قدیمی میرزاکوچک خان روی تی‌شرت در مهمانی خیریه برای کمک به بم (خارج از ایران)، به شهرت رسید و حالا حتی چند فروشگاه به نام خودش دارد، برداشت‌اش از مد چقدر تغییر کرده؟
روزهای اول، قبل از این که مقیم شهر نیویورک شوم ودر کالیفرنیا زندگی می‌کردم، نگاهم خیلی مثبت‌تر بود به دنیای مد. مثل هر موضوعی که وقتی از بیرون نگاه می‌کنید، جذابیت‌اش خیلی بیشتر است و وقتی واردش می‌شوید، تازه متوجه می‌شوید که خیلی متفاوت است با تصوراتت.
وقتی تحصیلاتم را در این رشته در نیویورک ادامه دادم، علاقه‌ام که خیلی بیشتر شد، ولی تاریکی درونش را هم بیشتر دیدم. با این حال تا امروز با تمام بدی‌هایی که در صنعت مد هست، از لحاظ کارهایی که آدم‌هایش درون آن انجام می‌دهند، من هنوز خیلی به این صنعت علاقمندم.


http://radiozamaaneh.com/pictures-new/runway.jpg
نیما.ان.وای شوهای مختلفی در لندن، فرانسه، تورنتو، ونکوور و نیویورک داشته است

آن بخش تاریک صنعت مد، دقیقا کدام شرایط یا قسمتی‌ست که بیشتر اذیت‌ات می‌کند؟
مثلا یک شو یا نمایش لباس را می‌بینیم که چهارده­ پانزده‌ مدل لباس‌ها را می‌پوشند و دفیله می‌کنند و یک‌سری هم عکس می‌گیرند و طراح هم در نهایت می‌آید و می‌رود.
در واقع بعد ازاین که نگاه بکنیم، می‌بینیم که روحیه‌ چهارده‌­ پانزده‌تا مدل جلوی دید چندین هزار نفر قرار گرفته و خیلی حالت سختی است. از بیرون زیباست، ولی درونش را که ببینیم خیلی مسائل و مشکلات در آن نهفته است.
برای همین یکی از کارهایی که من از روز اول کردم و تا الان هم ادامه دادم این است که مدل‌هایم را فقط به‌خاطر اندازه ابعاد بدن، زیبایی صورت و نوع هیکل‌شان انتخاب نمی‌کنم و با آنها در این روند رابطه برقرار می‌کنم، صحبت می‌کنم. برای همین است که تعداد زیادی از آنها تا امروز با گروه من هستند.
با وجود اینکه مدل‌های معروف و بزرگی‌اند و برای مارک‌های خیلی بزرگ‌تر از من به طور تمام وقت کار می‌کنند، ولی درون آنها چیزی بود که من احساس کردم باید مثل یک کارگردان کار کنم که می‌خواهد هنرپیشه‌هایش را انتخاب بکند و هر دو طرف باید نسبت به کار یک پس‌زمینه ذهنی داشته باشند. آن هم به‌خاطر این است که همیشه می‌ترسیدم و فکر می‌کردم اصلا از من برخواهد آمد که یک‌سری آدم را بگیرم و فقط بخاطر شکل ظاهری از آنها استفاده کنم؟
یعنی از نقطه ضعفی که می‌توانسته مد برای یک مانکن لباس داشته باشد، یا از آن موردی که ممکن بود خودت در این صنعت دوست نداشته باشی، به‌عنوان نقطه مثبت کار خودت استفاده می‌کنی؟
می‌شود اینطوری هم گفت. با این وجود من هنوز در این کار بعد از چهار­ پنج سال، آن تاریکی‌ای که از آن سراغ دارم، ندیده‌ام. وضعیتی که مثلا مجبورند یک‌سری کارها را انجام دهند و حقوق کافی نگیرند و بروند، به نظر من کار خیلی سختی است. از یک جهت دیگر کسانی که کارهای خیاطی و تولید را انجام می‌دهند، هم با سختی‌های خاصی روبه‌رو هستند در این صنعت. جز آن محصول نهایی و آن چیزی که شما از دوربین تلویزیون‌های دنیا می‌بینید، بقیه‌اش خیلی خیلی در سطح پایین است.
برگردیم به لباس‌هایی که خودت طراحی می‌کنی. تا جایی که من یادم هست، سالها پیش طرح‌ها و خطوط ژاپنی و چینی و حتی هندی روی لباس‌ها مد شده بود. ولی زمان زیادی طول نکشید. فکر می‌کنم به سرعت طرفدارهایش را از دست داد.
بله. دوره خطوط هندی روی لباس خیلی کوتاه مدت بود. علت آن این بود که خیلی آن را با دنیای یوگا، بودیسم و مذهب مرتبط کرده بودند. خطوط ژاپنی‌ و چینی خیلی عمرشان طولانی‌تر بود، ولی آن‌ها هم از بین رفت. یعنی از سال‌های ۵۰­ تا۱۹۴۰ ادامه داشت و تا همین الان هم هنوز جاهایی دیده می‌شود.


http://radiozamaaneh.com/pictures-new/nimateam.jpg
گروه « NIMA NY»
بنابراین فکر می‌کنید خط فارسی در این دنیای بی‌رحم مد چقدر دوام بیاورد؟
فکر می‌کنم علت این دوره‌های کوتاه مدت این است که ایده در یک سبک گیر می‌کند و فقط روی یک شکل و جنس از آن استفاده می‌شود.
کاری که ما می‌کنیم این است که از چارچوب تی‌شرت بیرون بیاییم. یک‌سری کمربند چرمی، شلوار و کت در دست تهیه است. تا چندماه دیگر هم بیرون می‌آیند. الان من سعی می‌کنم نشان بدهم که خط فارسی، یا این شکل‌ها و مُهر‌های خاورمیانه‌ای فقط روی تی‌شرت نیست که قشنگ می‌شوند و استفاده از آنها روی لباس شب زنانه یا روی روسری و دامن‌های مختلف هم خوب می‌شود.
این کاری است که ما می‌کنیم تا این ایده را نگه داریم و عمرش را طولانی‌تر کنیم.


سایت نیما بهنود همراه با طرح‌هایش (http://www.nimany.com/)
توضیح حاشیه‌ای: نیما بهنود فرزند روزنامه‌نگار معروف مسعود بهنود است.

منبع: رادیو زمانه

idealist
08-06-02, 17:39
ایو سن لورن، طراح بنام لباس فرانسوی، در سن ۷۱ سالگی در گذشته است. علت اصلی مرگ وی هنوز اعلام نشده است.


ایو سن لورن یکی از مشهورترین طراحان لباس به ویژه لباس های زنانه در قرن بیستم بود.
او در سن ۲۱ سالگی طراح اصلی لباس کمپانی House of Dior شد.
آقای لورن در سال ۱۹۳۶ میلادی در الجزایر، مستعمره سابق فرانسه، متولد شده بود.
او به خاطر ایجاد دگرگونی هایی عمیق در صنعت جهانی مد لباس معروف است.

یکی از نوآوری های وی، طراحی کت و شلوارهای بسیاری شیک برای زنان شاغل بود، اقدامی که هم زمان با تغییر نقش زنان در جامعه انجام شد.
ایو لورن در سال ۲۰۰۲ میلادی خود را بازنشسته اعلام کرد.
گفته می شود که او به ندرت در ملا عام دیده می شد.
آقای لورن مدت ها بود که از سلامتی کامل ذهنی و جسمانی برخوردار نبود.
او به عنوان یک همجنسگرا، از دوران جوانی در مدرسه با آزار و اذیت زیادی روبرو شد، به طوری که دچار ناراحتی های عصبی شده بوده بود.
پیر برگ از همکاران و دوستان قدیمی آقای لورن می گوید که آقای لورن در خانه شخصی اش در پاریس، پایتخت فرانسه، درگذشته است.
اما پیر برگ درباره علت اصلی مرگ ایو سن لورن توضیحی نداده است.

منبع: بی بی سی

idealist
08-06-04, 01:37
کت شلوارهای شیک و مناسب برای محیط کار، آن هم در مقیاسی وسیع برای زنان شاغل، در زمان خود یک انقلاب بود. تا پیش از آن، طراحان تنها لباس‌های مهمانی و شب، آن هم به تعدادی بسیار اندک تولید می‌کردند. پیئر برژه، رفیق قدیمی ایو سن لوران می‌گوید: «طراحی‌های او مانند بمبی بود که یک آنارشیست آزادی‌خواه به میان جامعه بیندازد. کت شلوارهای لوران، زنان را از لباس‌های دست و پا گیر و مجلل نجات داد.»


برژه می‌افزاید: «اگر کوکو شانل در آغاز قرن بیستم، زنان را از بند لباس‌های بلند و چین دار و پراز تور، آزاد کرد، ایوسن لوران ناجی زنانی شد که می‌خواستند در عین آراستگی، کار و فعالیت اجتماعی کنند. ایوسن لوران با مد کردن شلوار، به زنان تحرک و قدرت بخشید.»



ایو سن لوران متولد شهر اوران در الجزایر است که آن زمان مستعمره فرانسه بود. در ۱۷ سالگی جایزه اول مسابقه‌ای بین المللی برای طراحی یک لباس کوکتل را ربود. وقتی ۱۸ ساله شد به پاریس رفت و دستیار کریستیان دیور شد. ۲۱ ساله بود که پس از درگذشت دیور، مدیریت مزون او را بر عهده گرفت.


ایو سن لوران از همان اولین کلکسیون خود نشان داد که لباس‌هایش متناسب با تغییر نقش اجتماعی زنان است. این کار او را همزمان محبوب و منفور کرد. محبوب قشر متوسط و منفور اشراف زادگان شد.


لباس‌های شب و پاره‌ای طراحی‌های کاملا اختصاصی ایوسن لوران البته بسیارگران بودند اما کمتر زنی از قشر میانه جامعه است که عطر، عینک، دستمال گردن، لوازم آرایش یا کیف و کفش ایو سن لوران را یک بار هم که شده، نخریده باشد. عطر یا عینک و روسری ایو سن لوران از جمله اقلام مورد مصرف و استقبال قشر شهری و متوسط ایرانی نیز بوده‌اند.


ایو سن لوران در سال ۲۰۰۲ به دلیل بیماری، خود را بازنشسته اعلام کرد. او همجنس‌گرا بود و در کودکی به دلیل محیط اجتماعی و فرهنگی آن زمان که این گرایش را تابو می شمرد، مورد آزار و تحقیر قرار گرفته بود.


پیئر برژه، همراه قدیمی ایو سن لوران می‌گوید: «شخصیت او دو سو داشت. سوی اجتماعی و برون‌گرا که برای مردم و مشتریانش بود و سوی درون‌گرا و انزواطلبی که تنها شمار اندکی از نزدیکانش با آن آشنا بودند.»


منبع (http://www.dw-world.de/dw/article/0,2144,3379739,00.html)

idealist
08-06-06, 17:00
از او به عنوان یکی از بزرگ‌ترین و خلاق‌ترین طراحان لباس قرن بیستم و "پادشاه مد" نام می‌برند، در حالی‌که خودش بارها گفته بود کوررنگی دارد. کسی‌که به خاطر کنار هم گذاشتن رنگ‌ها معجره می‌کرد، اما رنگ مورد علاقه‌اش «سیاه» بود.


او نخستین کسی بود که از مدل‌های سیاه‌پوست، به خاطر هیکل زیبای‌شان و زنان ژاپنی به خاطر اندام ظریف‌شان استفاده کرد و راهی را برای بسیاری از طراحان لباس باز کرد.

گفته می‌شود او به خاطر حساسیت و وسواس در کار هنری‌اش قرص‌های مختلف آرام‌بخش مصرف می‌کرد. سن لوران بعد از اتمام طراحی و اجرای هر لباس، بیمار می‌شد. شاید همین قرص‌ها کار او را به سرطان مغز رساند.

در مراسم تشییع جنازه او در روز پنجم ماه ژوئن، سیاستمداران و هنرمندان کنار هم ایستادند. کارلا برونی، همسر سارکوزی رئیس جمهور فرانسه یکی از مدل‌های معروف سن لوران بود.
کاترین دنوو یکی از دوستان نزدیکش، فرح پهلوی همراه با بسیاری از طراحان مد ایتالیایی که بیشتر با او رفیق بودند تا رقیب، در مراسم خداحافظی با پیکرش حاضر شدند.

خاکستر جسد سن لوران طبق وصیتش به خانه‌ای در مراکش که متعلق به او و شریک زندگی و کارش پیر برگ است، منتقل خواهد شد.

او که در جوانی یعنی در سن ۲۱ سالگی طراح اصلی ‌شرکت طراحی لباس «خانه دیور» شد، توانست با طرح‌های ساده و شناخت‌اش از رنگ‌ها چهره‌ صنعت پوشاک را متحول کند. همین سال‌ها بود که لباس عروسی فرح پهلوی را طراحی کرد.
لوران، تا زمان مرگ دیور طراح اصلی او بود و بعد سراغ کار خودش رفت و «خانه ایو سن لوران» را در پاریس راه انداخت. او توانست در سال ۱۹۸۱ جایزه‌ انجمن طراحان مد آمریکا را بگیرد.



او در بخش طراحی لباس‌های اعیانی تبحر داشت که ‌‌‌کیفیت بالا و پیچیده و بسیار خاصی دارند و جزو البسه فاخر و سلطنتی محسوب می شوند. استفاده از هنرهای دستی و طرح‌های قومی و ملی روی لباس بخشی از این روش دوخت و طراحی است‌. اما شش سال قبل، یعنی سال ۲۰۰۲ این بخش را کنار گذاشت: «این بخش از طراحی، مخصوص اشراف است و مشتریان بسیار نادری داشت و دوختش بسیار گران‌قیمت بود.»




ین را دوست و همکار ایرانی ایو سن لوران می‌گوید که در پاریس طراح مد و لباس است.
کیوان خسروانی ادامه می‌دهد: «از سال‌های ۹۰ فقط کسانی که درآمدهای نامشروع عجیب داشتند، مثل مافیای روس‌ها و پرنسس‌های کشورهای خلیج فارس می‌توانستند این نوع لباس‌های سنگین و خاص را بخرند و مشتری‌های اروپایی در این حد پول نداشتند تا از این نوع لباس‌ها استفاده بکنند.»
‌ایو سن لوران در کنار بسیاری از جوایز مختلفی که به دست آورد، جایزه‌ شوالیه‌ لژیون را از فرانسوا میتران، رییس جمهور فرانسه و همین‌طور جایزه‌ اسکار مد را به خاطر بهترین طراحی لباس دریافت کرده بود.
‌او یکی از موفق‌ترین طراحانی بود که در بخش طراحی لباس زنان در دنیای مد اهمیت زیادی داشت. بخشی از این اهمیت به طراحی کت‌وشلوار زنانه (اسموکینگ یا تاکسیودو) و لباس‌هایی که به زنان برای فعالیت اجتماعی قدرت و اعتماد به نفس می‌داد.
‌خسروانی که در کنار طراحی لباس، معمار معروفی در فرانسه و ایران است و لباس‌های رسمی فرح پهلوی را برای سفرهای رسمی‌اش طراحی کرده، می‌گوید: «‌نخستین کسی که زن را به آزادگی خودش رساند "کوکو شانل" بود که موی مدل‌ها را کوتاه کرد، دامن‌ها را کوتاه‌تر از قبل طراحی کرد. ولی ایو سن لوران به زن یک قدرتی علاوه بر آزادی که شانل داده بود، ارایه کرد که "اسموکینگ" معروف سیاه‌اش است. این کت وشلوارها به خاطر برش خاص شلوارهایی که برای زن‌ها اجرا ‌کرد، فوق‌العاده با برش شلوار مردان فرق داشت.»


اسموکینگ یا کت و شلوار زنانه طرح معروف سن لوران


با این حال سن لورران کت‌وشلوارهایی را برای کلکسیون‌هایش طراحی می‌کرد که در اختیار همه قرار نمی‌گرفت. اما معروف است که موفق شده با طراحی ساده، مد را مردمی‌تر کند و لباس‌هایی را بیافریند که مردم معمولی غیر از طبقه‌ ثروتمند، از آن‌ها استفاده کنند.
اما خسروانی معتقد است ظرافت کار سن لوران، طرز دوخت و اجرای کارهایش در طراحی لباس‌ نمی‌توانست برای مردم عادی ارایه شود: «تمام طراحان به نوعی، پوشاک مردم اروپا را تحت تاثیر خودشان قرار می‌دادند. ممکن بود لباس یا طرحی ‌امضای سن لوران ‌را نداشته باشد، ولی مردم عادی هم ازآن استفاده کنند.»
این طراح لباس ایرانی، با اشاره به شیک‌پوشی زنان فرانسوی می‌گوید: «زنان شهر بوردو بسیار شیک‌پوش و برازنده می‌پوشیدند و بعد از آن‌ها زنان پاریسی می‌توانستند از این نوع طرح‌ها استفاده بکنند و مردم عادی هم از الهام گرفتن از لباس‌های او بهره‌مند بودند، تا از اصل لباس‌های او.»
پس از جنبش ماه مه سال‌‌ ۶۸ که ‌یک انقلاب اجتماعی در دنیا به‌وجود آمد، درآمد مردم بیشتر شده بود و بیشتر طراحان به موازات کار طراحان معروف که کارشان در «اوتکتیغ» ‌فوق‌العاده گران بود، طراحی‌های ارزان‌تری را ارایه کردند که در سال‌های اخیر به صورت «زارا» نمود دارد؛ بیشتر طراحان اسپانیایی و چینی موفق شدند برای مردم عادی طراحی کنند که با قیمت مناسب به بازار بیاید: «ولی باز هم طرح‌های ساده‌ای که امضا و اسم سن لوران یا بقیه‌ طراحان بزرگ را داشت، از سطح درآمد مردم بالاتر بود.»
سن لوران چندبار گفته بود که بیشتر از بدن زن‌ها‌ الهام می‌گیرد، این کاری است که اغلب طراحان انجام می‌دهند. خسروانی می‌گوید: «سن لوران در کلکسیون‌هایش برای اولین‌بار از مانکن‌های ژاپنی استفاده کرد که قدهای خیلی کوتاهی داشتند و مثل زنان نقاشی‌های مینیاتور بودند، در حالی‌که پیش از او همیشه مانکن‌ها را از میان زن‌های قدبلند انتخاب می‌کردند. کار دومش این بود که از زنان سیاهپوست استفاده کرد که ‌بدن فوق‌العاده زیبایی دارند.»



چند مدل از طرح و لباس‌های سن لوران


او می‌گوید: «بدن زیبای زنی که ‌در هنر یونان، مثلاً در مجسمه ونوس می‌بینیم، باسن نسبتاً پهن دارد و پستان‌های‌ پر، این برای کار طراحان کمی مشکل به‌وجود می‌آورد. مانکن‌هایی که سینه‌های بزرگ دارند، زیاد مورد استفاده‌ طراحان نیستند، برای این‌که خودش یک مشکل می‌شود. با این همه زیبایی زن، جای خودش را دارد و تمام طراحان از این زیبایی استفاده می‌کنند و در طراحی لباس الهام می‌گیرند.»
کیوان خسروانی در مورد تمایز کار سن‌لوران با بقیه طراحان مثل ژیوانژی می‌گوید: «لباس‌هایش در نهایت سادگی و زیبایی قابل پوشش بوده است. در صورتی که الان در مزون دیور، همان جایی که سن لوران تا سال ۶۱ کار می‌کرد، کارهای فوق‌العاده زیبایی طراحی و اجرا می‌شود ولی فقط برای کلکسیون است و حالت ‌لباس‌های کارناوال ونیز را دارد؛ فوق‌العاده زیبا و فاخر است، ولی قابل پوشیدن نیست.»
به گفته این طراح لباس، این نوع لباس‌های فاخر و سنگین، ‌بیشتر برای ویترین و یک‌سری نمایش‌هایی است که موزون‌هایی مثل دیور می‌گذارند تا در قبال آن‌ها بتوانند کیف، عطر، کفش و بقیه‌‌ لوازم زنانه را ‌درست کرده و بفروشند.
خسروانی می‌گوید: «باید بدانیم که دنیا در یک دگرگونی سیاسی، اجتماعی و هنری قرار دارد. در دنیا ثروت‌هایی هست که دست آدم‌های بی‌سلیقه است ‌که باعث می‌شود هرچه شما بی‌سلیقه‌تر درست می‌کنید، بیشتر فروش ‌رود. برای همین است که طراحی مثل ایو سن لوران در سال ۲۰۰۲ از صحنه وداع کرد؛ برای این که دید فروش نمی‌رود و مشتری‌هایی که پولدارند سلیقه ندارند.»



سن لوران همراه با مدلش در نمایش مجموعه بهار و تابستان 1992


از ایو سن لوران به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین طراحان لباس در قرن بیستم یاد می‌شود. استمرار کلاس و زیبایی کارهای او یکی از این دلایل بود.
دلایلش را خسروانی می‌گوید: «با این‌که می‌گفت کوررنگی دارد، ولی بلد بود در یک لباس چند نوع جنس پارچه‌ مختلف از کتان، چرم و پارچه پشمی استفاده کند و درحالی‌که همه‌ این‌ها، سیاه بودند طوری ‌آن‌ها را به‌کار می‌‌برد که انگار هرکدام خودشان را مثل یک رنگ جدا نشان می‌دادند.»
‌او ادامه می‌دهد: «سادگی لباس‌های ایو سن لوران، خیلی مهم بود. البته افراد دیگری هم مثل ژیوانژی و پیر بلمن بودند که کارهای ساده‌ای را طراحی می‌کردند و قابل تحسین بودند. ولی سن لوران کسی بود که از سن ۱۷ سالگی کارش را شروع کرد. ولی چیزی که متمایز می‌کرد کارهای او را با بقیه، ارایه یک نگاه جدید به زن به‌خصوص پوشیدن شلوار یا اسموکینگ بود.
آن چیزی که خیلی در مورد سن لوران صادق است، وجدان حرفه‌ای اوست. او در تمام مدتی که طراحی کلکسیونش را انجام می‌داد بیمار می‌شد، درد می‌شد، زجر می‌کشید. به‌ خاطر احساس مسوولیت نسبت به هنرش و این‌که ‌فقط خودش طرح‌هایش را می‌کشید. ‌او طراحی بود که هم می‌توانست ‌طرح را روی کاغذ بکشد و هم اجرا کند.»



رئیس‌جمهور فرانسه سارکوزی و همسرش کارلا برونی در مراسم تشییع جنازه سن لوران در پاریس


خسروانی ادامه می‌دهد: «وجدان حرفه‌ای سن لوران به طریق دیوانه‌واری خودش را در کارهایش نشان می‌داد و او را زجر می‌داد. هنر برای او یک مسوولیت فوق‌العاده بزرگ بود. اگر کسانی که سیاست دنیا دستشان است، یک دهم وجدان حرفه‌ای او را داشتند، شاید زندگی و دنیای بهتری داشتیم.»

منبع: رادیو زمانه

mahshid
08-06-11, 18:18
پادشاه راهروهای فشن درگذشت



http://www.dukht.com/upload/image/news/yves%20saint%201.jpg




ایو سن لوران طراح بزرگ فرانسوی، (http://www.dukht.com/article.asp?id=99)پس از ماه ها بیماری در سن 71 سالگی در خانه خود در پاریس درگذشت.
پیر برگ شریک تجاری و دوست قدیمی ایو سن لوران گفت:« گابریل شانل (http://www.dukht.com/article.asp?id=23) به زنان آزادی داد و ایو سن لوران به آنها قدرت بخشید. همانند تمامی افراد خلاق او دارای دو چهره بود، یک چهره عمومی و یک جنبه خصوصی.»



سن لوران (http://www.dukht.com/article.asp?id=99)در سن 21 سالگی به عنوان مشاور رئیس سالن دیور (http://www.dukht.com/article.asp?id=10) انتخاب شد. نخستین مجموعه او که مدل های ذوزنقه ای را با شانه های باریک به نمایش گذاشت، یک موفقیت چشمگیر بود.
سن لوران (http://www.dukht.com/article.asp?id=99)پس از مرگ دیور در سال 1957، به عنوان طراح بخش طراحی زنانه سطح عالی سالن دیور (http://www.dukht.com/article.asp?id=21)انتخاب شد. او پس از برعهده گرفتن مدیریت هنری سالن دیور، (http://www.dukht.com/article.asp?id=10)نخستین مجموعه خود را با نام این سالن در سال 1958 به نمایش گذاشت.




http://www.dukht.com/upload/image/news/yves%20saint%20-spring-summer%202000.jpg




پس از اینکه او در سال 1960 به خدمت سربازی رفت، مارک بوهن جانشین او شد. او پس از بازگشت از سربازی، در سال 1962 سالن طراحی خود را به همراه پیر برگ(Pierre Berge) افتتاح کرد و سالن او روز به روز رشد و توسعه یافت.
در ژانویه 2002 این طراح فشن 65 ساله بازنشستگی خود را از دنیای فشن اعلام کرد و به ندرت در معرض عموم ظاهر می شد.

Saba
08-08-06, 21:00
http://cache.daylife.com/imageserve/08e8bncgNdaCW/340x.jpg

طراح مد جیانی ورساچه متولد 1946در رژیوکالابریا در ایتالیا بود . وی قربانی قتل در 16 جولای 1997 شد.و در اوایل کار مادر جیانی به وسیله چرخ خیاطی کوچک خود کار خیاطی خرج خانه را می گذراند. ورساچه همه چیز در مورد خیاطی و دوختن لباس را خیلی زود آموخت و توانست به وسیله علاقه و ذوق ذاتی خود اولین لباسها را طراحی کند ودر مزون مادر خود به فروش برساند .بعد ازآن ورساچه آموزش های تکمیلی خود را در زمینه پارچه از لحاظ طرح آماده سازی و تهیه آن به حرفه ای دید. او اولین شانس خود را زمانی نشان داد که طرحهایی برای کلکسیون فیوری فیورنتینی ، الوچا که یک کمپانی ایتالیایی در سال 1972 بود.

در ادامه ورساچه شروع به طراحی برای مارک مد ایتالیا به نام دی پاریسی انجام داد همچنین از بقیه مارک ها میتوان به کالاگان _ آلما اشاره کرد که کم کم به صورت همکاری بسیار نزدیک در سال 1974 با این مارک ها ادامه کار داد . این کارها سبب شد که بتواند مارک اختصاصی خود را به عنوان یک برند مطرح کند.

در سال 1978 ورساچه اولین بوتیک خودرا در میلان به وسیله دلااسپیک افتتاح کرد ولی هنوز جدا از مارکهای اختصاصی خود برندهای دیگر نیز در بوتیک به فروش میرسید.
خیلی زود زمانی طرفداران سبک ورساچه زیاد شدند، بوتیک های دیگر به این نام در سطح دنیا شروع به کار کردند
در سال 1985 ورساچه خیلی سریع نام جدیدی را در امپراطوری مد دنیا قرار داد. وی همه چیز را در مورد رنگها ، جنس پارچه ها و برش و دوخت میدانست . در سال 1997 ورساچه هدف شلیک گلوله در جلوی کاخ محل سکونت در میامی (فلوریدا) خود شد که منجر به مرگ وی گردید.بنا به گفته پلیس قتل وی از انواع قتلهای سریالی بوده که قاتل وی کمی پس از قتل پس از اینکه در محاصره پلیس قرار گفت خود کشی کرد.
در سپتامبر 1997 برادر جیانی ورساچه ، سانتو ورساچه مدیریت کمپانی ورساچه را به عهده گرفت . خواهر ورساچه دوناتلا ورساچه هم اکنون سرپرست تیم طراحی این شرکت را بر عهده دارد .

Navid
08-08-07, 01:51
[FONT=tahoma,arial,helvetica,sans-serif] در سال 1997 ورساچه هدف شلیک گلوله در جلوی کاخ محل سکونت در میامی (فلوریدا) خود شد که منجر به مرگ وی گردید.بنا به گفته پلیس قتل وی از انواع قتلهای سریالی بوده که قاتل وی کمی پس از قتل پس از اینکه در محاصره پلیس قرار گفت خود کشی کرد.
[/B] .

این عبارت خیلی کنجکاوم کرد و باعث شد که جستجوی کوچیکی در مورد این قاتل بکنم...
Andrew Cunanan که زمانی جزو ده نفر اول لیست تحت تعقیب اف بی آی بوده در طبقه بندی قاتلان جزو دسته ی spree killer قرار میگیره که به معنی قاتلیه که دلیل خاصی برای کشتن نداره و فقط به قصد تفریح و خوش گذرونی این کار رو میکنه....اندرو کانن بعد از اینکه در طول سه ماه،پنج نفر رو به قتل رسوند،در سن 27 سالگی خود کشی کرد...
http://zom.ir/files/yt7fa3zynantjbyfjdzj.jpg (http://zom.ir/)
اطلاعات بیشتر در ویکی پدیا

البته این پست ارتباط مستقیمی با عنوان تاپیک نداره ولی به نظرم بد نیومد دوستان در مورد قاتل این اسطوره دنیای مد هم بدونن....

Navid
08-08-07, 17:34
بعضی از طرفداران معروف ورساچه:
Elton John
Beyonce
Elizabeth Hurley
Axl Rose
Princess Diana
Tupac Shakur (2pac)
Jennifer Lopez

هنرمندان و بازیگران معروفی که برای مدتی برای ورساچه تبلیغ میکردند:
Madonna
The Corrs
Ashton Kutcher
Kevin Richardson
Demi Moore
Britney Spears
Christina Aguilera
Halle Berry

مدل های معروف:
Carolyn Murphy
Angela Lindvall
Daria Werbowy
Miriam Escott IV
Christy Turlington
Gisele Bündchen
Kate Moss
Jonathan Rhys Meyers
Patrick Dempsey

atena
08-09-10, 01:30
http://cache.daylife.com/imageserve/08e8bncgNdaCW/340x.jpg

طراح مد جیانی ورساچه متولد 1946در رژیوکالابریا در ایتالیا بود . وی قربانی قتل در 16 جولای 1997 شد.و در اوایل کار مادر جیانی به وسیله چرخ خیاطی کوچک خود کار خیاطی خرج خانه را می گذراند. ورساچه همه چیز در مورد خیاطی و دوختن لباس را خیلی زود آموخت و توانست به وسیله علاقه و ذوق ذاتی خود اولین لباسها را طراحی کند ودر مزون مادر خود به فروش برساند .بعد ازآن ورساچه آموزش های تکمیلی خود را در زمینه پارچه از لحاظ طرح آماده سازی و تهیه آن به حرفه ای دید. او اولین شانس خود را زمانی نشان داد که طرحهایی برای کلکسیون فیوری فیورنتینی ، الوچا که یک کمپانی ایتالیایی در سال 1972 بود.

در ادامه ورساچه شروع به طراحی برای مارک مد ایتالیا به نام دی پاریسی انجام داد همچنین از بقیه مارک ها میتوان به کالاگان _ آلما اشاره کرد که کم کم به صورت همکاری بسیار نزدیک در سال 1974 با این مارک ها ادامه کار داد . این کارها سبب شد که بتواند مارک اختصاصی خود را به عنوان یک برند مطرح کند.

در سال 1978 ورساچه اولین بوتیک خودرا در میلان به وسیله دلااسپیک افتتاح کرد ولی هنوز جدا از مارکهای اختصاصی خود برندهای دیگر نیز در بوتیک به فروش میرسید.
خیلی زود زمانی طرفداران سبک ورساچه زیاد شدند، بوتیک های دیگر به این نام در سطح دنیا شروع به کار کردند
در سال 1985 ورساچه خیلی سریع نام جدیدی را در امپراطوری مد دنیا قرار داد. وی همه چیز را در مورد رنگها ، جنس پارچه ها و برش و دوخت میدانست . در سال 1997 ورساچه هدف شلیک گلوله در جلوی کاخ محل سکونت در میامی (فلوریدا) خود شد که منجر به مرگ وی گردید.بنا به گفته پلیس قتل وی از انواع قتلهای سریالی بوده که قاتل وی کمی پس از قتل پس از اینکه در محاصره پلیس قرار گفت خود کشی کرد.
در سپتامبر 1997 برادر جیانی ورساچه ، سانتو ورساچه مدیریت کمپانی ورساچه را به عهده گرفت . خواهر ورساچه دوناتلا ورساچه هم اکنون سرپرست تیم طراحی این شرکت را بر عهده دارد .

سلام فکر می کنم که منبع را اشتباه کردید چون این اطلاعات در بلاگ http://persianlifestyle.blogfa.com/ ترجمه و نوشته شده است چون اگر جستجو کنید اصلا ورساچه ترجمه نشده است . این بلاگ مربوط به من می باشد در مورد مد و زیبایی و من به منبعی که شما نوشته بودین رفتم همچین چیزی نبوده و اگر هم بوده مو به مو از بلاگ من برداشته شده .

atena
08-10-19, 18:00
http://www.dukht.com/upload/image/news/allegra.jpg
، به علت بیماری کم اشتهایی تحت درمان است. خانواده او چهارشنبه این مطلب را اعلام کرد؛ که احتمالا این موضوع باعث تکرار بحث به اصطلاح سایز صفر و ممنوعیت مدل های فشن بسیارلاغر خواهد شد.
این طراح فشن تصدیق کرد که دختر بسیار لاغر او، آلگرا، چندین سال است که با سوء تغذیه و اختلالات غذایی مبارزه می کند.


http://www.dukht.com/upload/image/news/versac.jpg
پل بک، پدرآلگرا، ودوناتللا ورساچي در خبری، اعلام کردند:" دختر ما چندین سال است که با بیماری کم اشتهایی، که بیماری بسیار جدی و سختی است مبارزه می کند. او بهترین مراقبتهای پزشکی ممکن را دریافت می کند تا بتواند براین بیماری غلبه کند و به خوبی به آن پاسخ می دهد. به عنوان والدین او، ما بیشترین تلاش خود را برای حمایت و محافظت از دخترمان انجام می دهیم. ما از توجه و نگرانی همه قدردانی می کنیم، اما خواهش می کنیم تا تنهایی و خلوت او در این زمان مورد احترام قرار بگیرد."
مبارزان علیه سوءتغذیه استدلال می کنند که تصاویر مدل های بسیار لاغر یا مدل های سایز- صفرکه دائما از رسانه ها منتشر می شود، زنان جوان و دختران نوجوان را تشویق و ترغیب می کند تا دچار کم اشتهایی بشوند.

garfield
08-12-08, 22:13
ایو-هنری-دونات-ماتیو سن لوران (به فرانسوی: Yves-henri-donat-mathieu Saint Laurent) (۱ اوت ۱۹۳۶ - ۱ ژوئن ۲۰۰۸) طراح لباس بنام فرانسوی بود که کارهایش، تاثیر به‌سزایی در صنعت مد لباس در نیمه دوم قرن بیستم برجای گذاشت.[۱][۲][۳] او به‌خاطر مرسوم نمودن شلوار زنانه برای مناسبت‌های مختلف و همچنین طراحی کت و شلوار اسموکینگ برای زنان، شهرت یافت.[۴]



زندگی شخصی و حرفه طراحی مد

ایو سن لوران از خانواده‌ای فرانسوی‌‌تبار در شهر اوران واقع در الجزایر، مستعمره سابق فرانسه، متولد شد.[۵][۶] او در سن ۱۷ سالگی زادگاه خود را ترک کرد و برای دنبال کردن حرفه طراحی جامه‌های تماشاخانه‌ای و لباسهای زنانه به پاریس مهاجرت نمود. سن لوران برای مدت کوتاهی به تحصیل در یک آموزشگاه طراحی مد پرداخت و در ۱۷ سالگی جایزه اول مسابقه‌ای بین‌المللی برای طراحی یک لباس کوکتل را از آن خود کرد.[۷] در پاریس نخستین طرح‌های خود را به مدیر مجله ووگ (Vogue) که یکی از معروف‌ترین مجلات مد است، ارائه نمود و پس از آنکه مدیر مجله برخی طرحهای سن لوران را به کریستاین دیور (یکی از طراحان بزرگ مد) نشان داد، او بلافاصله به عنوان دستیار دیور استخدام شد.[۸][۴]
http://upload.wikimedia.org/wikipedia/fa/thumb/4/42/Lesmoking.jpg/200px-Lesmoking.jpg http://upload.wikimedia.org/skins/common/images/magnify-clip.png
اسموکینگ (تاکسیدوی زنانه) از معروف‌ترین طرح‌های ایو سن لوران. (عکس توسط هلموت نیوتون، عکاس صنعت مد، در سال ۱۹۷۵ گرفته شده‌است.)


سن لوران به عنوان تحت‌الحمایه دیور، در سن ۲۱ سالگی، و به هنگام مرگ دیور، طراح اصلی شرکت طراحی لباس خانه دیور[۹] در سال ۱۹۵۷ میلادی شد و پس از معرفی جامه ذوذنقه‌ای برای کلکسیون دیور در سال ۱۹۵۸،[۱۰] پلیورهای یقه اسکی خوش‌پوشی به سبک بیتنیک روز و ژاکت‌های چرمی مشکی خزداری را به سال ۱۹۶۰، ارائه کرد. در همان سال برای خدمت وظیفه عمومی، به ارتش فرانسه پیوست که در پی آن دستخوش ناراحتی‌های عصبی و روحی گردید و طراح مد مارک بوهان جای او را در خانه دیور گرفت.[۴]
سن لوران در سال ۱۹۶۲ میلادی، سالن طراحی لباس خود را با نام خانه ایو سن لوران افتتاح کرد و در مدت زمان کوتاهی به یکی از تاثیرگذارترین طراحان مد پاریس تبدیل شد. او پوشیدن شلوار را توسط زنان، (در طرح‌های شهری و محلی) باب نمود و با تغییر قواره و ترکیب جامه‌های مخصوص مردان و تبدیل آن به جامه‌های زنانه، استاندارد جدیدی برای دنیای طراحی لباس خلق کرد. طراحی کت وشلوارهای زسمی نظیر اسموکینگ[۱۱] (تاکسیدوی زنانه) برای بانوان، از جمله ابتکارات و نوآوری های او بود. سن لوران همچنین در سال ۱۹۷۷ عطر محبوب اوپیوم را به بازار ارائه داد.[۶]
http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/f/fb/Yves_Saint_Laurent_Beverly_Hills.jpg/200px-Yves_Saint_Laurent_Beverly_Hills.jpg http://upload.wikimedia.org/skins/common/images/magnify-clip.png
بوتیک ایو سن لوران در شهر بورلی هیلز آمریکا.


ایو سن لوران چهل سال تمام به آفرینش هنری در عرصۀ لباس، عطر و اشیاء زینتی پرداخت.[۸] وی بخاطر ایجاد دگرگونی‌هایی عمیق در صنعت جهانی مد لباس و نوع لباس‌هایش که متناسب با تغییر نقش اجتماعی زنان در جامعه غرب بود، به شهرتی جهانی رسید.[۱۲][۷] از جمله طرح‌های او میتوان لباس عروسی فرح دیبا، همسر محمدرضا پهلوی، آخرین شاه ایران را نام برد.[۱۳]
وی در سال ۲۰۰۲ میلادی خود را بازنشسته کرد و در تاریخ ۱ ژوئن ۲۰۰۸ در خانه‌اش در شهر پاریس درگذشت.[۱۴]
سن لوران همچنین یک همجنس‌گرا بود و در کودکی به دلیل محیط اجتماعی و فرهنگی آن زمان که این گرایش را تابو می شمرد، مورد آزار و تحقیر قرار گرفته بود.[۱۳]

http://upload.wikimedia.org/wikipedia/fa/6/6c/YvesSaintLaurent.jpg http://upload.wikimedia.org/skins/common/images/magnify-clip.png
ایو سن لوران در دهه ۱۹۵۰

pasta
10-04-01, 16:04
اگر اهل مد و لباس هم نباشید، اسم یک ایرانی را که به عنوان مارک لباس روی جلد مجلات مد آمریکایی ببنید حتما کنجکاو می‌شوید.
پگاه انواریان در آمریکا و اروپا فقط اسم یک طراح معمولی لباس نیست. این اسم چهار سالی هست که کنار مارک‌هایی مثل اسپریت، فندی یا ورساچه جا خوش کرده، و همراه بقیه‌ی مارک‌های پرسابقه، در نمایشگاه فصلی مد اروپا و آمریکا حضور دارد.

پگاه انواریان پنج‌ساله بود که با پدر و مادرش از ایران به آمریکا مهاجرت کرد. حالا پگاه ۳۲دارد و کار طراحی مد را بعد از تجربه‌ی‌ طراحی لباس در موزیک‌- ویدیوهای هالیوودی شروع کرده.
خودش می‌گوید به‌صورت خیلی اتفاقی، زمان دوختن و هماهنگی لباس یکی از بازیگران یک موزیک‌ـ ويدیو، پارچه‌ی‌ کشمیر را امتحان کرده و سبکی و انعطاف این پارچه به او کمک کرده مدل خاصی را کشف کند؛ آن‌قدر خاص که جنیفر لوپز، خواننده و بازیگر معروف آمریکایی، درجا درخواست کرد پگاه آن لباس را اختصاصی برایش بدوزد.
بعد از این ماجرا، زندگی پگاه به‌عنوان طراح مد شکل گرفت و در عرض چهار سال اسم او، یعنی«پگاه انواریان»، تبدیل به یک مارک معروف در ایالت‌های مختلف آمریکا شد. این روزها لباس‌های او بر تن چارلیز ترون، هاله بری، مدونا،‌ شکیرا و خیلی از بازیگران زیبای هالیوودی به چشم می‌خورد و خودش تبدیل به چهره‌‌ی مطرحی در شبکه‌های مد تلویزیونی شده است.
در گفت‌وگو با پگاه انواریان، که به فارسی چندان مسلط نبود، سعی کردم سراغ موارد مبهمی بروم که خیلی از جوانان دوست دارند در موردشان بیشتر بدانند؛ چیزهایی در مورد زندگی مانکن‌ها، روش‌های طراحی لباس و روش طراحی لباس برای ستاره‌های سینما در مراسم اسکار.
پگاه، به خاطر سابقه‌ی‌ کار در ساخت موزیک‌ـ ويدیو برای خواننده‌های آمریکایی، رابطه‌ی‌ نزدیکی با بازیگران و خواننده‌های سرشناس هالیوودی داشته و یکی از دلایلی که به مطرح شدن سریع او کمک کرد، همین بوده است.
متن مصاحبه:



برای طراح مد شدن چه مراحلی باید طی شود؟ آیا کافی‌ست فقط طراحی بدانیم یا خیاطی بلد باشیم؟



اگر خیاطی را خوب بلدیم، شاید بتوانیم در این رشته موفق باشیم. فقط فکر می‌کنم باید بیشتر استعدادش را داشته باشی. باید لباسی را طراحی کنی که مثل همه نباشد و بسیار متفاوت باشد.



این تفاوتی که می‌گویی چی هست؟ مثلا‌ تو در طراحی لباس‌هایت چه روش متفاوتی با بقیه داری؟
روش من این است که پارچه را روی تن درست می‌کنم و برش می‌زنم. آن‌قدر با پارچه بازی می‌کنم تا ببینم چطور به هیکل فرد می‌آید. همه‌ی بخش‌ها را با دست می‌دوزم و بعد می‌دهم به خیاط اصلی. او بر اساس کار من مدل واقعی را در می‌آورد.
من خیاط نیستم و نمی‌توانم از دید یک خیاط بگویم؛ ولی مدل‌هایی که تو طراحی می‌کنی ساده‌اند. طرح‌هایت عجیب‌وغریب نیستند و لزومی ندارد که حتما جنیفر لوپز باشی و آن را بپوشی. لزومی هم ندارد برای یک جشن یا مراسم خیلی خاص این لباس ها را بپوشی.
سادگی؛ شاید در نگاه اول به نظر برسد، اما اگر خوب نگاه کنی جزییات خاص لباس و پارچه را می‌بینی.



مثلا چه جزییاتی در کارت هست که آن را خاص می‌کند؟
دوختش. دوخت این لیاس‌ها و انتخاب هر پارچه نکاتی دارد که کار را منحصر به فرد می‌کند. ما روی لباس‌ها کاری می‌کنیم که اصلا شبیه بقیه نباشد.



طرح های سنتی را دوست ندارم. به نظرم خسته‌کننده هستند و هیجانی در آنها نیست. اما طراحی لباس‌هایم را با این ويژگی انجام می‌دهم که وقتی به لباس نگاه می‌کنی، بفهمی پگاه انواریان آنها را درست کرده، نه مثلا گوچی یا پرادا.



هیچ‌وقت با گوچی و پرادا صحبت کردی؟
نه. هیچ‌وقت صحبت نداشتم. فقط برای چندین ماه در میلان زندگی کردم و تجربه‌ی کار اروپایی را از نزدیک دیدم. توانستم بفهمم چطور می‌دوزند و طراحی می‌کنند.

در طرح‌هایت از سمبل‌های ایرانی استفاده نمی‌کنی؟
زمانی که پنج ساله بودم از ایران بیرون آمدم. چیز زیادی از آن زمان یادم نیست. و از آنجایی که زندگی درآمریکا بدون دوست ایرانی مجبورت می‌کند از این فرهنگ چیز زیادی ندانی، در این مدت نتوانستم با اِلِمان و سمبل‌های ایرانی از نزدیک آشنا شوم. در واقع با فرهنگ ایرانی آن‌قدرها آشنا نیستم.
در این مدت هم ایران نرفتی؟
نه. اصلا نرفتم. یک روز بالاخره می‌روم. فقط یک روزی.


چرا طراحان لباس بیشتر از رنگ‌های مشکی و خاکستری استفاده می‌کنند؟
به خاطر این‌که رنگ سیاه و خاکستری و همین‌طور سفید دوخت لباس را بسیار شیک نشان می‌دهند. اصولا همه‌ی پارچه‌ها در رنگ مشکی قشنگ‌تر می‌شوند. من هم زیاد مشکی می‌پوشم. شاید به خاطر همین است که همیشه از این رنگ استفاده می‌کنم.


آخرین مدل شلوار و بلوزی که طراحی کردی چه رنگی‌ست؟
همه‌اش مشکی‌ست.



معمولا بر اساس چه قیمتی لباس‌هایت در فروشگاه عرضه می‌شود؟
توی فروشگاه‌ها مثلا شلوار می‌شود ۵۰۰ دلار و بلوز باشد بین ۳۰۰ تا ۵۰۰ و اگر پیراهن معمولی باشد ۶۰۰ تا ۱۲۰۰ دلار. لباس شب خاص هم بین ۲۰۰۰ تا ۳۰۰۰ دلار.



کسی می‌خرد با این قیمت؟ مثلا یک شلوار ۵۰۰ دلاری؟
بله. خیلی‌ها می‌خرند. کسانی که دوست دارند لباس‌شان خیلی خاص باشد. خیلی‌ها برایشان قیمت فرقی ندارد چه پانصد دلار باشد یا پنج هزار دلار. اگر چیزی ببینند که خیلی دوستش دارند حتما می‌خرند. تا حالا مشکل پول نداشتم با مشتری‌هایم.



یعنی مثلا اگر دلت خواست می‌توانی روی شلوار ۵۰۰ دلاری قیمت ۲۰۰۰ دلاری بگذاری، اما بازهم این نوع مشتری‌ها می‌خرند؟


می‌خرند. اما من لباس‌ها را می‌گذارم برای فروش، نه این‌که همین‌طور یک قیمت وحشتناک برایش تعیین شود.
چه کسی قیمت‌ها را تعیین می‌کند؟

قیمت‌ها را خودمان می‌گذاریم. فقط به نحوی قیمت‌گذاری می‌کنیم که بفروشیم نه این‌که الکی بگوییم ۲۰۰۰ دلار و مدت‌ها منتظر بمانیم تا یکی بیاید بخرد. من به هر فروشگاهی لباس نمی‌فروشم. باید ببینم کدام فروشگاه هست، کدام طراح ها در آن جنس دارند. حتا دکوراسیون و فروشنده‌ها را هم بررسی می‌کنیم. برای همین، قیمت همین‌جوری هم برای لباس تعیین نمی‌کنیم.



هیچ‌وقت هنرپیشه‌ها یا خواننده‌های معروف از تو خرید کرده‌اند؟ یا مثلا مدل لباس خاصی برای آنها طراحی کرده‌ای؟


همیشه.



مثلا چه کسانی؟
جنیفر لوپز، کامرون دیاز، اسکارلت جو هانسن، مدونا و... راستش یادم نیست دقیقا. به‌خاطر این‌که خیلی‌ها می‌آیند و بیشترشان هنرپیشه یا خواننده‌ی زن هستند. هنوز لباس‌های مردانه طراحی نکرده‌ام.



برای مراسم اسکار و کن تا حالا طراحی کردی؟
اسکار هنوز نه، اما دو سال پیش در گلدن گلوب برای تری پلو لباس طراحی کردم.



برای مراسم اسکار چطور هنرپیشه‌ها لباس‌های‌شان را انتخاب می کنند؟ و طراحان چطور این کار را انجام می‌دهند؟


بستگی دارد‌ کدام طراح انتخاب شود. مثلا دو هفته قبل از مراسم، جورجیو آرمانی یک برنامه می‌گذارد و هنرپیشه‌ها هم انتخابی می‌کنند مدل مورد نظرشان را. و لباس برایشان فرستاده می‌شود.
این لباس‌ها مجانی برای بازیگران طراحی می‌شوند و دست‌شان می‌ماند؟
بیشتر مجانی فرستاده می‌شود؛ چون آنها لباس را پس می‌دهند و فقط برای آن روز استفاده می‌کنند.




چرا نگه نمی‌دارند؟
به خاطر این‌که هر روز از چندین طراح مختلف جنس می‌گیرند، یک بار می‌پوشند، عکس می‌گیرند، و نمی‌خواهند کسی ببیند که او این لباس را دوبار پوشیده.



فکر می‌کنم در ذهن خیلی از ما این سؤال هست: وقتی شبکه‌های مد یا مجله‌های مد را نگاه می‌کنی، به این فکر می‌کنی که مانکن‌ها چطور زندگی می‌کنند؟ مثلا باید ورزش بکنند؟ می‌توانند همه چیز بخورند؟ می‌توانند چیپس یا شکلات و شیرینی بخورند؟
بدن بیشتر مانکن‌ها طوری است که هر چی بخورند یا نخورند، همان شکلی می‌مانند. به خاطر این‌که متابولیسم بدن‌شان حالت خاصی دارد و اگر مثلا ده ‌تا شیرینی بزرگ در روز بخورند، هیچ اتفاقی برایشان نمی‌افتد و چاق نمی‌شوند. اما بعضی از مانکن‌ها همیشه رژیم غذایی دارند و می‌ترسند چاق بشوند. اینها یا استعداد چاقی دارند یا فقط می‌ترسند تناسب اندام را از دست بدهند. اما این برای طراحان مد مشخص هست. آنهایی که خیلی لاغر هستند، لباس در تن‌شان چندان زیبا و شکیل نمی‌شود؛ منظورم آنهایی‌ست که می‌توانی استخوان‌هایشان را هم ببینی.




چه وزن یا سایزی برای طراحان مد معمول و مناسب است؟
سایز ۴ که در اروپا می‌شود ۳۶.



این برای دخترهاست. برای پسرها چی؟
سایز متناسب مردان را نمی‌دانم. چون دوست دارم روی همین کاری که می‌کنم تمرکز کنم و روی زنان کار کنم. شاید در زمانی دیگر سراغ طراحی لباس مردان هم بروم.





هیچ‌وقت خواسته‌ای لباس‌هایی را که برای آدم‌های معروف طراحی می‌کنی، برای خودت نگه داری و دلت نخواهد بدهی؟
وقتی برای کسی لباسی می‌دوزم یا طراحی می‌کنم، برای خودم هم از آن کنار می‌گذارم. تا امروز همه‌ی لباس‌هایی را که برای دیگران کار کرده‌ام، خودم هم دارم.






خیلی‌ها دوست دارند از لباس‌های تو بخرند ولی توانش را ندارند ۵۰۰ دلار برای یک شلوار بدهند.
می‌دانم. اما مسأله این است که خیلی وقت‌ها پارچه از اروپا می‌آید و بسیار گران است؛ مثلا گاهی فقط زیپ‌اش ازطلای واقعی‌ست. گران بودن لباس‌های مارک‌دار به‌خاطر یک سری دلایل خاص است.



تو با کدام مارک بزرگ رقابت می‌کنی؟
رقیبی نمی‌شناسم. من چهار سال است که کارم را شروع کرده‌ام و مسلما نمی‌توانم با مثلا با گوچی، که هشتاد سال کار کرده، رقابت داشته باشم. راستش را بخواهید به شکلی لباس‌ها را طراحی می‌کنم که شکل کار کسی دیگری نیست و نمی‌توانم بگویم رقیبم کیست.


http://www.myup.ir/thumb-6549_4BB4A786.jpg (http://www.myup.ir/share-6549_4BB4A786.html)
http://www.myup.ir/thumb-0008_4BB4A786.jpg (http://www.myup.ir/share-0008_4BB4A786.html)

pasta
10-04-06, 16:50
Chanel
Chanelخانه ی مد بسیار معروف فرانسوی است که در سال ۱۹۰۹ توسط خانم Gabrielle Bonheur Chanel معروف به Coco بنا نهاده شد.

کوکو شانل نه فقط اولین طراح زن معروف قرن شد بلکه با تکیه بر استعداد خارق العاده اش توانست ظرافتها و ارزشهای زن را در زمینه ی مد، هم تراز مردان سازد و با طرحهای شیک و زیبایش ذائقه مشکل پسند زنان آن دوره را ؛از هر طبقه و کلاس اجتماعی،تغذیه نماید.
امروز این خانه مد توسط Karl Lagerfeld طراح آلمانی اداره میشود،اما با گذشت سالها از مرگ کوکو شانل این مارک،هنوز هم سمبل ظرافت و شیک پوشی زنانه است.
319


320اینم کوکو

pasta
10-04-07, 15:16
Roberto Cavalli

روبرتو کاوالی متولد ۱۵ نوامبر ۱۹۴۰ در فلورانس ایتالیاست.او در یک خوانواده ی هنرمند و اصیل فلورانسی پرورش یافت و در انستیتوی هنری فلورانس تحصیل و تخصص خود را در زمینه ی رنگ آمیزی و نقاشی روی پارچه تکمیل کرد.
روبرتو کاوالی عاشق نوآوری و تجارب نوین است.در دهه ی هفتاد انقلابی را در صنعت رنگ آمیزی و نقاشی روی چرم ایجاد کرد و برای بنمایش گذاشتن هنر نوینش راهی پاریس و مشغول به همکاری با بزرگانی چون Hermès و Pierre Cardin شد.
در همان سال و برای اولین بار کلکسیون لباسهایش را بنام خودش در پاریس،رم و میلان روی صحنه میبرد.
جینهایی با استامپهای عجیب،لباسهای چرمی نقاشی شده و پارچه هایی با طرح پوست حیوانات،همه از نوآوریهای او میباشند.
روبرتو در سال ۱۹۸۰ با Eva Duringer ازدواج کرد و تا به امروز نه تنها بعنوان همسر بلکه بعنوان همکار و بازوی راست وی در کنارش ظاهر میشود
روبرتو کاوالی همیشه در حال سفر است و در سفرهایش دوربین عکاسی را یک لحظه از خود دور نمیکند.
تمدنهای مختلف دنیا و مناظری که در طول سفرهایش میبیند الهام بخش وی در خلق کارهایش میباشند.
در ۱۹۹۸ لاین جوان پسند و ارزانتر Just Cavalli را ابداع و پس از آن لاینهای Angels & Devils مخصوص بچه ها و سپس Class Cavalli را ایجاد میکند.
طرحهای گلدار و طرحهایی از پوست حیوانات از معروفترین طرحهای کاوالی میباشند.
و هنرمندانی نظیر:مدونا،درو باریمور،شارون استون،جنیفر لوپز،گوینت پالترو،بیونسه نولز،چارلیز ترون،ویکتوریا بکهام،مایکل جکسون و... از علاقمندان کارهایش بوده و همیشه در مهمانی ها و بر روی فرش قرمز لباسهای او را انتخاب میکنند
374
374
375

pasta
10-04-10, 15:44
12 مارس 2007
برای طراح لباس ایرانی تبار، مد به منزله نمادی از رویای آمریکایی می باشد

بهناز صراف پور با طرح ها و ایده های جدیدش، توجه بسیاری را به خود جلب کرده است
واشنگتن – هنگامی که بهناز صراف پور، طراح لباس ایرانی تبار در سال 2001 طراحی و تولید مستقل لباس های خود را شروع نمود، بسیاری از دست اندرکاران این صنعت پیش بینی نمودند که طراحی ها و لباس های سطح بالا و خاص او و هم چنین لباس های رسمی طراحی شده توسط صراف پور، به سرعت مورد توجه و علاقه مردم قرار گرفته و فروش بالایی پیدا نماید. اکنون پس از شش سال، صراف پور تبدیل به یکی از موفق ترین چهره های دنیای مد شده است؛ طراحی های او دارای زمینه هایی روشن و براق در کنار سلیقه و سبک خاص و متمایز صراف پور در استفاده از تور و روبان می باشند.

صراف پور که متولد تهران می باشد، در سیزده سالگی به همراه خانواده اش ایران را ترک نموده و ابتدا به انگلستان و سپس به فیلادلفیا مهاجرت نموده است. او در مصاحبه ای که به تازگی با یو. اس.اینفو از طریق پست الکترونيکی (ای-ميل) انجام داده است، گفت که او در دوران کودکی و نوجوانی اش به تمامی چیزهایی که دارای خلاقیت و نوآوری بصری بوده اند، علاقمند بوده است. صراف پور در این مصاحبه گفت: "مادر من دانشجوی رشته هنر بود و کارهای او اولین مشوق و عامل تاثیرگذار در من به شمار می رود.

صراف پور در دانشکده معتبر طراحی پارسونز ثبت نام نمود و موفق شد که پیش از پایان تحصیلاتش، به عنوان کارآموز در خانه مد آن کلاین مشغول به کار شود. این دوران کارآموزی، موجب کسب تجربیاتی عملی در صنعت طراحی و مد و هم چنین شکوفایی و صیقل خوردن استعدادهای طراحی او شد. در طی همین دوران، صراف پور با طراحان لباس معتبر و با استعدادی مانند نارسیسو رودریگوئز ، لوییس دل اولایو و ریچارد تیلور نیزهمکاری نمود. به زودی ايزاک ميزراحی ، متوجه استعدادها و قابلیت های صراف پور شده و او را استخدام نمود و به صراف پور کمک نمود تا به صورتی حرفه ای به طراحی لباس بپردازد. صراف پور از میزراحی به عنوان استاد و راهنمای خود نام می برد.

سپس صراف پور به عنوان طراح لباس مجموعه بارنیز در نیویورک – نام رسمی یکی از برجسته ترین و ممتازترین فروشگاه های بزرگ منهتن – مشغول به کار شد. طراحی های او در این مجموعه مورد استقبال چشمگیر دنیای مد و لباس قرار گرفت و آنا وینتور ، ادیتر ارشد مجله وگ نیز تبدیل به یکی از جدی ترین حامیان و طرفداران کارهای صراف پور شد. صراف پور در سال 2001، طراحی ها و لباس های خود را با نام خود وارد بازار نمود و بدین ترتیب موقعیت خود را به عنوان یکی از تازه واردان به این صنعت مستحکم نمود.

صراف پور علاوه بر لباس هایی که با نام خود طراحی و تولید می نماید و جزو گران ترین محصولات در بازار لباس به شمار می روند، به تازگی خط تولید جدیدی را برای همکاری با تارگت – فروشگاه های زنجیره ای عظیمی که لباس های ارزان قیمت می فروشند – به راه انداخته است. پس از آن که میزراحی، دوست قدیمی صراف پور در سال 2006، همکاری با فروشگاههای تارگت را آغاز نمود، صراف پور نیز به تبعیت از او تصمیم گرفت تا دست به تولید لباس هایی ارزان قیمت با سبک طراحی خاص خود بزند. صراف پور چهارمین طراح لباسی می باشد که توسط فروشگاه های تارگت برای همکاری با برنامه "فروش بین المللی" لباس های زنانه این فروشگاه های زنجیره ای انتخاب شده است.

اکنون و در نتیجه همکاری با تارگت، طراحی ها و لباس های صراف پور دیگر صرفاً خاص بازارهای ممتاز و برجسته لباس نمی باشند. حتی گفته می شود که شهرت و معروفیت رو به رشد صراف پور، مورد تحسین و تشویق زنان هموطن او در ایران نیز قرار گرفته است. در نوامبر سال 2006، یک زن ایرانی که به ایالات متحده آمریکا سفر نموده بود، از تصویر صراف پور در یکی از فروشگاه های تارگت عکس گرفت و سپس این عکس را با عنوان "من بهناز را دوست دارم" در تارنمای Iranian.com که تارنمایی در مورد مسایل فرهنگی و سیاسی ایران می باشد، قرار داد. این تارنما هم چنین در دهم نوامبر 2006، صراف پور را به عنوان "ایرانی برگزیده روز" انتخاب نمود.

صراف پور در پاسخ به سوالی در مورد علاقه و وابستگی هایش به ایران، گفت که او هنوز به زبان فارسی – گرچه نه چندان روان و سلیس – صحبت می نماید. صراف پور افزود که او در سال 2006 و برای تعطیلات به ایران سفر نموده است و از بسیاری از اماکن تاریخی ایران بازدید نموده است.

این طراح لباس اظهار داشت که وقایع و رویدادهای فرهنگی و تاریخی همواره تاثیر مستقیمی بر او داشته اند. به عنوان مثال، لباس های فصل پاییز 2007 او تا حدی متاثر از فیلم کملوت محصول سال 1967 که در آن هنرپیشه ها لباس های قرون وسطایی بر تن دارند، می باشد. صراف پور با دوباره طراحی نمودن لباس های طرح قرون وسطی با پارچه و بافت های جدید و برش های خطی شکل، تلاش نموده است تا حال و هوای عاشقانه آن دوران را با توجه به نیازها و سلیقه زنان دوران معاصر بازآفرینی نماید.

با این که صراف پور می گوید که از پیشینه و میراث خاورمیانه ای خود در طراحی لباس هایش استفاده نمی نماید، اما در مجموعه لباس های تعطیلات زمستانی او برای تارگت در سال 2006، یک جلیقه بافته شده از پشم گوسفند ایرانی به چشم می خورد.

گرچه موفقیت های صراف پور موجب ایجاد فرصت ها و موقعیت های زیادی در زندگی او شده است، اما او تاکید می نماید که اصول و شیوه اساسی زندگی او تغییر چندانی ننموده است. او گفت: "تنها تغییر محسوس این است که هنگامی که شما معروف شوید و مردم نام شما را بشناسند، تمایل بیشتری برای همکاری و مشارکت در پروژه های جدید با شما خواهند داشت."

اکنون بسیاری از زنان برجسته ومشهور و هنرپیشگانی مانند کیت بلانشت ، مندی مور ، سلما بلیر و کول سوینی از خریداران لباس های صراف پور می باشند. صراف پور قصد دارد تا در زمینه تولید سایر لوازم و وسایل زنانه گران قیمت نیز فعالیت نماید، گرچه طراحی و تولید لباس به عنوان زمینه اصلی فعالیت های شرکت او باقی خواهد ماند.

او گفت: "من همواره در فکر استفاده از فرصت ها و توسعه و گسترش فعالیت هایم می باشم. من عاشق طراحی و تولید محصولات زنانه هستم و امیدوارم که بتوانم در زمینه تولید محصولات زیبایی و سایر لوازم زنانه مانند کیف و کفش نیز موفق باشم."

pasta
10-04-10, 16:27
Pierre Cardin طراح آوانگارد

(پیر کاردن)طراحی فرانسوی با اصلیت ایتالیایی است.این طراح مشهور که سالها برای کریستین دیور کار میکرده،بنیانگذار سبک پیشرو در مد میباشد و عمده ی طرحهای معروف او طرحهایی هندسی و گاهی فضایی(منظور پوشش ساکنین کرات دیگر میباشد)هستند.

ظاهرأ این آقای کاردن ربطی به لباسهایی که در ایران به اسم این مارک فروخته میشه نداره.
چون من پیراهن مردانه به اسم این مارک دیدم به قیمت ۵۰۰۰ تومان.
شاید مطمئن ترین چیزی که از این مارک در ایران پیدا میشه عطرهاش باشه.

البته این رو هم بگم که پیر کاردن در کل مارک لوکس و گرونقیمتی نیست و تو اروپا و آمریکا جز مارکهای بسیار اقتصادی و ارزون به حساب میاد.

830
اینم اقای پیر !

pasta
10-04-10, 16:30
Giorgio Armani

Giorgio Armaniمتولد ۱۱ جولای ۱۹۳۴،پیاچنتزا،ایتالیا است.او یکی از معروفترین و

موفقترین طراحان و سرمایه گذاران حال حاضر دنیاست.ثروت وی طبق آمار مجله ی فوربس

بالغ بر ۴.۵ میلیارد دلار است و وی پس از رالف لورن،ثروتمندترین طراح لباس دنیاست.

او کارش را در فروشگاه La Rinascente میلان به عنوان طراح ویترین آغاز کرد و

سالها به این کار ادامه داد تا اینکه توسط نینو چروتی طراح معروف آن زمان دعوت به همکاری

شد.

بعد از گذشت ۱۰ سال از همکاری او با چروتی و ارائه ی طرحهای مختلف برای این کمپانی،به فکر افتاد که لباسهایی با استیل و تحت نام خودش ارائه دهد.و در سال ۱۹۷۵ این ایده را عملی نمود و بدین شکل پایه های امپراطوری Armani بنا نهاده شد.
استیل وی کاملا منحصر بفرد و تا حد زیادی مردانه است،بطوری که در کلکسیون لباسهای زنانه ی وی نیز کت و شلوار عناصری تفکیک ناپذیر هستند.
Armani در کارهایش بیشتر از رنگهای سرد استفاده میکند،و به جرات میتوان گفت که رنگ خاکستری را در مد مدرن او جاودانه ساخته است.
در ۱۹۸۰ با طراحی لباسهای فیلم ژیگولوی آمریکایی توانست استیلش را به جهانیان و در سطح وسیعی بشناساند.
او همواره در کارهایش نگاهی عمیق به استیل شرقی دارد و از تلفیق آن با سبک مدرن،شاهکارهایی خلق میکند که شوهای لباس او را تبدیل به نمایش هایی باشکوه و مسحور کننده مینماید.
بدون اغراق میتوان گفت که او پرطرفدارترین و مردمی ترین استیلیست دنیاست ،چراکه لباسهای او فقط به طبقه ی خاصی تعلق ندارند و طرفداران او،در هر سن و موقعیت اجتماعی همه ی محصولات او را اعم از کیف و کفش،جین و تی شرت،کت وشلوار،عطر،موبایل و ...استفاده میکنند.Armani
از لحاظ لاین های مختلف محصولاتش،نیز یکی از استثناها در زمینه ی کار خود میباشد.لاینهایی از قبیل:


Giorgio Armani ،Armani Privé ،Emporio Armani ،Armani Jeans ،Armani Junior
A|X (Armani Exchange) ،Armani Collezioni ،Armani/Casa ،Armani Occhiali
GA BEAUTY


831


832

pasta
10-04-10, 16:33
پرادا
پرادا یک خانه ی مد معروف ایتالیایی ست که در اصل بنام برادران پرادا شناخته شده ،و در سال ۱۹۱۳ توسط ماریو پرادا بنا شده است.
در سال ۱۹۷۸ نوه ی ماریو بنام موچا پرادا(Miuccia Prada)این کمپانی را به ارث برد و آن را به یکی از گرانقیمت ترین و معروف ترین مارکهای دنیا مبدل کرد.
موچا این موفقیت را مدیون شناخت بالایی که از مواد اولیه و کاربرد آنها دارد،میباشد.
اولین آثار وی کیفهای ساده ی براقی بودند که از پارچه های نایلونی که از آن چترنجات ساخته میشود تهیه شده بودند،اما همین انتخاب ساده سکوی پرتاب وی گشت و بدنبال استقبال فراوان از کارهای او؛اولین نمایش مد را در سال۱۹۸۹ برگزار کرد.
امروز پرادا نه تنها یک مارک شناخته شده برای کیف و کفش است بلکه لباسها،عطر،لوازم تحریر،وسایل تزئینی،موبایل و بسیاری از وسایل ساخت این کمپانی نیز علاقمندان خود را در سراسر دنیا راضی نگه میدارد.
ساخت فیلم هالیوودی( شیطان پرادا میپوشد) نیزبه محبوبیت بیش از پیش آن می افزاید.


833


834

pasta
10-04-15, 15:25
افسانه ريحاني فرد» يكي از طراحاني است كه سعي كرده در كارهاي خود مؤلفه‌هاي ايراني و اسلامي را به كارگيرد، در حالي كه بازار پوشاك ما متأثر از طرح‌ها و مدهاي غيرايراني است.
گفت‌‌وگو با اين طراح كه تا به حال نمايشگاه‌هايي در خارج از كشور داشته و مدعي ايراني كردن مدل‌هايي از لباس است فرصتي است تا بتوان اين عرصه را بهتر شناخت. ريحاني‌فرد معتقد است علاوه بر طرح خوب و با هويت بايد تدارك كافي نظير پوشش‌هاي تصويري- رسانه‌اي و برنامه‌هاي نمايش لباس مناسب اجرا شود تا يك طرح خوب قابليت تبديل شدن به مد را بيابد.

بحث بر سر لباس و طراحي آن در ايران ما چنان داغ شده كه حتي در قالب يك طرح در مجلس هم مطرح شده است. نكته ظريف اين بحث را هم بايد در اين موضوع جست‌وجو كنيم كه آيا مي‌توان لباس و مد ايراني طراحي و عرضه كنيم يا نه؟ به عبارت ديگر آيا مي‌توان با به ‌كارگيري مؤلفه‌هاي روز در كار لباس را با هويت ايراني تلفيق كنيم يا نه؟-هدف من هم در سال‌هايي كه كار طراحي لباس كرده‌ام همين بوده است. درواقع سعي كرده‌ام طرح ايراني را به نوعي مدرن كنم. البته بايد تأكيد كنم كه ويژگي پوشيده بودن مانع از زيبايي لباس نمي‌شود و حتي مي‌تواند مطابق با معيارهاي روز دنيا باشد.

آيا استفاده از طرح‌هايي مثل طرح ترمه‌ و به كارگيري شكل «بته جقه» در پارچه مي‌تواند به هويت‌بخشي لباس‌هايمان كمك كند يا بايد موضوع را به گونه‌اي ديگر ديد؟-طرح ترمه در كشورهاي اروپايي نظير ايتاليا هم وجود دارد و از آن استفاده مي‌كنند. اين اتفاق مربوط به سال‌ها و قرن‌هاكار است و الزاماً ايراني نيست. گرچه اين طرح سنت‌هاي ما را يادآوري مي‌كند مثل آنچه در بقچه مادربزرگ‌ها بود ولي نمي‌توان گفت كه اين مؤلفه‌اي براي ايراني كردن مد و لباس است. البته اندكي لباس را سنتي و بومي مي‌كند.

با اين وصف چه مؤلفه‌هايي براي ايراني شدن لباس و هويت بخشي به آن مطرح است كه بايد به آنها توجه كنيم؟-نسخه مشخصي نمي‌توان پيچيد. البته بگذاريد به يك نكته‌ اشاره كنم. تنها تفاوتي كه كشور ما با ساير نقاط جهان دارد اين است كه به دليل وجود قوانين و مقررات موجود در كشور لباس‌ها به نوعي به لباس فرم درآمده است. بايد اين نكته را چه در طراحي و چه در مد رعايت كنيم. بسياري از لبا‌س‌ها مناسب پوشش اسلامي است ولي اين به قوانين ساير نقاط جهان مربوط نمي‌شود.
در مورد ايراني شدن و هويت بخشي به لباس و مد به سادگي نمي‌توان گفت يكسري ويژگي‌ها هست كه بياييم و آنها را به كاربگيريم بعد مي‌شود يك لباس با هويت ايراني توليد كرد. مثلاً آيا مي‌توان لباس عشاير قشقايي را به‌واسطه داشتن نشانه‌هاي ايراني به بازار عرضه كرد؟ مسلماً نمي‌شود چون هم حجمي از پارچه را مي‌طلبد كه مقرون به صرفه نيست و بعد تصور كنيد زني با دامن قشقايي بخواهد سوار تاكسي شود يا سر كار برود.

به هر حال ما يك پيشينه‌اي داشته‌ايم و با لباس و خياطي و اين چيزها هم غريبه نبوده‌ايم. بنابراين به نظر مي‌رسد بتوان با تغييراتي در اين نوع پوشش آنها را براي استفاده امروز آماده كرد. همان‌طور كه خودتان گفتيد مثل مدرن كردن طرح‌هاي ايراني براي نياز امروز.-بله اما لباس‌هايي كه امروز براي استفاده عرف شده مربوط به جاي خاصي نيست. هر 15 تا 20 سال يك بار يك نوع از پوشش و لباس «مد» مي‌شود.

ببينيد منظور من هم همين است. اينكه چرا ما نمي‌توانيم با استفاده از نشانه‌هاي فرهنگي خود در طراحي پارچه و لباس مدلي را ارائه كنيم كه بازار آن را بطلبد و بعد عرف پوشش شده و بگويند حالا اين مد است؟-نه اين‌گونه نيست. مد نه اختراع مي‌شود و نه كشف. در يك دوره زماني تكرار مي‌شود داغ مي‌شود و به نياز روز تبديل مي‌شود، سپس دوباره جايگزيني براي آن عرضه مي‌شود.

اين تغيير و ايجاد ويژگي‌هاي جديد در آنچه سالها قبل مد بوده را چه كسي اعمال مي‌كند. به هر حال كساني هستند مثل شما كه طراحند و تخصص اين كار را دارند آنها مي‌توانند چنين تغييراتي را به بازار عرضه و تحميل كنند. آنها چه كساني هستند كه كانال‌هاي ماهواره‌اي به كارشان توجه دارندو اين‌گونه كانون توجه مي‌شوند!-اينكه چه كساني مي‌آيند مد را دوباره به روز درمي‌آورند به همين سادگي قابل بيان نيست ولي كشورهايي نظير ايتاليا، فرانسه و آمريكا ابرقدرت‌هاي مد را دارند. طراحان در آنجا اين عرصه را به صنعتي برجسته و پولساز تبديل كرده‌اند. آنجا مد را خلق مي‌كنند و ديگران مي‌آيند و از اين طرح‌هاي اصلي تبعيت مي‌كنند. طراحان بزرگ براي پوشاك مردانه، زنانه و اسپورت اين كار را انجام مي‌دهند.

مي‌‌گوييد مد را در اين كشورها ابرقدرت‌هاي مد خلق مي‌كنند. با اين حساب ما فقط خريدار و استفاده‌كننده اين مدها هستيم در حالي كه اگر مد را بشود خلق كرد ما هم مي‌توانيم به تناسب هويت و فرهنگمان مد خلق كنيم و عرضه كنيم؟-بله ما هم مي‌توانيم، ولي نيازمند حمايت‌هاي بزرگي هستيم. ويترين‌هاي بزرگ، مانكن‌هاي بزرگ، «شوروم»‌هاي بزرگ مي‌خواهيم. يك نمونه قابل لمس در اين حمايت‌ها برنامه‌هايي چون جشن‌هاي بزرگ است مثل (ردكارپت). مثلاً در جشن‌هاي بزرگ كه رسانه‌ها آن را پوشش تصويري مي‌دهند هنرپيشه‌هاي بزرگ و معروف با لباس‌هاي طراحي شده و مخصوص شركت مي‌كنند كه اين بزرگترين تبليغ براي يك مد جديد است.

پس ما هم مي‌توانيم طرح‌هاي خود را با چنين شيوه‌هايي به مردم معرفي كنيم و مردم هم علاقه‌مند هستند ببينند اشخاص معروفي چون هنرمندان سينما و تلويزيون و يا فوتباليست‌ها چه لباسي مي‌پوشند. ما هم از اين برنامه‌ها كم نداريم. مثلاً مدتي قبل نمايشگاه مطبوعات بود.

برخي هنرپيشه‌ها و تعدادي از فوتباليست‌ها براي مصاحبه يا حضور در غرفه‌ها آمده بودند. مردم آنها را دوره كرده و به نوعي آنها را مورد توجه قرار مي‌دادند اما نوع پوشش آنها با ايراني بودن و آنچه هويت ملي است تفاوت و فاصله بسيار داشت، در حالي كه مي‌شد آنها لباس ملي و با هويت ايراني به تن كنند ، اين ظرافت كار شما متخصصان اين حوزه را مي‌طلبد.-ما فكر مي‌كنيم به همه كار وارد هستيم و به جزئياتش مشرف، ولي در عمل مي‌بينيم دانش كافي نداريم. اين كار يك طراح لباس است و من طراح لباس مي‌توانم بگويم چه لباسي با چه شرايط و ويژگي‌هايي به تن يك فرد مي‌آيد و خوش‌نماست.

اين قشرهايي كه من از آنها اسم بردم پول كمي هم براي لباس‌هايشان نمي‌پردازند.- بله. آنها لباس گران و مارك‌دار مي‌خرند، مي‌پوشند ولي خودشان انتخاب مي‌كنند. در صورتي كه اگر از مشورت طراحان لباس استفاده كنند آن وقت مي‌شود از اين موقعيت براي معرفي لباس‌ها و طرح‌‌هاي جديد استفاده كرد.

شما اشاره كرديد كه تا به حال توانسته‌ايد در برخي كشورهاي اروپايي نمايشگاه لباس اسلامي ايراني برپا كنيد. بنابراين اگر رايزني‌هايي با تلويزيون و رسانه‌هايي از اين دست مي‌كرديد مي‌شد به نوعي حمايت اين رسانه‌هاي تصويري را به دست آوريد؟-بله. حتي اگر موقع سريال ساختن اين سياست باشد كه با استفاده از تخصص طراحان لباس، مدل‌هايي ارائه شود كه هويت ايراني و اسلامي ما را نمايان كند باز هم مي‌توانيم بر اين بازار و مشخصه‌هايش تأثير بگذاريم. نكته ديگر«مد» خياباني است و مردم چون آن را مي‌بينند از آن تبعيت مي‌كنند. بنابراين به صرف به‌كارگيري يك راه نمي‌توان اميدوار به توفيق يافتن يك مد شد.

بالاخره با اين اوصاف چگونه يك توليد ايراني مي‌تواند نظير مارك‌هاي معروف و .... خارجي مشتري پيدا كرده و در عرصه رقابت مد جلب توجه كند؟-خب، ببينيد مارك‌هاي معروف و مشهور، طراحان بزرگ و معروفي دارند كه حتي در مواردي به تشبيه، لقب امپراطور مي‌گيرند. براي اين كار تركيبي از طراح و توليدكننده و عوامل پشتيباني ديگر لازم است.

pasta
10-04-15, 15:34
والنتینو Valentino

والنتینو گراوانی (Valentino Garavani)، که برای همه با نام والنتینو معروف است، بیشتر از چهل سال است که یکی از برجسته ترین نامها در فشن است و تعدادی از زیباترین و برازنده ترین لباسهای شب و طرح های کلاسیک را خلق کرده است.او در ماه می 1932 در وگرای ایتالیا متولد شد. والنتینو در کودکی به فشن، نقاشی و معماری علاقه زیادی داشت و استعداد بسیار زیاد او در طراحی، او را ترغیب کرد تا طراحی مد و زبان فرانسه را در آکادمی هنر میلان تحصیل کند. والنتینو هنوز نوجوان بود كه برای تحصیل در فشن به پاریس رفت و در آنجا مهارت رقص و عشق او به تئاتر فرانسه افزایش یافت.زمانی که او هنوز مشغول تحصیل بود، توانست جایزه معتبری را برای طراحی مد، از دبیرخانه بین المللی پشم (جایزه ای که به يوس سنت لورنت و کارل لگرفلد نیز اهدا شده است) دریافت کند. این جایزه باعث شد تا او توسط طراح لباس، جین دسز شناخته شود و توانست در سال 1950 ، اولین شغل طراحی مد خود را در سالن مد او به دست آورد.والنتینو پیش از آنکه با گای لاروچ مشغول کار بشود، پنج سال با جین دسز همکاری کرد، که در آنجا در میان سایر وظایف خود، با پرنسس آیرن گلیتزین نیز همکاری می کرد. او در سال 1960 اولین مجموعه و سالن مد خود را در رم راه اندازی کرد. او به موفقیتی فوری دست یافت و توانست الیزابت تیلور نکته بین را، که در آن زمان در ایتالیا هنرپیشه معروفی بود، تحت تاثیر قرار بدهدفيلم زندگي شيرين ( La Dolce Vita ) اثر فدريكو فليني در سال 1960، موفقیت او را در زمانی که زنان دوست داشتند از سبک لباس این فیلم و همچنین از ستاره آن، آنیتا اکبرگ تقلید کنند، تسریع کرد. پدیدار شدن والنتینو به عنوان یک زنانه دوز برجسته، علی رغم این حقیقت که اساس کار او در رم بود نه در پاریس، موجب شد تا طرح های بی نظیر او در بسیاری موارد مورد تحسین بسیار قرار بگیرد. او برای دامن های تمام قد خود مورد تمجید ویژه ای قرار گرفت، امضاي او "والنتینوی سرخ" ( 'Valentino red' ) و علاقه او به کنتراست ساده بین سفید وسیاه بود. موفقیت او باعث شد که بوتیکی در پاریس افتتاح کند و برچسب مشهور 'V' را عرضه کرد. او در سال 1967 جایزه نيمن مارکوس را دریافت کرد و در سال 1970 نخستین شعبه لباسهای آماده خود را افتتاح کرد و بوتیکهایی در رم و نیویورک تاسیس کرد.جوایز والنتینو همچنان ادامه داشت، بالاترین مدال ممکن در ایتالیا Calvaliere di Gran Croce، توسط رئیس جمهور کاسیگا به او اهدا شد.در سال 1991، والنتینو به مناسبت جشن گرفتن سی امین سال فعالیت خود در فشن، یک مهمانی سه روزه ترتیب داد که پنج میلیون دلار هزینه در برداشت. در میان 1600 مهمانی که از شام پرخرج شب آخر در ويلا مديسي لذت می بردند، نانسی کسینجر، جینا لولو بریجیدا و الیزابت تیلور دیده می شدند. یک نمایشگاه هم با عنوان " سی سال سحر آمیز" برای تجلیل از والنتینو ترتیب داده شده بود که شامل تعدادی طرح بود که قبلا دیده نشده بود. این مراسم تجلیل مناسبی از مردی بود که تعداد بیشماری لباس شب برای مراسم جایزه اسکار طراحی کرده است و همچنین بعضی از گرانترین لباسهای عروسی در دنیا را برای الیزابت تیلور، کورتنی کاکس و جنیفر لوپز طراحی کرده است.والنتینو برای بعضی از فریبنده ترین افراد دنیا مانند: پرنسس مارگارت، جولیا رابرتز و کلودیا شیفر، لباس طراحي کرده است. موفقیت او در حرفه خود، شیوه زندگی برای او فراهم کرده است که حتی با ثروتمندترین مشتریان خود برابری می کند. والنتینو با پوستی به رنگ قهوه ای سوخته و قفسه لباسهایی از مارک رالف لورن و ساویل رو و البته مارک تجاری خودش، معروف است. در حقیقت او تجسم شخصیتی عالی از مارک خود است. او خانه هایی در نیویورک، نایتز بریج، کاپری، همچنین ویلایی در حومه رم و یک کلبه ییلاقی در گستاد ، یک قصر رومي شش طبقه برای دفتر کار خود و همچنین یک کرجی 43 متری دارد. محدوده دوستان او هنرمندان برجسته ای هستند که او لباسهای آنها را طراحی کرده است.

pasta
10-04-15, 15:36
دلچه و گابانا D&g

دلچه و گابانا (یا به اختصار D&G) یکی از معروف‌ترین نام‌ها در جهان فشن است که بعضا در سایر حوزه‌ها هم به چشم می خورد. این نام در حقیقت نام یکی از سالن های مشهور و سطح بالای فشن است که دومنیکو دلچه و استفانو گابانا آن را تاسیس کرده اند. شرکت دلچه و گابانا در نزدیکی میلان واقع شده است.نشانه های مشخصه تجاری دلچه و گابانا، لباس زیر به عنوان لباس رو، کت شلوارهای راه راه باریک گنگستری، کتهایی که به شکلی اغراق آمیز طرح دار و تزئین شده است، و رنگ سیاه می باشد.دومنیکو دلچه و استفانو گابانا برای طراحی لباس در صنعت هالیوود بسیار مشهور هستند. آنها لباس هایی را برای مدونا، ژیسل بوندچن، مونیکا بلوچی، ایزابل روسلینی، کایلی مینوگ، نیکول کیدمن، دمی مور و بسیاری از افراد مشهور دیگر طراحی کرده اند.دلچه و گابانا اساسا برای خلق مدلهای زنانه کاملا ساده و بینهایت جذاب و فریبنده خود معروف هستند. به آنها لقب«جورج و گیلبرت فشن ایتالیا» را داده اند.دلچه و گابانا بسیاری از اوقات از فیلم های معتبر ایتالیایی برای طراحی مجموعه های خود الهام می گیرند. دومینکو دلچه گفت: « ما مجموعه خود را مانند یک فیلم طراحی می کنیم. ما به یک داستان فکر می کنیم و سپس لباس ها را متناسب با آن طراحی می کنیم.»دلچه و گابانا ادعا می کنند که بیشتر به خلق بهترین و مناسبترین مدل توجه می کنند، تا اینکه فقط به گرایشات و سبک فصلی توجه کنند.دلچه و گابانا دو برند اصلی دارد:Dolce&Gabbana: که به کالاهای لوکس و گرانقیمت اختصاص دارد و رسمی تر و دائمی تر است و بیشتر پاسخ گوی گرایشات طولانی مدت است تا تغییرات فصلی.این برند، لباس شنا، لباس زیر، عینک آفتابی، عطر و کیف نیز عرضه می کند.D&G: برند غیر رسمی تر این دونفر است و سعی می کند به جای دنبال کردن گرایشات فصل، آنها را ایجاد کند. این برند جوان پسندتر و پر زرق وبرق تر است. این برند هم علاوه بر لباس، لباس شنا، لباس زیر، عینک آفتابی، عطر، جواهرات و ساعت نیز تولید می کند.

1754

pasta
10-04-20, 16:25
آيا تا به حال به اين موضوع انديشيده ايد که انسان هاي فوق العاده پولدار روي زمين ، براي خريد لباس ، عطر ولوازم آرايشي به کدام مغازه مي روند؟ منظورمان افرادي مانند " ملکه انگليس " يا" سلطان برونئي "‌يا " پرنس چارلز" و " بيل گيتس " و امثالهم است ! به هر حال شايد تعداد پولدارهاي روي زمين بسيار کمتر از انسان هاي عادي و متوسط باشد اما درمقابل ، قدرت خريد و توان پول خرج کردن اين افراد را هم نمي توان ناديده گرفت واگر کسي بتواند نظر اين مشتريان رابه سوي خود جلب کند و سفارشات آنها را بگيرد، مسلما ثروت کلاني را به دست خواهد آورد.ثروتي که مي تواند فرد را از همه ثروتمندتر سازد.
بيژن پاکزاد ، يکي از اين عرضه کنندگان گران ترين اقلام و سفارشات ، براي پولدارترين ساکنين روي زمين است . او در يک خانواده فوق العاده پولدار درتهران متولد شد. جهت تحصيل به مدرسه پولدارهاي سوئيس، يعني "Le Rosey " رفت و در آنجا با شاهزاده هاي بزرگ مانند " پرنس ريتر" همکلاسي شد . درحقيقت تعداد زيادي از مشتريانش را بيژن در همان مدرسه سوئيسي شناسايي و شکار کرد. او همانجا دريافت که سليقه ي آدم هاي پولدارچگونه است و به چه شکلي مي توان نظر آنها را براي خريد و سفارش اجناس به سوي خود جلب کرد.
" بيژن پاکزاد"‌ اکنون درآمد سالانه اش از فروش عطرها و ادکلن هاي "DNA " بيش تز ٣٠٠ ميليون دلار درسال است و صاحب يکي از با شکوه ترين وگران قيمت ترين فروشگاههاي نيويورک است که درب اين فروشگاه ، فقط به روي مشتريان خاص وبه سفارش آنها باز مي شود. بيژن داراي يک هواپيماي جت مخصوصي است . آن دسته از مشترياني که نم توانند به فروشگاه او بيايند، او شخصا به نزد ايشان مي رود و براي آنها مدل لباس ، تي شرت ، عطر و .... طراحي مي کند .
او يک پول آفرين واقعي است و خيلي از پولدارها و توانگرهاي دنيا به داشتن نام او روي عطر خود يا لباس هاي خويش افتخار مي کنند. اجازه دهيد تا با بيژن مصاحبه اي داشته باشيم
راز نيرومندي و جوان ماندن من درايناست که هر روز چيز تازه اي ياد مي گيرم.
موفقيت : بيژن چه اتفاقي افتاد که تو يکباره تبديل به يک اسطوره درجهان مد و هنر شدي ؟
بيژن : راستش را بخواهيد از همان کودکي احساس مي کردم فرد مشهوري مي شوم . پدرم مي خواست من دکتر يا وکيل شوم . رشته تحصيلي ام مهندسي بود که هيچ علاقه اي بدان نداشتم ، همه شوق من به جانب طراحي بود و با علاقه وصف ناپذيري بدان مي پرداختم . از سوئيس به آمريکا رفتم و در آنجا در رشته بازاريابي به تحصيل پرداختم و همانجا اين فکر در من قوت گرفت که مد اروپا را به آمريکا بکشانم.

pasta
10-04-20, 16:26
موفقيت : چگونه موفق شدي اعتماد اين همه آدم هاي متفاوت را بسوي خود جلب کني ؟
بيژن : با اهميت دادن به تک تک مشتريانم . هدف من هميشه شناختن مشتري و توقعات اوبوده است . حتي امروز نيز با اينکه تعداد مشتريان بسيار زياد شده است من تک تک آنها را مي شناسم. به عنوان مثال لباس يک ستاره سينما بايد با يک قاضي دادگاه متفاوت باشد، وقتي لباس را براي فردي طراحي مي کنم بايد بدانم که او درآن لباس چه خواهد کرد. در مورد من جوکي ساخته اند با اين مضمون" افراد مانند وودي آلن داخل فروشگاه مي شوند ومانند کري گرانت خارج مي شوند"
موفقيت : درچه سالي اولين نمايشگاه مد را برگزار کردي ؟
بيژن :‌ در سال ١٩٧٦ با کمک مالي يکي از هموطنانم نمايشگاهي مجلل ترتيب دادم. نمايشگاه داراي ميزهايي از سنگ مرمر کمياب و لوسترهايي گران قيمت بود و افرادي مانند خوان کارلوس پادشاه اسپانيا شاه اردن و سلطان بروئني را به خود جلب نمود.
موفقيت : اولين برخورد کارگزاران تو پس از ورود مشتري چگونه است ؟
بيژن : من از آنها خواسته ام قبل از هر پرسشي ابتدا از او پذيرايي بعمل آورند وسپس با او گفت وگو داشته باشند.از علايق وسوابق و اهدافش اطلاع حاصل نمايندو ازاين طريق بتوانند نوع لباس مورد علاقه اش را طراحي کنند، مثلا هنگامي که روناد ريگان رييس جمهور سابق آمريکا ازمن لباس گرم خواست ، پارچه جين را با آستري ازپوست مينک برايش طراحي کردم البته گاهي هم اگر افراد قادر به حضور درفروشگاه نباشند من به همراه خياطان خود به نزد آنان مي روم.
موفقيت : پارچه هايت را از کجا تامين مي کني ؟
بيژن : از توليد کننده هاي معتبر که قبلا آزمايش شده اند . من ابتدا قبل از سفارش لباسي از پارچه مورد نظر را مي پوشم تا کيفيت آن را بررسي کنم و اگر مقبول افتاد تا سه برابر هزينه اصلي را به توليد کننده پرداخت مي کنم تا حقوق انحصاري آن کالا را تضمين نمايد. اين يکي از مشخصه هاي کار من است و دليل آنهم اهميتي است که به کيفيت کالاي خود مي نهم . شايد در نظر برخي اين کارها زياده روي جلوه کند.

pasta
10-04-20, 16:29
موفقيت : در مورد عطريات چه توفيقي به دست آورده ايد؟
بيژن : سال هاي زيادي طول کشيد تا من عطري را درست کنم که متفاوت باشد، حتي طرح شيشه آن ٨٠٠ بار پيش نويسي شد تا اينکه مورد قبول من واقع شد من عطر زنانه نمي خواستم. مخصوصا که لباس هاي من همگي مردانه هستند، از همين روبا زنان بسياري مصاحبه کردم تا بدانم چه بويي رابراي مرد مي پسندند و نهايتا موفق شدم در سال ١٩٨٨ عطر مردانه بيژن را توليد کنم که جايزه اسکار نيويورک را براي بهترين عطر دريافت کنم. البته بعدها عطر زنانه هم توليد کردم وبه پاس قدرداني از زناني که همواره حامي من بوده اند به ايشان تقديم نمودم
موفقيت :‌ در يک جمله بگو براي پول کارمي کني يا عشق ؟
البته عشق به کار; من ازاينکه توليداتي منحصر به فرد دارم لذت مي برم من به کار کردن هفت روز هفته نياز ندارم ، اما اين کار را انجام مي دهم چون به کارم عشق مي ورزم .
موفقيت : بيژن ! تو براي آدم هاي معمولي ، محصول توليد نمي کني ؟ خريداران تو قشر خاصي از جامعه هستند که شايد تعداد آنها در کل دنيا به بيست و پنج هزار نفر هم نرسد.چرا اين طبقه خاص از جامعه را به عنوان مشتريان اصلي خود انتخاب کرده اي ؟
اين مساله چندان هم درست نيست . هر چند عطرهاي بيژن با لباس هاي بيژن گران قيمت اند، اما خيلي از انسان هاي معمولي هم مي توانند آن را در مغازه هاي معتبر کشورشان خريداري کنند. من براي پولدارترين هاي روي زمين حساب جداگانه اي باز کرده ام ، اما اين دليل نمي شود کساني را که خيلي پولدار نيستند در نظر نگيرم . بسياري از بازديد کنندگان فروشگاههاي زنجيره اي بيژن ، درنيويورک ودردنياازطبقه عادي و نسبتا مرفه جامعه هستند.
موفقيت : موفقيت فوق العاده کنوني خود را نتيجه چه مي داني ؟
بيژن :‌ نتيجه مطالعه ، تامل و شکار فرصت هاي طلايي ، تخصص و علاقه ي من در علم شيمي است و در سال ١٩٨١ موفق شدم ، جايزه " lg Nobel‌" را به خاطر عرضه عطرها و ادکلن هاي "DNA " به نام خودم بگيرم . من با عرضه اين عطرها و ادکلن هاي جادويي ، ابتدا براي مردان و بعد براي زنان توانستم معناي عطر واقعي را به مردم بشناسانم و از اين راه به ثروتي رويايي دست يابم . درحال حاضر درآمد سالانه من از بابت فروش عطرهاي بيژن در سطح جهان ، قريب ٣٠٠ ميليون دلار است ، حال آنکه در آمد حاصل از طراحي لباس، يک دهم آن يعني سي ميليون دلار درسال است . من به اين اصل معتقدم که اگر قرار باشد " کائنات " ، ايده اي را به ذهن و دل يک انسان الهام کند، به سراغ انساني مي رود که آمادگي علمي و ذهني پذيرش آن الهام را داشته باشد. من از همان دوران تحصيلي به دنبال عرضه محصولي به رقيب و گران قيمت مي گشتم و عطرها و ادکلن هاي " DNA " همان چيزي است که سال هاي جواني ام را در جست وجوي آن سپري ساختم . در حال حاضر موسسه بزرگ توليد عطرهاي بيژن را به نام سه فرزندم نموده ام تا آنها از همين الان که زنده ام ، مديريت و راهبري بزرگترين و ثروتمندترين شرکت عطر سازي دنيا را بياموزند.
موفقيت : مي گويند فروشگاهي قصر مانند داري که آن را براي پولدارترين ساکنين روي زمين آماده نموده اي تا براي ساعتي در سکوت و آرامش هز چه را مي خواهند از آن جا بخرند. چه شد که به فکر ساختن اين فروشگاه قصر مانند افتادي ؟
بيژن : شم اقتصادي ! من يک تاجر زاده ام و درخانواده اي بزرگ شدم که فرهنگ پول سازي و پول آفريني درآن غالب بود. براين باورم که در رگ هاي من به جاي خون ، رودخانه اي از طلا جاري است و تک تک سلول هاي وجود من ازالماس ساخته شده اند. من خودم را بسيار گرانبها مي دانم و براين اعتقادم که اگر يکي از پولدارهاي دنيا به نيويورک بيايد و بخواهد از فروشگاهي خريد کند، حتما بايد اين خريد از فروشگاه من صورت گيرد. يک سفارش چهارصد هزار دلاري ، حداقل خريدي است که من از مشتريانم انتظار دارم و مشتريان من نيز خوب مي دانند چه موقع از من ، باز کردن درب فروشگاه را تقاضا کنند.فروشگاه بيژن هر چند به صورت شبانه روزي فعال است اما درب آن فقط به روي مشتريان خاصي باز مي شود . ديوارهاي سفيد اين فروشگاه هر هفته رنگ مي شوند.
موفقيت : آيا ثروت پدري درموفقيت شما تاثيري داشته است ؟
بيژن : الان که به گذشته نگاه مي کنم مي بينم بيشتر از ثروت پدر ، خلاقيت ، نوآوري وخود اتکايي خودم را دراين جايگاه قرارداده است . به هر حال ثروت پاکزادي ها را خيليهاي ديگر هم داشتند اما پسر هيچکدام از آنها بيژن نشد. اکنون من درموسساتم کارمندان ثروتمندرا استخدام نمي کنم، بلکه شبانه روز در جست وجوي افراد خلاق و توانمند هستم . تجربه به من ثابت نموده است که اين افراد در کمترين زمان قابل تصور، ثروت ومکنت را به دست خواهند آورد و مي تواند شرايط رفتاري و ذهني لازم ، براي برخورد با پولدارترين هاي روي زمين را پيدا کنند.

pasta
10-04-20, 16:31
موفقيت :‌ جديدترين ايده وخلاقانه ترين محصولي که عرضه کرده اي چيست ؟
بيژن : يک ضرب المثل فارسي به خاطر دارم که مي گويد: زندگي پيچ وخم زيادي دارد . من هم يک عطر پرپيچ وخم با بهترين و الهام بخش ترين رايحه هاي عالم ساخته ام به نام "Bijan with a Twist " مي توان آن را " بيژن پرپيچ وخم " ترجمه کرد . طراحي شکل ظاهري شيشه عطر و از همه مهم تر بوي دل انگيز ، هيجان آور و آرام بخش اين عطر که مي توانم به جرات بگويم معجوني از رايحهاي متضاد اما خواستني است ، باعث شده تا من ، " بيژن پر پيچ و خم " را از همه ي محصولاتم بيشتر دوست بدارم .
موفقيت : براي ايرانياني که علاقه مندند، مانند تو در درياي ثروت شنا کنند، چه پيامي داري ؟
بيژن : اول بايد لياقت وشايستگي حفظ ، نگهداري و احترام گذاشتن به ثروت را در خود ايجاد نماييد. پول و به تبع آن خريداران پولدار، وطن ومليت خاصي ندارند. ثروت باعث مي شود که آنها به راحتي به امن ترين ، مطمئن ترين و آرام ترين نقطه کره زمين کوچ کنند ، بنابراين اگر به پول بي احترامي کنيد، براي آن خط و نشان بکشيد ، شرط وشروط برايش تعيين کنيد، به پول توهين کنيد و آن را در جاي نامناسب و براي خريد آشغال خرج کنيد، خب طبيعي است که با اينکار بي لياقتي خود را درحفظ پول ثابت نموده ايد و پول وثروت سراغ شما نمي آيد! نبايد هم بيايد. اصلا چرا بايد ثروت سراغ کسي برود که قصد نابودي اش را دارد! کدام پديده عالم را سراغ داريد چنين باشد که پول دومي اش باشد؟ آدم هاي پولدار دوست ندارند ، همه ثروتشان را صرف کمک به ديگران کنند. خيلي از آنها مايلند با ثروتي که به دست آورده اند، اززندگي لذت ببرند. آنها مي خواهند با ثروت خود بهترين ها را بخرند. بهترين احترام را دريافت کنند . با مودب ترين ، يا تميزترين و با تيز هوش ترين انسان ها دم خورباشند، خوب طبيعي است اينجا همان جايي است که " بيژن "‌و همه آدم هايي که علاقه مندند مانند او در درياي ثزوت شنا کنند، وارد عمل شوند. به خاطر دارم روزي يکي از ميليونرهاي آفريقايي براي خريد به قصر فروشگاهيي من در نيويورک آمد. او درفضاي آرام و دلنشيني که من ، حساب شده در تمام فروشگاه ايجاد کرده ام ، قدم زد و با شوق وصف ناپذيري اجناس داخل فروشگاه رابازديد نمود. ناگهان حالش به هم خورد وروي پله ها و فرش هاي نفيس استفراغ کرد . خدمتکاران وکارکنان فروشگاه بلافاصله چهره در هم کشيدند و خواستند واکنش نشان دهند که با نگاهي سريع به همه آنها گفتم که حق ندارند چنين کنند. وقتي بازديد تمام شد و آن ميليونر با يک خريد ٢٠٠ هزار دلاري ازفروشگاه خارج شد ، از خدمتکاران خواستم راه پله و فرش ها را تميز کنند. به آنها گفتم که مشتري ، وقتي وارد مغازه مي شود، درحقيفت صاحب آن است ، چرا که بالقوه مي تواند هر کالايي رابخرد. اين حق مشتري است و بايد به اين حق او احترام گذاشت .
موفقيت : آيا اززندگي لذت مي بريد؟
بيژن : چرانه ؟ اگرلذت نبرم چه کنم ١؟ زندگي من مال خودم است و دوست دارم آن را هر طوري که ميخواهم احساس کنم چرا نبايد چنين کنم ؟
موفقيت : ممکن است يک نمونه از شيوه تبليغات خود را بيان کني ؟
بيژن : يکي ازآخرين تبليغات من اينطور آغاز مي شود يکي بود يکي نبود ، در سرزميني دور مرد جواني زندگي مي کرد که به کيفيت عشق مي ورزيد.
موفقيت : آخرين پيام شما براي خوانندگان موفقيت در ايران چيست ؟
بيژن : درست است که کارخانجات و مغاره هاي من د راروپا ، امريکا ونيويورک است اما مي توانيد براي ديدن محصولات بيژن ، بدون هيچ محدوديتي ، مستقيما از داخل منزل ،وارد فروشگاه اينترنتي بيژن ( www.bijan.com (http://www.bijan.com/) ) شويد و آخرين محصولات بيژن را آنجا ببينيد. دوست دارم با شما صحبت کنم ونظرتان را درمورد محصولات خودم بيشتر بدانم .

pasta
10-04-20, 16:38
طراح لباس فندی کارل لگرفلد می باشد که او در سال 1963 برای تیزینی، یك سالن رومی طراحی زنانه سطح بالا كه در همان سال توسط فردی به نام ایوان ریچاردز تاسیس شده بود، مشغول طراحی شد. او در ابتدا به عنوان طراح لباس زنانه سطح بالا، كار خود را آغاز كرد و سپس آن را به مجموعه آماده- پوشیدن گسترش داد؛ این مدل ها مارك « تیزینی،رم - ساخته شده در انگلستان» را بر روی خود داشت .
لگرفلد و ریچاردز، نخستین مجموعه خود را در سال 1963، با كمك یكدیگر طرح ریزی كردند. لگرفلد تا سال 1969 برای این شركت طراحی كرد. الیزابت تیلور یكی از طرفداران این مارك تجاری بود. زمانی كه لگرفلد برای این شعبه طراحی می كرد، افرادی از قبیل جینا لولوبریجیدا و دوریس دوك مشتری آن بودند. در سال 1969، گای دوویر جانشین او در این شركت شد.
در سال 1964، او به طور مستقل برای شركت كلوهه در پاریس، مشغول طراحی شد؛ كه بعدها به یكی از مهمترین شغل های او تبدیل شد. در ابتدا او تنها بخش های كمی از مجموعه كلوهه را آماده می كرد، اما به تدریج تمامی مجموعه را طراحی می كرد.
به هر حال، نام لگرفلد در دهه 70 تا حد زیادی با سالن كلوهه مرتبط بود. در آنجا به او اختیار تام داده شده بود تا مجموعه های آماده- پوشیدن زنانه عالی را تولید كند.
لگرفلد در سال 1970، در حالی كه هنوز در كلوهه باقی مانده بود؛ به طراحی برای سالن رومی طراحی زنانه سطح بالا به نام كوریل مشغول شد. این یك همكاری مختصر بود. در اولین مجموعه او برای این سالن، تمام مانكن ها، كلاه گیس های بلوند كوتاه مشابهی به سر داشتند. او همچنین شلوارك های مخملی مشكی را به نمایش گذاشت كه در زیر یك شنل مخمل بلند مشكی پوشیده شده بود.
مجموعه بهار 1973 او برای سالن كلوهه، در اكتبر 1972 به نمایش گذاشته شد. او ژاكت ها و بلوزهای كوتاه زنانه گشاد و پیراهن های ابریشمی با طرح های چاپی را به نمایش گذاشت. او نوعی دامن را طراحی كرد و آن را دامن شگفتی آور نامید؛ این دامن ابریشمی پلیسه دار كه طول آن تا قوزك پا بود، به قدری شل و گشاد بود كه این حقیقت را مخفی می كرد كه آن در اصل یك شلوار است. او در آن زمان به یك خبرنگار گفت:« به نظر می رسد كه پوشیدن این نوع دامن، یك حس و ظاهر خارق العاده را ایجاد می كند.» او هچنین مجموعه ای را طراحی كرد كه از كارمن میرندا الهام گرفته بود، و شامل پیراهن هایی با دامن بسیار كوتاه و بالاتنه دكلته و پیراهن های بلند با بالاتنه دكلته و دستمال گردن بود.
در سال 1972 او همكاری طولانی مدت خود را با فندی آغاز كرد. او طراحی خز، لباس و لوازم جانبی را برای این شركت انجام می داد.

pasta
10-04-20, 16:39
شهرت جهانی(از سال 1982 تا كنون)
لگرفلد در سال 1982 كلوهه را ترك كرد و به عنوان رئیس سالن طراحی شانل انتخاب شد. او در همان زمان، یك قرارداد طراحی با یك شركت ژاپنی بست تا مجموعه های لباس زنانه و مردانه را برای آن طراحی كند؛ یك شعبه لباس زیر زنانه در آمریكا افتتاح كرد؛ برای چارلز جوردن كفش طراحی می كرد؛ برای بالنتین پلوور تولید می كرد؛ و به عنوان مشاور فشن با ترویرا همكاری می كرد.
او طرح های افسانه ای خلق كرده است مانند پیراهن رگباری، كه آب تزئینی در سمت جلوی لباس روان بود؛ یك پیراهن- ماشین با یك شبكه محافظ رادیاتور و یك گلگیر، و انبوهی از كلاه های عجیب و غریب.
در سال 2004 تعدادی لباس برای تور Re-Invention مدونا طراحی كرد و اخیرا لباس هایی برای تور Showgirls كایلی مینوگ طراحی كرده است. طبق برخی گزارشات، او پیراهنی برای تبلیغ عطر ماریا كری طراحی خواهد كرد.
لگرفلد اخیرا با مارك تجاری فشن بین المللی سوئدی ،H&M همكاری كرده است. در دوازده نوامبر 2004، حراج،H&M عداد محدودی از لباس های مختلف زنانه و مردانه لگرفلد را به حراج گذاشت. تنها دو روز پس از عرضه كردن این حراج،H&M اعلام كرد كه تقریبا تمامی لباس ها به فروش رسیده است.
لگرفلد در دسامبر 2006، راه اندازی مجموعه جدیدی از لباس های زنانه و مردانه، تحت عنوان نام « K Karl Lagerfeld» را اعلام كرد. این مجموعه شامل تی شرت و انواع متنوع شلوار جین است.
فعالیت های جانبی


لگرفلد به فعالیت های دیگری غیر از فشن نیز علاقه مند است. به عنوان مثال او به زبان آلمانی، انگلیسی، فرانسه و ایتالیایی مسلط است و تمایل دارد كه زبان اسپانیایی را نیز فرا بگیرد؛ به اشیای باستانی علاقه دارد و عكاسی نیز انجام می دهد. از نمونه عكس های او می توان مجموعه عكس دیوید میلر، طراح آفریقای جنوبی، و عكس ماریا كری برای جلد مجله وگو در سال 2005 را نام برد.
كاهش وزن : لگرفلد همچنین به خاطر تغییر شكل چشمگیر و قابل توجه بدن خود معروف است. او در طول سیزده ماه، توانست 42 كیلو كاهش وزن داشته باشد. او گفت:« من ناگهان تصمیم گرفتم تا به شكل متفاوتی لباس بپوشم و لباس های طراحی شده توسط هدی اسلیمن را بپوشم. اما این سبك ها برای پسرهای بسیار لاغر طراحی شده بود، نه مردی به سن و سال من. بنابراین لازم بود تا من وزن خود را حداقل 40 كیلو كم كنم. این كار دقیقا سیزده ماه طول كشید.»

1752

pasta
10-04-21, 15:01
بسیاری از افراد تاکنون به احتمال فراوان از محصولات یکی از کارخانه‌هایی که زمانی در خدمت نازی‌ها بوده‌اند، استفاده کرده‌اند، بدون اینکه در مورد تاریخچه این کارخانه‌های چیزی بدانند. ناگفته پیداست که این کارخانه‌ها هم‌اکنون در خدمت رایش سوم نیستند و ارتباطی با وی ندارند.
اما بی‌شک زمانی این کارخانه‌ها و برندهای مشهور که در لیست ۵۰۰ شرکت موفق مجله فورچون هم هستند، باعث توانمندی و موفقیتتجاری نازی‌ها می‌شدند.
هوگو بوس Hugo Boss: هوگو بوس برند مشهوری در دنیای مد و لباس است. حتیکسانی که نمی‌توانند اجناس گران هوگو بوس را ابتیاع کنند و بپوشند، تبلیغات اینبرند را بارها دیده‌اند و با آن کاملا آشنا هستند.
1793
هوگو بوس زمانی یونیفرم‌های مشکی اعضای اس‌اس را تولید می‌کرد، یونیفرم‌های که حس احترام توأم با ترس را در میان مردم برمی‌انگیختند. این لباس‌ها در کارخانه‌های تولید می‌شد که در آن کارگران و اسرای نظامی تحت شرایط غیرانسانی، وادار به کارمی‌شدند. این یونیفرم ها تأثیر زیادی روی بینندگان می گذاشتند، طوری که در فیلم جنگ ستارگان به صورت تلویحی به این یونیفرم‌ها اشاره می‌شود.
1794
با این حال محصول هوگو بوس در زمان نازی‌ها مستقیما در قتل و نسل‌کشی دخیل نبودند و به علاوه از آنجا که در تابستان به واسطه رنگ سیاه و جذب بیش از حد نورخورشید باعث ناراحتی اس‌اس‌ها می‌شد، بسیار کمتر از تولیدات سایر کارخانه‌های دیگر، بدنام است!

تولید کننده : کشور آلمان
شعبه مرکزی : برلین المان

کمپانی هوگو یک کمپانی با سابقه نسبتا زیاد در عرصه ادکلن می باشد . بعضی از محصولات این کمپانی به هوگو بوس هم معروف و نامگذاری شده است . این کمپانی بزرگ در زمینه پوشاک و عطر و ادکلن فعالیت می کند . این کمپانی ادکلن های باکیفیت خوب و خوشبو وارد بازار جهان کرده است . محصولات این کمپانی در کشور ما و کشورهای عربی فروش خوب و طرفداران زیادی دارد .
1797

Saba
10-06-09, 15:12
ورساچه ، از کارگاه خياطی تا بلندترین هتل دنیا!
http://www.seemorgh.com/DesktopModules/iContent2/Files/61509.jpg
در 2 دسامبر 1946 «جیانی ورساچه» در رجیو کالابریا ایتالیا به دنیا آمد. در زمان کودکی جیانی، مادر او با درآمد کارگاه خیاطی کوچک خود، خانواده اش را اداره می‌کرداز کارگاه خیاطی تا بلندترین هتل دنیا



در 2 دسامبر 1946 «جیانی ورساچه» در رجیو کالابریا ایتالیا به دنیا آمد. در زمان کودکی جیانی، مادر او با درآمد کارگاه خیاطی کوچک خود، خانواده اش را اداره می‌کرد.


وی همراه برادر بزرگ‌ترش سانتو و خواهر کوچک‌ترش دوناتلا در کنار پدر و مادر خیاط خود فرانسیسکا، بزرگ شد. جیانی همه چیز در مورد خیاطی و دوختن لباس را خیلی زود از مادر خود آموخت و توانست به وسیله علاقه و ذوق ذاتی خود اولین لباس‌ها را طراحی کند و در مزون مادرش به فروش برساند. بعد از آن ورساچه آموزش‌های تکمیلی حرفه‌ای در زمینه طرح آماده‌سازی و تهیه پارچه دید. او اولین موفقیت خود را زمانی نشان داد که طرح‌هایی برای کلکسیون فیوری فیورنتینا، که یک کمپانی ایتالیایی در سال 1972 بود، فرستاد.

http://www.seemorgh.com/images/iContent/1389-3/gianni-donatella.jpg

ورساچه تا قبل از سن ۲۵ سالگی در زمینه معماری تحصیل می‌کرد و سپس به قصد طراحی لباس به میلان رفت و بدون دیدن آموزش آکادمیک و رسمی، مجموعه‌هایی را برای مارک‌های ایتالیایی دی پاریسی، جنی، کلاگان، آلما و سپس در سال 1974 برای مارک کامپلیس طراحی کرد. وی اولین مجموعه لباس‌های چرمش را در سال 1975 به نمایش گذاشت و در سال 1978 نخستین بوتیک خود را به وسیله دلااسپیک در میلان افتتاح و نخستین مجموعه لباس زنانه را تحت نام خودش ارائه کرد. البته هنوز برای تکمیل مجموعه خود، سایر مارک‌ها را نیز عرضه می‌کرد.

به‌تدریج ورساچه توانست مارک اختصاصی خود را به عنوان یک برند مطرح کند. وی همه چیز را در مورد رنگ، جنس، برش و دوخت پارچه‌ها می‌دانست.

او در سال 1982 موفق به دریافت جایزه چشم طلایی به خاطر بهترین طراحی لباس زنانه در پاییز و زمستان شد.


خیلی زود طرفداران سبک ورساچه زیاد شدند و بوتیک‌های دیگر به این نام در سطح دنیا شروع به کار کردند. در سال 1985 ورساچه مارک Instante را در امپراتوری مد دنیا قرار داد. این مارک مشابه سبک او در خیاطی و طراحی زنانه، سطح بالا بود، اما با هدف طراحی برای جوانترها و افرادی که توانایی مالی کمتری دارند، ایجاد شده بود.

«پیراهن‌هایی برای اندیشیدن» نام نمایشگاهی بود که به کارهای گذشته ورساچه نگاه می‌کرد و در سال 1989 در میلان برگزار شد. در همان سال ورساچه نخستین مجموعه طراحی زنانه سطح بالای خود را ارائه کرد. سبک ورساچه به علامت تجاری مخصوص خود او تبدیل شد. ورساچه برای رنگ‌ها، پارچه‌ها و برش‌های گیرا و جذاب خود مشهور بود. ورساچه هنگام طراحی محصولات جدید، تنها یک طرح مبهم از اندیشه و تصورات خود را ارائه می‌کرد، سپس دستیاران او مسوول تبدیل این ایده‌ها به لباس‌های قابل پوشیدن بودند. از زمانی که ورساچه یک خریدار پارچه بود، همیشه از سفر کردن لذت می‌برد. او در طرح‌های جدید خود، تاثیراتی که از مسافرت‌های خود کسب می‌کرد را با یکدیگر می‌آمیخت.

در سال 1986 رییس‌جمهور وقت ایتالیا لقب شوالیه هنر را به جیانی ورساچه اهدا کرد. در سال 1991 کمپانی ورساچه ادکلن ورساچه را وارد بازار کرد. جیانی در سال 1993 جایزه اسکار مد را به خود اختصاص داد و در سال 1995 به نیویورک رفت و اولین شعبه ورساچه در آمریکا را افتتاح کرد. در همین سال عنوان خلاق‌ترین طراح لباس را از منتقدین بلژیک به دست آورد.

در پانزدهم جولای سال 1997 جیانی ورساچه ۵۰ ساله، جلوی کاخ محل سکونت خود در میامی فلوریدا هدف شلیک گلوله اندرو کونانن قرار گرفت که منجر به مرگ وی گردید. کونانن یکی از قاتلان زنجیره‌ای تحت تعقیب پلیس FBI بود كه در مدت سه ماه، پنج نفر را به قتل رسانده بود و جیانی ورساچه آخرین آنها به حساب می‌آمد. هشت روز پس از قتل جیانی، اندرو با شلیك گلوله دست به خودكشی ‌زد.

http://www.seemorgh.com/images/iContent/1389-3/imgGiann20Versace4.jpg


بسیاری از طراحان اعتقاد دارند که با مرگ ورساچه، نه تنها ایتالیا بلکه تمام دنیا یکی از نوگراترین هنرمندان خود را از دست داد. فرانكو زفیرلی دوست صمیمی جیانی می‌گوید: «ورساچه نجات‌دهنده هالیوود از گودال یکنواختی و روزمرگی بود.» شهرداری میلان در بزرگداشتی که برای او در سال 2007 گرفته بود، اعلام کرد در قدردانی از فعالیت‌های این نابغه مد و طراحی، خیابانی را در مرکز پایتخت صنعتی ایتالیا به نام جیانی ورساچه نامگذاری خواهد کرد.

http://www.seemorgh.com/images/iContent/1389-3/imgGianni20Versace3.jpg


در سپتامبر 1997 برادر جیانی، سانتو ورساچه مدیریت کمپانی ورساچه را به عهده گرفت.

خواهرش، دوناتلا ورساچه هم‌اکنون سرپرستی تیم طراحی این شرکت را بر عهده دارد. او قبلا در موقعیتی مشابه برای مارک ورسوز طراحی می‌کرد. آلگرا، دختر او وارث منحصر به فرد جیانی ورساچه است که بنا بر وصیت جیانی مالک 50 درصد از سهام ورساچه شد. دانیل پسر دوناتلا، وارث مجموعه‌های نقاشی جیانی است. عمارت‌های بزرگ ورساچه در شهر کومو ایتالیا، میامی و نیویورک بخشی از دارایی او است.

جمله معروف «اعتقاد عمیقی به این حقیقت دارم که خلاقیت زاییده تنش و بحران ایده‌ها است» از دوناتلا ورساچه است. دوناتلا که ده سال از برادر خود جیانی کوچک‌تر بود، همیشه تحت‌تاثیر برادر خود قرار داشت. زمانی که 11 ساله بود، لباس‌هایی را می‌پوشید که جیانی مخصوص او می‌دوخت. زمانی که جیانی در اواسط دهه 70 به فلورانس نقل مکان کرد تا شغلی را در طراحی لباس‌های کشباف آغاز کند، دوناتلا دریافت که او هم مانند برادر خود به دنیای مد اشتیاق دارد. او یک سال پس از مرگ جیانی، نخستین مجموعه طراحی زنانه سطح بالای خود را برای سالن ورساچه در هتل ریزا پاریس به نمایش گذاشت.

گفته می‌شود که دوناتلا نخستین طراحی است که به جای استفاده از مدل‌های ناشناس و غیرمعروف، از افراد مشهور و برجسته استفاده کرد تا لباس‌های او را بر راهروهای نمایش و سایر رسانه‌های عمومی مانند تبلیغات، به دنیا نشان بدهند. دوناتلا اکنون یکی از طراحان ثروتمند و برجسته جهانی و در حال حاضر نایب رییس گروه ورساچه و رییس طراحان شعبه مد ورساچه است. او 20 درصد از سهام کل ورساچه را دارا است.

امپراتوری ورساچه به یک تجارت خانوادگی بدل شده است که یکی از نمادهای آن، بلندترین هتل دنیا، برج العرب در دبی است که به مجموعه وسیعی از مبلمان و تخت‌های ورساچه در اتاق‌های لوکس و گرانقیمت خود مجهز شده است.

farbod.f.r
11-07-09, 18:12
آقای هومن مسیح زاد یکی از طراحان جوان ایرانی هستند
ایشان در سال 1363(1984) در اصفهان به دنیا آمدند
در کودکی علاقه مند به خطاطی و طراحی بود.در نوجوانی به همراه خوانواده به آمریکا مهاجرت کرد و سپس در مکتب استادانی چون بیژن پاکزاد و چند استاد اروپایی به آموختن طراحی مد پرداخت.
او تا بحال برای برندهای بزرگی مانند ck و D&G طراحی کرده..هم اکنون شرکت طراحی مسیح دیزاین رو اداره میکنن..
چند عکس از طرحهای اصیلش

farbod.f.r
11-07-09, 22:03
تامی هیلفیگرtommy Hilfiger
تامی هیلفیگر که اکنون در سن 59 سالگی به سر میبرد و در شهر نیو یورک سکونت دارد،کسی ایت که تقریبا کمتر ایرانی اهل برند و لباس را میتوان سراغ گرفت که با محصولات وی آشنایی نداشته باشد.
هنر طراحی لباس برای گروههای مختلف اجتماعی و همچنین برای سنین متفاوت از جمله کارهایی است که او به خوبی بلد است.تامی هیلفیگر تقریبا بدون هیچ پشتوانه ی مالی و تنها با اتکا بر توانایی و استعداد خویش توانست در رقابت سخت و نفس گیر امروزی شرکت کند و نام خودش را در بالای فهرست طراحان بزرگ پوشاک جای دهد.
تامی متولد 24 مارس 1951 در نیو یورک میباشد،او در خانواده ی ایرلندی به دنیا آمد که 9 فرزند داشت و تامی فرزند دوم بود،نکته ی جالبی که در کودکی او دیده میشود علاقه ی شدید او به خلق طرحهای نوین،اما کودکانه ی لباسها بود.اینگونه که گفته می شود در زمان کودکی و نوجوانی،تامی همیشه لباسهای خود و خواهر و برادرانش را به دور از چشم دیگران بر میداشت و در فرصتی مناسب طرحهای خود را که بیشتر به پاره شدن یا غیر قابل مصرف شدن لباسها می انجامید،بر روی آنها پیاده میکرد و پدر و مادرش او را تنبیه میکردند.در سن 18 سالگی همزمان با پایان دوره ی دبیرستان تامی تصمیم گرفت که بجای ورود به دانشگاه و ادامه تحصیل،وارد بازار کار شود و استعداد خود را در این زمینه امتحان کند.از همین رو مغازه کوچکی دست و پا کرد و سفارشی از شهرهای بزرگتر لباس می اورد و میفروخت.اما در 25سالگی احساس کرد که بازار نیازمند به یک تحول اساسی است و لباسهایی با رنگ و طرحهای متنوع طراحی کرد و با استقبال مشتریانش مواجه شد.
آشنایی او با موهان مورجان که امتیاز طرح شلوار جین Gloria Vanderbilt را در اختیار داشت،نقطه مهمی در زندگی تامی به حساب می آید.او با کمک دو نفر از دوستانش کمپانی مورجانی را خریداری کرد و آنرا با نام Hilfiger Inc ثبت کرد. در حال حاضر این طراح به کار خود با عشق و علاقه ادامه میدهد و کارهای خود را به تمام دنیا ارائه میدهد. www.tommy.com

lady_atieh
11-08-04, 20:02
لطفا عکسهاتون رو توی کافه آپلود کنین .

farbod.f.r
11-08-20, 00:06
بسیاری از برند های های پوشاک این روزها مشغول رو نمایی مدلهای جدید خود میباشند و در این میان کریس بنز که یکی از ستاره های دنیای طراحی و رنگ در دنیای مد است مدلهای خود را به علاقه مندان مدهای برتر ارائه کرده است.
کریس بنز برای همه طرفداران برند شناخته شده و محصولاتش در خاور میانه نیز طرفدارانی دارد.
این طراح جوان متولد 1982 در سیاتل آمریکا هست . وی با دریافت بورسیه توانست تحصیلات خود را در زمینه طراحی مد در مدرسه پارسون آغاز کند. بنز به همراه مارک جاکوب دیگر طراح جوان آمریکایی به کالج حرفه ای پارسون وارد شد و پیش از معرفی برند شخصی خود در 2007 به کار در j crew مشغول شد.
معروف شدن وی بیشتر بدلیل خلاقیت در زمینه به کارگیری رنگها و بافتهای متنوع در پارچه هاست.
کارهای بنز در مجلات معروف دنیا نظیر ووگ و گلامور معرفی شده و در سراسر دنیا به فروش میرسد..
او در هفته مد نشان دادکه با شرکتهای رد کن و ماسکوت همکاریهای خوبی در زمینه تولید عینک داشته.
یکی از طرفدارانش میشل اوباماست.


57512

miss.a
12-01-12, 23:45
مدلهای عجیب و غریب لباسهای یک طراح مد ایرانی


http://images.seemorgh.com/iContent2/Files/69843.jpg
"بوریس بیژن صابری" برای گوش افراد خاص در دنیای مد نامی آشنا است. به طور مثال "کارل لاگرفلد" طراح مشهور مارک لباس "شانل" لباسهای "صابری" را بر تن می‌کند.


طراحی‌های مدرن با رنگ و بوی کویر
"بوریس بیژن صابری" برای گوش افراد خاص در دنیای مد نامی آشنا است. به طور مثال "کارل لاگرفلد" طراح مشهور مارک لباس "شانل" لباسهای "صابری" را بر تن می‌کند.

http://www.seemorgh.com/images/iContent/1389-7/Karl-Lagerfeld_1396061c.jpg


در عین حال مدیر انجمن صنفی خیاطان در فرانسه در جریان "هفته مد پاریس" در روزی تعطیل ساعت می‌گذارد تا نمایش مجموعه این طراح ۳۲ ساله را از دست ندهد. این می‌تواند گویای کیفیت و سطح بالای فعالیت‌ صابری در این زمینه باشد.

طراح خلاق و باپشتکار
http://www.seemorgh.com/images/iContent/1389-7/BORIS-BIJAN-SABERI-MENS-SPR.jpg


صابری در مونیخ در خانواده‌ای دو ملیتی بزرگ شده است. پدر ایرانی و مادر آلمانی بیژن صابری هر دو در صنعت مد فعال بوده‌اند و تا تولد او شرکت تولید پوشاک خود را اداره می‌کردند. بیژن صابری می‌گوید: «من از همان دوران کودکی توجه زیادی به لباس پوشیدنم می‌کردم و همیشه از لباس‌های موجود در بازار ناراضی بودم. از این رو پس از مدتی شروع کردم به تغییر دادن لباس‌هایی که می‌خریدم.»

http://www.seemorgh.com/images/iContent/1389-7/saberi.jpg

او در دوران نوجوانی برای عوض کردن مدل لباس‌های خود از چرخ ‌خیاطی پدرش استفاده می‌کرد. صابری مدتی هم در مغازه‌ی لوازم "اسکیت‌بورد" (Skateboard) فروشندگی می‌کرد. اکنون نیز می‌توان در طراحی‌های او تأثیر فرهنگ "هیپ‌هاپ" و "اسکیت‌بورد" را مشاهده کرد.


http://www.seemorgh.com/images/iContent/1389-7/boris-bidjan-saberi14.jpg


صابری در ۲۴ سالگی برای تحصیل در رشته طراحی لباس به بارسلون رفت. او نسبت به همکلاسی‌های خود پشتکار بیشتری به خرج می‌داد و خود تعریف می‌کند که ترجیح می‌داد برخی روزها حتی طولانی‌تر در مدرسه بماند تا بتواند به کار خود ادامه دهد. او پس از پایان تحصیل در بارسلونا مارک پوشاکی با نام خود را به صنعت مد معرفی کرد.

http://www.seemorgh.com/images/iContent/1389-7/boris-bidjan-saberi21.jpg


بیژن صابری طراحی متعلق به "خانواده سیاه"
بوریس بیژن صابری، طراح لباس ایرانی آلمانی
صابری برای طراحی لباس‌های مارک خود بیشتر از پارچه‌های تیره رنگ که جنس زبر و خشنی دارند استفاده می‌کند. لباس‌های او از سوی بسیاری از ناقدان مد با کارهای "آن دم‌اویه‌میستر"، طراح معروف بلژیکی مقایسه می‌شود. صابری خود در این باره می‌گوید: «اوایل این مقایسه مرا اذیت می‌کرد، چون بیشتر دوست داشتم کاری ارائه دهم که تک و منحصربه‌فرد باشد. اما به هر حال باید پذیرفت که ایده‌های ما برای خلق طراحی‌هایمان شبیه به هم است و هر دو به "خانواده سیاه تعلق داریم.» منظور صابری از "خانواده سیاه" گروهی از طراحان است که کارهای آنها در صنعت مد تحت عنوان "آوانگارد" یا "پیشتاز" قرار دارند.



http://www.seemorgh.com/images/iContent/1389-7/boris-bidjan-saberi22.jpg
صابری اعتقاد دارد که هر سلیقه و تمایلی پیش‌زمینه‌ای در گذشته افراد دارد و در مورد علاقه خاص خود به رنگ سیاه می‌گوید: «در دوران کودکی همیشه دوست داشتم مادرم را هنگام لباس پوشیدن تماشا کنم. او لباسی سیاه داشت که آن را به وضوح به خاطر دارم و تأثیر زیادی روی داشته است.»

http://www.seemorgh.com/images/iContent/1389-7/saberi2.jpg


از طرفی دیگر کارهای این طراح نوع‌آورشباهت زیادی با لباس‌های کوچ‌نشینان صحرایی دارد. این ویژگی نیز از دوران کودکی او نشأت گرفته است: «به خاطر پدرم که ایرانی است اغلب از ایران میهمانانی داشتیم که دستار به سر داشتند.» در نمایش مجموعه جدید صابری، سر و یا قسمتی از صورت مانکن‌های مرد با پارچه‌های تیره رنگ و زبر پوشیده شده است.



http://www.seemorgh.com/images/iContent/1389-7/09ss-3.jpg

صابری علاقه‌ای به مشهور شدن ندارد و می‌گوید: «شهرت آن بخشی از مد نیست که مرا به خود جذب کرده است.»

miss.a
12-01-13, 13:26
معروف ترین و ثروتمندترین شرکت طراحی مد و پوشاک دنیا
ایزاک آندیک، موسس گروه پوشاک اسپانیایی مانگو، با ثروت 8/4 میلیارد دلار صدوشصت‌وهفتمین فرد ثروتمند دنیا به شمار می‌رود. وی فردی مشهور در صنعت کسب و کار مد و پوشاک در اسپانیا و جهان به شمار می‌رود. ایزاک آندیک ارمی‌در سال 1955 در شهر استانبول در ترکیه به دنیا آمد.


http://taknaz.ir/upload/11/0.415693001289660928_andik.jpg (http://www.taknaz.ir/news_cats_239.html)

خانواده او در دهه 1950 به ترکیه مهاجرت کردند. آندیک کسب و کار مد و کالاهای لوکس را در سال 1972، زمانی که تنها 17 سال داشت‌، شروع کرد. در واقع او که در آن زمان از سفری بازگشته بود تعدادی از پیراهن‌هایی را که با خود آورده بود به قیمت دو برابر مبلغی که برای آن پرداخته بود به تعدادی از فروشگاه‌های لباس فروخت.
زمانی که آندیک به اولین درآمد یک میلیونی خود دست یافت تصمیم گرفت فعالیت خود را گسترش دهد و شروع به وارد کردن کت‌های دست دوز از افغانستان کرد. وی زمانی که تنها 18 سال داشت یک ماشین خرید و به‌وسیله آن لباس‌هایی را که وارد می‌کرد در اسپانیا می‌فروخت.
موفقیت او همچنان ادامه پیدا کرد و آندیک فروش کفش را نیز به کسب و کار خود اضافه کرد. آندیک با گسترش روز افزون کسب و کارش در نهایت در سال 1984 اولین فروشگاه مانگو را در بارسلونا بازگشایی کرد و تصمیم گرفت یک برند به نام مانگو را برای فروشگاه خود خلق کند.


http://taknaz.ir/upload/11/0.778287001289660928_mango_bcn-500x296.jpg (http://www.taknaz.ir/news_cats_239.html)

تعداد فروشگاه‌های مانگو تا یک سال بعد به 5 فروشگاه در بارسلونا و یک فروشگاه در والنسیا رسید. کسب و کار آندیک آنقدر سریع رشد کرد که طی 10 سال توانست بیش از 100 فروشگاه در سرتاسر اسپانیا بازگشایی کند. مانگو از آن زمان به طور چشمگیر و سریعی گسترش داشت، به طوری که تا سال 2004 این شرکت بیش از 700 فروشگاه در 72 کشور دنیا در اروپا،‌ آسیا،‌ آفریقا و آفریقای جنوبی باز کرده بود.
این رشد بر اساس فرمولی بود که شاید در نگاه اول ساده به نظر برسد و آن هم ارائه محصولاتی انحصاری،‌ با طراحی و کیفیت عالی است که چون به طور انبوه عرضه نمی‌شوند خاص و منحصر به فرد شناخته می‌شوند. مانگو با این فلسفه تبدیل به رقیبی اصلی برای نام‌های بزرگ در صنعت مد و پوشاک شد و موفقیت برند آن از مرزهای اسپانیا هم فراتر رفت.


http://taknaz.ir/upload/11/0.145478001289660929_andik_scarlett.jpg

اسکارلت جوهانسون یکی از مدلهای تبلیغاتی مانگو
آندیک به خوبی می‌دانست برای اینکه بتواند برند خود را ارتقا بدهد به فضایی جوان و نوآورانه به عنوان کلید موفقیت احتیاج دارد. کلید موفقیت دیگر این شرکت بی‌شک سیستم فرانشیز آن در فروشگاه‌ها است. زیرساخت بسیار مدرن و لجستیک کارآمد مانگو باعث شده تا بتواند نیازهای تمامی‌شعبه‌های خود در 5 قاره را به خوبی پوشش دهد.
در حال حاضر بیش از 1200 فروشگاه این شرکت در 92 کشور دنیا فعالیت می‌کنند و فروشی 2 میلیارد دلاری را برای این شرکت به ارمغان می‌آورند. در حال حاضر این شرکت دومین صادر کننده پوشاک زنان در اروپا محسوب می‌شود. این گروه حتی به تازگی در حال بازگشایی شعبه‌هایی در ایران،‌ عراق و بلاروس است.
ایزاک آندیک ازدواج کرده و سه فرزند دارد. وی در حال حاضر ساکن شهر بارسلونا است. وی به شدت از انظار عمومی‌دوری می‌کند، به شکلی که تا سال 2006 تقریبا در هیچ جمعی به شکل علنی حضور نداشته و هیچ عکسی هم از او در دسترس نبوده است. این وضعیت به‌تدریج تغییر کرده است.

گردآوری : پایگاه اینترنتی تکناز (http://taknaz.ir/)

miss.a
12-01-22, 17:06
الی صعب (Elie Saab ) طراح لبنانی از مدتها قبل به عنوان فردی پیشرو در طراحی لباس در خاورمیانه شناخته شده است.کارگاه طراحی لباس او در سال 1982 در بیروت افتتاح شد در زمانی که او تنها فقط 18 سال داشت .اولین خط تولیدی او در سال 1998 در میلان آغاز به کار کرد که نوید زیبایی زنانه همراه با رنگهای روشن و پارچه های حریر و ساتنهای زیبا همراه با مدلهایی با تم شرقی میداد.

همچنین او طراح لباس زیبای هالی بری برای مراسم اسکار 2002 بود

http://www.seemorgh.com/images/iContent/1389-5/oscar8-600x400.jpg
او یکی از خلاقترین و خوش ذوق ترین طراحان لباس خاورمیانه است

miss.a
12-01-23, 13:52
مهلا زمانی
سوابق تحصیلی:

فوق ليسانس مديريت رفاه بانك از انگلستان.
گواهي دوره امور Training از Algemine Bank of Netherland.
همزمان فارغ التحصيل رشته طراحي لباس و دكوراسيون داخلی از
موسسه Pitmann انگلستان

سوابق شغلي :

• مدير بانك تجارتي ايران و هلند ( 1355- 1362 ).
• هشت سال تحقيق و تفحص در زمینه هنر ایرانی (علی الخصوص صنايع ظريفه ايلات و عشاير ايران) و
• هشت سال مديريت عاملي شرکت گلواره ومدیریت گالري گلواره ( 1362-1370).
• شانزده سال تحقيق و تفحص در امر چگونگي تلفيق لباسهاي ملي – مدرن ايران (1372-1388).
• یازده سال مدیریت مسئول موسسه فرهنگی هنری فخراندیشه (1378-1389).


مهلا زمانی اولین ژورنال تخصصی لباس های ملی مدرن اسلامی را با نام " لوتوس " منتشر کرده و طرح های زیادی در زمینه لباس ملی و ایرانی برای زنان این کشور دارد .

farbod.f.r
12-05-25, 17:48
ژان - پول گوتیه طراح برتر پوشاک مد زنانه در تاریخ 24 آوریل 1952 در آرکویل (Arcueil) فرانسه به دنیا آمد. گوتیه از سال 2003 تا 2010 طراح ارشد کمپانی هرمس (Hermès) بود. او درگذشته مجری سری برنامه های تلویزیونی Eurotrash بوده است.

دوران زندگی و کاری
گوتیه هرگز به صورت رسمی هیچ دوره ی آموزشی را برای طراحی نگذراند. در عوض، او در سنین جوانی شروع کرد به فرستادن طراح های اولیه ی کارهای خود به طراحان مشهور مد.

پیر کاردین (Pierre Cardin) تحت تاثیر خلاقیت و نبوق گوتیه قرارگرفت و او را به عنوان طراح دستیار در سال 1970 به خدمت گرفت. پس از آن گوتیه همکاری های خود را با ژاک استرل (Jacques Esterel) در سال 1970 آغاز کرد و مدتی بعد در همان سال کار خود را با ژان پاتو (Jean Patou) ادامه داد. در سال 1974 گوتیه به مدت یک سال به شعبه ی پیر کاردین در مانیل فلیپین رفت و در آن جا مشغول به کار شد.

اولین مجموعه کارهای شخصی گوتیه در سال 1976 در معرض نمایش گذاشته شد. سبک هتاکانه ی او از سال1981به وضوح درکارهایش دیده می شد و به این خاطر بود که "فرزند ناخلف مد فرانسه" نام گرفت. تعداد زیادی از کارهای بعدی گوتیه با تکیه بر فرهنگ عامه از پوشاک معمول جامعه الگو گرفته است، این درحالی است که دیگر مجموعه کارهای او به خصوص مجموعه های پوشاک درجه یک زنانه ی او بسیار رسمی و در عین حال غیرمعمول و شاد می باشد.

اگرچه اغلب مردم در آن زمان طراحی هایش را ساده و ابتدائی بر می شمردند، اما بسیاری از ادیترهای فشن ازجمله Melka treaton از مجله ی مد اله (Elle)، کلاد برو (Claude Brouet) و کاترین لاردور (Catherine Lardeur) از مجله ی فرانسوی ماری کلر (Marie Claire) به شدت تحت تاثیر قرارگرفته بودند و طولی نپائید که به مهارت، توانائی و خلاقیت گوتیه در خیاطی پی بردند و مدتی بعد کارهای او را به معرض نمایش گذاردند.
در سال 1985 گوتیه مجموعه دامن های مردانه ی خود را معرفی کرد. گوتیه در دهه ی 90 به تولید لباس های پفدار برای مدنا روی آورد که در شروع کار سوتین های طرح مخروط مدنا را برای تور Blonde Ambition او در سال 1990 طراحی کرد (این طرح مورد پسند عموم قرار نگرفت ). در سال 2006 نیز گوتیه مجموعه ای از لباس را برای تور "Confeshions" مدنا طراحی نمود. گوتیه همچنین با بخش Wolford Hosiery از کارخانه ی Wolford AG همکاری نزدیک داشته است. لازم به ذکر است که او استفاده از دامن به خصوص دامن های اسکاتلندی را باب کرد و باعث شد طراحان مجموعه ها ی اختصاصی خود را بیشتر از قبل در اختیار عموم قراردهند.

گوتیه همیشه به خاطر استفاده از مدل های غیر معمول باعث تعجب عموم می شد. استفاده از مردهای مسن، زن های سنگین وزن، مدل های به شدت تاتو و یا پیرس شده و نیز تغییر و به هم زدن قوانین سنتی مربوط به جنسیت ها از جمله کارهای متفاوتی هستند که او در نمایش هایش در معرض عموم قرار می داد. این اقدامات هم انتقاد و هم شهرت بسیار را برای او در برداشت. در پایان دهه ی 80 بود که گوتیه چندین مشکل شخصی و ضربه ی بزرگ روحی را متحمل شد که مرگ Francis Menuge همسر و شریک کاری اش براثر بیماری ایدز از آن جمله بود.

گوتیه همچنین طراح مجموعه لباس ها در فیلم های متعددی بوده است. از جمله این فیلم ها می توان به "عنصر پنجم" (The Fifth Element) به کارگردانی لوک بسون (Luc Besson)، "آشپز، دزد، همسرش و معشوقه اش" (The Cook, the Thief, His Wife & Her Lover) به کارگردانی پیتر گرینوی (Peter Greenaway) و "شهر بچه های گم شده" (La Cité des enfants perdus) به کارگردانی، کارگردان فرانسوی ژان پیر ژونه ( Jean Piere Jeunet) اشاره کرد.

گوتیه در حال حاضر برروی سه مجموعه کارمی کند که شامل خطوط تولید البسه ی درجه ی یک زنانه و البسه حاضری برای زنان و مردان می باشد. در سال 1988 گوتیه یک تک آهنگ رقص با نام "چطور اینکار را بکنیم" (How To Do That) را از طریق استودیوی فونتانا (Fontana) منتشر کرد، از این تک آهنگ تنها یک آلبم ریمیکس با همین نام اما این بار از استودی مرکوری (Mercury) منتشر شد.

در این آلبوم قطعه هایی از نرمن کوک (Norman Cook)، جی جی ژاک زالیک (JJ Jeczalik) ، جورج شیلینگ (George Shilling)، مارک سنادرز (Mark Saunders)، لاتین راسکالز (Latin Rascals)، دیوید دورل (David Dorrell)، تیم اتکینز (Tim Atkins)، کارل اتکینز و مانترانیک (Montronik) وجود داشت. تونی منزفیلد دستیار ترانه سرا و تهیه کننده ی این اثر بوده است. همچنین کارگردانی آن توسط باپتیس موندینو (Baptise Moondino) صورت پذیرفته است. لازم به ذکر است که Yvette horner آکاردون نواز مشهور این مجموعه را همراهی کرده است.

گوتیه همچنین تعدادی لباس برای خواننده ی بزرگ راک مرلین منسن (Marilyn Manson) طراحی کرد که مجموعه لباس های آلبوم عصر طلائی گروتسک (The Golden Age of Grotesque) او از این جمله است. لباس های طراحی شده ی گوتیه برای میلن فارمر(Mylene Farmer) فرانسوی نیز توجهات بسیاری را به خود جلب کرد. در بهار 2008 گوتیه قرار داد جدیدی برای طراحی لباس های میلن فارمر در تور 2009 با او امضا کرد.

miss.a
13-04-07, 16:11
مهدیه کیانی طراح لباس برند «ماهیدا» در ایران به دویچه وله می‌گوید امسال بالا رفتن قیمت ارز باعث شد، استقبال از لباس تولید ایران بیشتر شود. او می‌گوید سعی کرده در برخی طرح‌هایش از لباس سنتی آفریقا یا ژاپن الهام بگیرد.

مهدیه کیانی طراح لباس برند «ماهیدا» در ایران به دویچه وله می‌گوید: «علیرغم محدودیت‌های موجود در ایران اما طراحی لباس تازه در حال شکوفا شدن است و طراحان لباس به عنوان یک فرد موثر در عرصه مشاغل اجتماعی مطرح می‌شوند».
81557
مهدیه کیانی می‌گوید با وجود آن‌که در کنکور سراسری ایران رتبه ۴۲ را به‌دست آورده و حق انتخاب رشته‌های متنوع دانشگاهی را داشته است، ترجیح داده علاقه خود یعنی طراحی لباس را دنبال کند. او در رشته طراحی لباس در ایران تحصیل کرده است.
به گفته مهدیه کیانی نوع لباس بیش از گذشته در ایران اهمیت پیدا کرده است.
در سال‌های گذشته برندهای مختلفی از لباس‌های زنانه و مردانه در ایران به‌وجود آمده‌ است. طراح لباس برند «ماهیدا» می‌گوید امسال با توجه به افزایش قیمت ارز، استقبال از لباس‌های تولید شده در داخل ایران بیشتر شده است.
مهدیه کیانی می‌گوید سعی کرده در طراحی لباس‌هایش از طراحان بزرگ دنیا الهام بگیرم. او می‌افزاید: «سعی می‌کنم کمی از طراحان بزرگ الهام بگیرم. مثل این که چه رنگ‌هایی را استفاده می‌کنند یا امسال به چه چیزی بیشتر توجه کرده‌اند. با توجه به این‌که حوزه‌ آن‌ها بیشتر لباس است و حوزه‌ی ما بیشتر مانتوست، تغییراتی که لازم است را انجام می‌دهیم».
به گفته مهدیه کیانی امسال نیز بسیاری از طراحان لباس دنیا از رنگ نارنجی استفاده کرده‌اند. او می‌گوید: «امسال هم خیلی رنگین مد است. مثلا اینجا از طرح‌هایی که تکه تکه است خیلی استفاده می‌کنند».
مهدیه کیانی: «امسال هم طرح‌هایی که خیلی از طراحان بزرگ دنیا زده‌اند، هم‌چون پارسال از رنگ نارنجی استفاده کرده‌اند. ما هم پارسال از رنگ نارنجی در طرح‌هایمان استفاده کردیم به همراه سبز و آبی روشن».
مهدیه کیانی از علاقه‌اش به الهام گرفتن از لباس سایر ملل مثل لباس ژاپنی یا لباس سنتی آفریقایی در طراحی لباس می‌گوید.
این برند در حال حاضر تنها لباس زنانه طراحی و تولید می‌کند. مهدیه کیانی می‌گوید: «می‌خواستم وارد لباس مردانه هم بشویم، اما فعلا هنوز نتوانسته‌ایم. مثلا اول می‌خواستم وارد طراحی یکسری چیزهای کوچک، فرضا کراوات بشوم.. اما این‌جا مدتی از لحاظ اطلاع‌رسانی ممنوع شده بود و حتی کراوات در ویترین مغازه‌ها هم نباید می‌بود. ترجیح دادم که فعلا انجام ندهم و در حوزه‌ی لباس زنانه بمانم».
مهدیه کیانی در برابر این پرسش که پارچه مورد استفاده برای تولید لباس‌ها ایرانی است یا وارداتی، پاسخ می‌دهد: «برعکس گذشته که نساجی ایران خیلی پیشرفته بود و حرفی برای گفتن داشت، الان دیگر این طور نیست. فرضا یکسری کارخانه هم که در مازندران بودند، الان دیگر بسته شده‌اند. فقط در پاییز من از یکی، دوتا پارچه ایرانی استفاده کردم که آن‌قدر کیفیت‌شان پایین بود که ترجیح دادم دیگر استفاده نکنم».

به گفته طراح این برند، اکثر پارچه‌های موجود در بازار ایران وارداتی هستند و اکثرا از کشور هند وارد شده‌اند. مهدیه کیانی ادامه می‌دهد: «من هم مجبورم از پارچه‌های بازار استفاده کنم و به جای دیگری دسترسی ندارم. البته اگر مسافرت بروم، با خودم پارچه می‌آورم ولی اگر به مسافرت نروم، باید از همین پارچه‌هایی که این‌جا موجود است استفاده کنم. ما هم نمی‌توانیم بگوییم پارچه‌ای را که دوست داریم برای‌مان ببافند».
طراح برند ««ماهیدا» ادامه می‌‌دهد مخاطبان لباس‌هایش گروه سنی بین ۲۰ تا ۴۰ ساله است. او می‌گوید در طرح‌ لباس‌هایش نوآوری می‌کند تا طرح‌ها جدید باشد اما در مورد رنگ مجبور است برخی مواقع نرمش به خرج دهد و به علاقه بازار هم توجه کند.

به گفته طراح برند ««ماهیدا» استقبال زنان ایرانی از رنگ‌های محتاط بیشتر است. او می‌گوید: «خیلی‌ها هستند که مثلا رنگ‌های جیغ هم‌‌چون قرمز یا زرد می‌پوشند ولی تعدادشان کم است. فرضا ۸۰ درصد خانم‌ها سمت یک کار کرم ‌ـ قهوه‌ای می‌روند».
مهدیه کیانی درباره لزوم توجه طراح لباس به بازار ادامه می‌دهد: « فرضا من می‌دانم که اکثر دخترهای کشور ما خیلی قد بلند نیستند. پس مجبورم طوری طرح بزنم که خیلی برای آدم‌های قد بلند نباشد یا یکسری چیزهای ظاهری‌شان را در نظر بگیرم. فرضا باید رنگ و روی‌شان، قد و قامت‌شان یا هیکل‌های‌شان را در نظر بگیرم».
81558نمایی از مهدیه کیانی طراح لباس برند «ماهیدا»

miss.a
13-04-10, 15:16
فرناز عبدلی طراح لباس برند «پوش» در ایران می‌گوید ویژگی لباس‌های زنانه بهارانه سال ۹۲ خصوصیت کاربردی آنهاست. او می‌گوید: «من خودم به عنوان یک دختر جوان ایرانی که در این جامعه با محدودیت‌های خیلی زیادی زندگی می‌کنم، اصلی‌ترین معیارهایم برای شروع کار این بود که لباس‌هایی طراحی کنم که در عین کاربردی بودن، زیبا باشند. مبنای کارمان طراحی لباس‌هایی بود که در خیابان قابل پوشیدن باشند
81613

رشته‌ی تحصیلی فرناز عبدلی طراح لباس برند «پوش» طراحی گرافیک است. او بعد از اتمام تحصیلات دانشگاهی، دوره‌ای در زمینه‌ “فشن دیزاین” (طراحی مد) گذرانده و از یک سال قبل به صورت حرفه‌ای برای طراحی لباس برنامه‌ریزی کرده است.


طراح لباس برند «پوش» اضافه می‌کند: «از دید خودم به این قضیه نگاه کردم. از دید دختری به سن و سال من که خیلی مشکل‌پسند است و می‌خواهد چیزی بپوشد که زیبا باشد، متفاوت داشته باشد و با توجه به شرایط داخل ایران، کاربردی هم باشد.»


به گفته فرناز عبدلی از پنج روز پیش که کلکسیون بهارانه لباس‌ها افتتاح شده استقبال خوبی در ایران صورت گرفته است. او می‌گوید: «حتی کسانی که نمی‌توانند خرید کنند یا اصلا قصد خرید ندارند یا حتی آقایان، می‌آیند نظر می‌دهند که کارها خوب است، متفاوت است، خیلی بهاری است. در این اوضاع و احوال خاکستری این روزهای کشور، خیلی جای امید دارد و آدم را به هیجان می‌آورد.»


آن‌طور که فرناز عبدلی می‌گوید مانتوهایی که الان در فروشگاه‌های مختلف ایران هستند، از نظر طراحی، جنس پارچه و غیره کارهای ضعیفی هستند و او خود همیشه برای خرید لباس مشکل داشته است.


طراح لباس برند «پوش» می‌گوید: «در چند ماه اخیر واردات لباس از کشورهایی مثل ترکیه، دوبی و کشورهای دیگر خیلی کم شده است. تنها چیزی که الان در بازار ایران وجود دارد، ساخت چین است و چیزی دیگری نداریم.»


فرناز عبدلی ادامه می‌دهد: «تولیدکنندگان داخلی هم بیشتر به کپی کردن از برندهای خارجی روی آورده‌اند. که البته کپی کردن از برندهای خارجی برای مانتو، با توجه به معیارهای اسلامی – ایرانی، در واقع اصلا به ما ربطی ندارند.»


لباس‌های برند «پوش» برای سال ۹۲ همه زنانه هستند و لباس مردانه‌ای در بین آن‌ها وجود ندارد. طراح لباس برند «پوش» می‌گوید طراحی و تولید لباس آقایان، بر خلاف آن‌چه به نظر می‌رسد خیلی وقت‌گیر، خیلی سخت و خیلی هزینه‌بر است.

81606نمایی از فرناز عبدلی طراح لباس برند «پوش»

miss.a
13-05-06, 16:29
شبنم رضایی طراح برند آپامه استhttp://mamisite.com/forum/images/smilies/ccccc.gif
اطلاعات بیشتری ندارم http://mamisite.com/forum/images/smilies/zzzzz.gif

82029

Apameh Design | Facebook (http://www.google.com/url?sa=t&rct=j&q=&source=web&cd=1&cad=rja&ved=0CCsQFjAA&url=http%3A%2F%2Fwww.facebook.com%2Fpages%2FApameh-Design%2F184289171651615&ei=RJmHUZjIJsfBPPPngXA&usg=AFQjCNEooEg49gsuiCcGXg17diXKM5vEhA)

miss.a
13-08-03, 13:47
یک طراح لباس معتقد است: یک لباس باید ویژگی‌هایی مهم‌تر و حیاتی‌تر از زیبایی داشته باشد که قابل پوشیدن شود. ولی گاهی دیده می‌شود که اصالت یک لباس را قربانی زیبایی‌اش می‌کنند.

یاسمن فراهانی براساس کاراکترهای یکی از داستان‌های مجموعه هزار و یک شب عروسک‌هایی ایرانی با لباس‌های ایرانی طراحی و تهیه کرده است



http://nilab.eu/eng/images/1%284223%29.jpghttp://nilab.eu/eng/images/2%283598%29.jpghttp://nilab.eu/eng/images/3%283384%29.jpghttp://nilab.eu/eng/images/4%283249%29.jpghttp://nilab.eu/eng/images/5%283114%29.jpghttp://nilab.eu/eng/images/6%282988%29.jpghttp://nilab.eu/eng/images/7%282849%29.jpghttp://nilab.eu/eng/images/8%282740%29.jpghttp://nilab.eu/eng/images/9%282634%29.jpghttp://nilab.eu/eng/images/10%282551%29.jpghttp://nilab.eu/eng/images/11%282504%29.jpghttp://nilab.eu/eng/images/12%282339%29.jpghttp://nilab.eu/eng/images/13%282191%29.jpghttp://nilab.eu/eng/images/14%282073%29.jpghttp://nilab.eu/eng/images/15%281965%29.jpghttp://nilab.eu/eng/images/16%281825%29.jpghttp://nilab.eu/eng/images/17%281730%29.jpghttp://nilab.eu/eng/images/18%281632%29.jpghttp://nilab.eu/eng/images/19%281538%29.jpghttp://nilab.eu/eng/images/20%281418%29.jpg
عذر نتونستم عکسارو آپلود کنم :04: