توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : 6-پوشاک محلی ایرانیان
من که هر چی گشتم تایپیکی پیدا نکردم در مورد پوشاک اقوام ایرانی اگه دوستان اطلاعات جدیدی دارند توی این تایپیک بگذارند . در ابتدا از گیلان شروع می کنیم .
یکی از نشانه های فرهنگی در مناطق مختلف جهان و ایران لباسهای محلی است. این لباسها با توجه به آب و هوای مناطق از تنوع رنگ و شکل برخوردار بوده و از گذشته های دور دارای پوشش کامل بوده اند.
لباس محلـی گیـلان میـراث جهـانـی ایرانیان با زیبایی که از روح نیاکان این خاک در آن به امانت مانده اسـت باید به عنوان یک هویت ملی حفظ شود.
زنان روزگاران کهـن گیـلان بـا لـطافـت روحشان بهشت چشم را به تار و پـود پـارچـه رسوخ دادند و رنگ در رنگ در هم تنیدنـد و با عشقی به پهنای طبیعت زیبای گیلان پوششی تهیه کردند، رنگین و پرنشانه.
آنها سینه به سینه آموختند، طرح زدنـد، به تن کردند، گوشه گوشه بقچه های جهیزیه را با آن زینت کردند و نسـل بـه نسـل بـه یکدیگر «رنگ» هدیه کردند.
قدمتـی بیـش از چهار هزار سال
هم اکنون باید برای دیدن شلیته های پرچین و بلند لباس زن گیلان باید کیلومترهـا دشـت را پیمود تا شاید زنی را ببینی که با طره های خاکستری مو لباسی محلی به تن کرده و خاطره ای از گذشته باشد که به گفته محققان این طرح لباس قدمتـی بیـش از چهار هزار سال دارد.
روسری و سربند (لچک) پیراهن یا جمه، جلیقه کت، الجاقبا، دامن، شلیته، شلوار و چادر کمر از بخشهای اصلی لباس محلی زنان گیلان است.
"الجاقبا" پوشش دوخته شده ای از مـخمـل یـا پارچه چادر شـب اسـت کـه پـوشـش زنـان در کوهستانهای شرقی و قاسم آباد بوده است.
"شلیته" یا کوتاه تومان (تـنبـان) دامنـی کوتاه و پرچین است که به آن "گرد تومان" نیز می گویند، دامن، دراز تومان (تنبان) واژه ایسـت که برای دامن بلند چین دار در مرکز و شرق گیلان استفاده می شود درغرب گیلان تالشیها آن را "شلار" می گویند.
چادر کمر، پوششی است که بانوان گیـلانـی آن رابه کمر می بندند بانوان ساکن جلگـه به آن "کمردبد" می گویند همچنین در گویش محلی به چادرشب "چارشـو" گفته می شود و رنگ اصلی زمینه آن مـعمـولا قرمز است.
بانوان چادر را هنگام کـار کشـاورزی مثـل چیدن برگ سبز چـای نشـاء و جیـن وچیـدن مرکبات در هوای سرد و هنگامی که مجبورنـد ساعتها به شکل خمیده کار کنند به دور کمـر می بـننـد زیـرا بـستـن آن هـم از کمـردرد جلوگیری می کند و هم موجب گرم نگـه داشتـن آنان می شود همچنین از آن برای بستن کودک به پشت هنگام کار کردن استفاده می شود.
یک پژوهشگر گیلانی درباره اهمیت و کاربرد لباسهای محلی گیلان می گوید: روسری و سربند (لچک)، پیراهن یا جمه، جلیقه کت، الجاقبا، دامن، شلیته، شلوار و چادر کمر از جمله بخشهای اصلی لباس محلی زنان گیلان است.
فرشته انسان دوست افزود: هر تکه از لباس زن گیلانی کاربردی داشته که با تغییر شرایط نیاز به آن از بین رفته و کم کم حذف شده است.
وی عنوان کرد: در گیلان مردم به دلیل وجود طبیعتی زیبا و مملو از رنگ کمتر از رنگ مشکی استفاده میکردند مگر زنان مسن که آنان نیز تنها لچک خود را که زیر روسری بسته می شد از این رنگ تیره انتخاب میکردند.
انسان دوست ادامه داد: مردم گیلان در گذشته برای عزا نیز لباسهای کهنه و مندرس خود را به تن میکردند و از پوشیدن لباس سیاه امتناع میکردند.
این پژوهشگر گیلانی یادآورشد: امروزه با گذشت زمان لباسهای محلی دیگر از رونق افتاده اند و رنگهای شاد آن که امید به زندگی را در دلها زنده میکرد به خزان بیهنگام نشسته و به کنج پستوها، صندوقها و بقچهها خزیده و در پشت بامها جای گرفته اند.
بدین ترتیب لباسهای محلی زنان گیلان را می توان به سه بخش شرق، غرب و مرکز تقسیم بندی کرد که لباس زن شرق گیلان به لباس "قاسم آبادی" ، زن غرب گیلان "تالشی" و از لباس مرکزی گیلان با عنوان "رسوخی" معروف است.
لباس رسوخی بیشتر در شهر ماسوله دیده میشود که یادگار زمان قاجار است و از شهرهایی مانند زنجان به گیلان رسوخ کرده است.
پارچههایی که در لباس زن شرق و غرب زن گیلانی به کار میرفت نیز متفاوت است، در لباس زنان غرب گیلان متن پارچههای لباسی دارای گلهای رنگارنگ و درشت است حال آنکه لباس شرق گیلان زمینه پارچه ساده و یکرنگ است و تزئینات آن مانند نوار دوزیها از رنگهای مختلف تشکیل شده است.
در بافتههای قدیمی بدست آمده در غرب گیلان که به آنها " دارایی" میگویند تنوع رنگ به صورت بافتههای نامشخص است ولی در شرق گیلان از همان نوع رنگ استفاده شده اما بافتهها مشخص است.
پیش سینه، زیگزاگ و ناخنک ( نوارهایی که به شکل زیگزاگ دوخته می شود) را از دیگر نشانههای لباس محلی گیلان است با توجه به تغییر و تحولات در نوع تزئینات در بازار وسایل تزئینی لباسها نیز تغییر کرده اما نشانهها تغییر نکرده است.
هرچه به کوهپایههای گیلان نزدیک تر میشوید نوع پارچه ضخیم تر می شود، مثلا آنهایی که در دیلمان زندگی میکنند بیشتر از پارچه مخمل استفاده میکنند و آنهایی که در جلگه زندگی میکنند لباسهایشان از جنس ابریشم است.
در بخش مرکزی پیژامه یا شلوار، دامن، پیراهن روی دامن و روسری که به فرم متداول در شرق و غرب نیست در واقع همان چارقد سنتی کشور است، استفاده می شد.
لباس زنان غرب گیلان دارای زیبایی خاص و منحصر به فردی است
لباس زنان غرب گیلان دارای زیبایی خاص و منحصر به فردی است، لباس زنان تالشی در نمای کلی و در غربی ترین منطقه تالش شامل روسری یکدست سفید، جلیقه که گاهی با سکه های درشت تزئین می شود، پیراهن بلند تا مچ پا و دامنی که در فارسی شلیته و در زبان محلی شلار نامیده شده که زنان تالشی چند تا از این شلار را روی هم می پوشند.
بلندی پیراهن و شلیته مشخص کننده بخشهای مختلف غرب گیلان است به طور مثال در غربی ترین منطقه تالش یا همان هشتپر مشخصات ذکر شده در بالا، در ماسال پیراهن کوتاه تا بالای زانو بوده است.
در یک روستا لباس افراد یک شکل بوده و به وضوح لباس ارباب و رعیت قابل تشخیص نبوده و جنس، تعداد لباس و دفعات پوشیدن آنان را از هم متمایز می ساخته است.
معروفیت لباس قاسم آبادی
منطقه قاسم آباد در شهرستان رودسر و در شرق گیلان دارای ویژگی فرهنگی خاصی است، لباس زنان قاسم آباد به دلیل تنوع رنگی زیاد و جذابیت بالابسیار معروف بوده و عمومیت پیدا کرده است به طوریکه نشانه هایی از این لباس در نقاط دیگر جلگه شرق گیلان دیده می شود.
این لباس شامل یک روسری زیرین به نام (مندیل) که به جای آن از کلاه نیز استفاده شده و با تعداد زیادی سکه در قسمت پیشانی تزئین می شود البته این کلاه مختص قاسم آباد نیست، جلیقه این لباس به مانند جلیقه های دیگر بوده با فرق این که با سکه تزئین شده است. پیراهن لباس قاسم آبادی تفاوت خاصی با پیراهنهای نقاط مختلف گیلان دارد.
لباسهای دیلمان نیز بسیار زیبا دوخته می شود، ویژگی های این لباس عبارتند از استفاده از دوختهای ابتدایی که سطح لباس را به حالت گسترده ای با نخهای رنگی و از سوی دست بخیه ساده می زدند، طرح گل و گلدان و طرح ماه و ستاره که در معماری ایران استفاده می شده از جمله طرحهایست که به همراه طرح زیگزاگ در این لباس وجود دارد همچنین در دیلمان نوعی از دامن زنانه با حفظ نشانه های تاریخی آن از پارچه مخمل دوخته می شود.
لباس دیلمانی سراسر سکه دوزی شده است
"چادر شب " جزیی از لباس زنان گیلانی است که در برخی روستاها به ویژه روستاهای مرکزی از پارچه چادر نمازی استفاده و به تدریج در بخش شرق گیلان چادر شب جایگزین می شود.
چادر شب جزیی از صنایع دستی شرق گیلان است که از سوی زنان بافته می شود دارای تنوع زیادی است، چادر شب کمردبله را از نخهای رنگی به شکل چهارخانه می بافند اما از چادر شب طرحدار برای مصارف دیگری مانند جهیزیه عروس استفاده می شود.
طرحهای چادر شب دارای تنوع زیادی است، طرح بز کوهی، مرد اسب سوار، میز، قندان، چنگال و طرح ماکو (یکی از وسایل بافت چادر شب) از جمله طرحهایست که در بافت چادر شب از آنها استفاده می شود.
در گذشته چادر شب را از نخ به دست آمده از پیله درجه سه ابریشم می بافتند اما امروزه بافت چادر شب با نخ ابریشم تقریباً منسوخ شده است.
کلاه ترک دار تالشی و کلاه نمدی و پوستین کلاه که از پوست بره تهیه می شد انواع کلاه برای مردان گیلانی است، برای چوپان ها نیز پوششی به نام "باشلاق" تهیه می شد که آب را از خود عبور می داد، باشلاق، پوششی بلند است که از برش زدن پارچه ای بافته شده (پشم شال) به دست می آید.
چوپانان در روز از پوشش کوتاه تر استفاده می کنند که به "کولاگیر" معروف است و در شب از نوع دیگری به نام " شولا " که هر دو به صورت نمد مالی ساخته می شود.
در شرق گیلان لباسی ویژه داماد مرسوم بوده که پیراهن آن در قسمت چپ یقه باز بوده، پیژامه (شلوار) آن مشکی ساده و از شال کمر قرمز طرحدار استفاده می کردند.
یک کارشناس لباس محلی گیلان در این باره گفت: برگزاری نمایشگاههای مختلف، اطلاع رسانی در صدا و سیما و مطبوعات، پخش فیلمهای مستند و داستانی و کاربرد صحیح از لباسهای محلی اصیل در ترویج، فرهنگ سازی و احیای لباسهای محلی گیلان موثر است.
سیده زهرا همتی سراوانی افزود: اگر برنامه ای مدون درباره معرفی و طراحی لباسهای محلی ارائه شود مطمئناً این لباس جایگاه واقعی خود را به دست خواهد آورد.
ضرورت ایجاد موزه تخصصی لباسهای محلی گیلان
وی خواستار ایجاد موزه تخصصی از لباسهای محلی گیلان شد و اظهار داشت: ترویج فرهنگ استفاده از لباسهای سنتی در کشور ایده ای برای طرحهای جدید پوشاک جامعه امروز است.
همتی با اعلام اینکه بدون معرفی این فرهنگ، استفاده از این نوع لباسها ممکن است مورد استقبال جوانان واقع نشود، افزود: تلفیقی از لباسهای سنتی ایران با شیوه های مدرن نه تنها موجب استقبال جوانان کشور بلکه طرحی برای ارائه به دیگر کشورهای جهان خواهد شد.
با این توصیف، سابقه تاریخی لباسهای محلی استان گیلان به اشیای کشف شده در چراغعلی تپه رستم آباد (مارلیک) بازمی گردد. در تکه های یافت شده در این اکتشاف طرحی از بانوی گیلانی وجود دارد که هنوز هم در لباس زنان گیلان به ویژه در کوهپایه های شرق گیلان این نشانه ها را می توان یافت، این نشانه ها شامل بلندی لباس تا مچ پا، طرح جلوی لباس، طرح زیگزاگ در پای دامن و نحوه بستن روسری است.
در مجسمه سلاطین آن دوره طرح یقه ای که در لباس بوده هنوز در لباسهای مردم گیلان وجود دارد اما بعد از آن نشانه هایی که بیانگر ویژگی لباس گیلان باشد تا زمان تسلط صفویه بر کشور وجود نداشته است.
به هرحال لباس محلی زن گیلانی به واسطه تنوع رنگ و نوع پوشش یکی ازبهترین انواع لباسهای محلی ایران است که باید به عنوان یکی از نشانههای هویت ملی حفظ و ماندگار شود.
لباسهای عشایری :
لباسهای محلی مردان و زنان قشقایی نیز جاذبه های خاصی دارد و آوازه آن تا دور دست ها نیز رفته و امروزه به یکی از مهمترین جاذبه های فرهنگی این قوم تبدیل شده است. پوشاک زنان عشایر شامل کلاهک ، آرخالق ، تنبان و پاپوش است که بیشتر در رنگهای بسیار شاد و متنوع و الهام گرفته از طبیعت تهیه می شود . پوشاک مردان ایل را هم کلاه ، پیراهن ، آرخالق ، شال کمر ، چقه و کپنک تشکیل می دهند. ایلاتی ها در گذشته دارای آرخالق و شال و کلاه های بدون لبه و نمدی بوده اند و در عصر یهلوی ناچار شدند مثل دیگران لباس یک شکل بپوشند.
لباس مردان
لباسی که مردان ایل میپوشند شامل "کلاه دوگوشی.آرخالق بلند.شال کمر.چقه.شلوار.پاپیچ و ملکی" بود.
کلاه دوگوشی:بی کلاه بودن در ایل عملی زشت است پس مردان موظفند
همیشه کلاهی بر سر داشته باشند.قبل از جنگ جهانی کلاه قشقائی ها تقریبا شبیه
کلاه بختیاری ها بود اما با ابتکار خوانین قشقائی کلاه نمدی دو گوش فعلی ساخته
شد. این کلاه از جنس کرکهای ظریف و اطیف توسط نمد مالهای ماهر و با تجربه
محلی مالیده و درست می شد.
از خصوصیات این کلاها اینکه اولا علاوه بر زیبایی و وقار به علت سنگینی با هر
باد و طوفانی از سر نمی افتد ثانیا هنگام تابش آفتاب میتوان گوشه آن را سایبان
صورت نمود که معمولا در دو رنگ نخودی و خاکستری تیره دیده می شود.
آرخالق مردانه: آرخالق لباس بلند و گشادی است که به علت داشتن دو چاک
طویل در طرفین که تا بالای زانو می آید. میتوان دامنه های آن را بالا زد که هنگام
دویدن و راهپیمایی دست و پاگیر نباشد.این لباس را بدون شال نمی پوشند.شال
مردانه 5 یا 6 متر پارچه قهوه ای یا سفید ضخیم است که از روی آرخالق بروی کمر
می پیچند که علاوه بر زیبایی باعث سالم ماندن مهره های کمر در حرکات سریع و
برداشتن بارهای سنگین هنگام کوچ و استفاده از آن به عنوان جیب برای نگهداری
پول.سیگار.چپق.شانه یا دیگر لوازم است.
چقه: چقه یکنوع بافته مخصوصی است به رنگ کرم که برای زیبایی و جلوه لباس
و معمولا با شال و آرخالق پوشیده می شود.
لباس زنان
لباس زنان شامل چارقد یا روسری و اشارپ یا دستمال و پیراهن بلند وآرخالق و
شلیته های متنوع و جوراب و کفش (ملکی)میباشد.
چارقد یا روسری:از پارچه سبک و نازک مثل تور یا وال برای پوشش و
محافظت موها و سروگردن و گوش استفاده میشود.جهت پوشیدگی کامل زیر چارقد
کلاه پارچه ای مخصوص بر سر میگذارند.چارقد را به شکل سه گوش می برند و با
سنجاقی به زیر گلو وصل میکنند.انواعی از چارقد ها که در مهمانی و عروسی ها به
سر می زنند برای زیبایی بیشتر پولک دوزی و زری دوزی و حاشیه گذاری و یا مهره کوبی میکنند.
دستمال یا اشارپ:برای جلوگیری از جابجا شدن چارقد و پوشیدگی و زیبایی و
سنگینی لباس می باشد.
این دستمالها را در تبریز از ابریشم خالص می بافند با مدلهای مختلف به نام کلاغی
و هفت رنگ و تواضعی وبسته به سن و سال افراد از رنگهای مختلف استفاده
میشود.برای درگیر شدن چارقد و دستمال سنجاقی به کار میبرند.دو سر دستمال را که
آویزان است روی سینه برای حفاظت از حجاب بیشتر حایل می نمایند.
پیراهن:پیراهن زنان دارای آستین بلند و یقه کاملا بسته و بلند تا زیر زانو وآزاد
و از طرفین با دوچاک باز و تحرک را آسان مینماید.معمولا از پارچه ضخیم و کمی
هم گشاد میدوزند زیرا در گذشته زیر پیراهن معمول نبوده است.پیراهنی که در
مجالس و عروسی ها می پوشند با پولک یا مهره یا حاشیه دوزی تزئین می نمایند.در
ایل هر کسی مسئول دوخت و دوز لباس خود میباشد.
زیر جامه :شلیته های گسادی است که براحتی در آن حرکت میکنند مینشینند و
بلند میشوند و هر کدام بین 6 تا 12 متر پارچه لازم دارد و هر زنی بین 3 یا 4 تا را
روی هم میپوشد که به ترتیب از پارچه های نازک و گرانقیمت تا ضخیم و
ارزانقیمت تهیه میشود.بهترین پارچه را با نوارهای مختلف حاشیه دوزی نموده روی
بقیه آنه میپوشند.
برای استحکام و راحتی با بندهای مخصوصی آنها را به کمر میبندند گرچه زیر
جامه تا زیر پا را میپوشاند اما برای رعایت حجاب جوراب ساقه کوتاهی هم مرسوم
است.با وجودیکه شستن این لباسها پر زحمت است ولی از نظر زیبایی و رعایت
حجاب و موقعیت کوچ نشینی بسیار ارزنده است.
آرخالق:به جای ژاکت برای محافظت از سرما از نوعب پارچه ضخیم و نفیس
مثل مخمل با آستری ساده به سبک خاصی دوخته میشود.دوختن و بریدن آن کار
هرکس نیست در هر طایفه چند نفر در این کار مهارت دارند که برای بقیه
میدوزند.اصولا در زمستان برای جلوگیری از سرما و در مجالس برای زیبایی بیشتر
می پوشند. آرخالق بر خلاف ژاکت از نظر قامت کوتاه ولی آستینه بلند و زائده هایی
دارد که حتی پشت دستها را هم می پوشاند. آرخالق زنان مسن همرنگ لباسشان
مشکی و بقیه از پارچه های رنگین یا زرباف یا مخمل رنگین بسته به اقتصاد
خانواده فرق میکند.
بدون شک لباس اصلی قشقائیها یکی از زیباترین و پوشیده ترین و آزادترین لباسی است که میتوان در هر زمان و در هر محیطی از آن استفاده نمود.لباس زنان ضمن مستوری کامل برای تحرک و کار کردن و مناسبت برای فصول مختللف سال و محافظت از سرما با رعایت ارزش اقتصادی آن برای خانواده تهیه میشود.
قرن هاست با تغییر تمدن و پیشرفت زندگی شهری و پیدا شدن انواع لباسها با مدهای مختلف زنان ایل همچنان به لباس اصیل خود عشق ورزیده و جز در حالات استثنائی و شهر نشینی حاضر نیستند این پوشش خود را از دست بدهند.حتی لباس مردان هم متناسب با کار و فعالیت زیاد و تحرک و زیبایی خاص خود بوده است.
تغییراتی که در طی سالها در نوع لباس زنان و مردان پیدا شده بسیار مختصر و در جهت تکامل و زیباتر شدن بوده و جنبه تظاهر و خودستایی و فخرفروشی نداشته است.تنها تعدادی از مردان به خاطر موقعیت زندگی و معاشرت و مراوده با شهر به جای "شال و آرخالق" از کاپشن – شلوار استفاده مینمایند و گروه اسکان یافته ایل کاملا از زندگی و تمدن شهری متابعت مینمایند
لباس قشقایی (نگاه اجمالی)
(http://www.qashqaie.mihanblog.com/post/2)
ایل قشقایی ،دارای تمدن و فرهنگ و لباس مخصوص میباشد . متاسفانه استفاده از لباسهای محلی در حال حاضر تنها محدود به مراسم عروسی و مناسبتهای خاص شده است. در سال 1997 میلادی در جشنواره لباسهای محلی در تهران لباس قشقایی زیباترین لباس شناخته شد . این زیبایی بیشتر مربوط به ظاهر لباس و طرز پوشش آن میباشد .
لباس مردانه
ابتدایی ترین لباسها تا چند سده پیش بدون چاك جلو بوده و از سر به تن می شد تا اینكه لباسی به نام آرخالیق Arxalıq كه دارای چاك جلو بوده و از پشت كتف ( Arxaآرخا) به تن می شد توسط قشقایی ها طراحی شد و هنوز مورد استفاده قرار می گیرد. طول این لباس تا پایین تر از زانو می باشد كه علاوه بر راحتی پوشیدن آن ، زیبایی خاص خود را دارد . بعلاوه هنگام كار و فعالیت می توان قسمت پایین آنرا جمع كرد .
شال كمر Şal
این شال در میان قوم های مختلف رایج بوده كه مزایایی چون نگهداشتن آرخالوق ، جمع كردن شكم و جلوگیری از کمر درد را بر عهده دارد .
كلاه دو گوشه
شكل این كلاه شبیه تاج است و دارای چند مورد استفاده می باشد.
1- در زمستان گوشه های كلاه را پایین كشیده كه از سرماخوردگی جلوگیری شود.
2- عمود گذاشتن و خم كردن گوش جلو از صورت در برابر نور آفتاب محافظت می شود.
3- این کلاه که پس از وقایع سال 1320 با الهام از کلاههای قدیمی تورکان در دوره ایستمی خان، بازسازی شده ، دلالت بر میل تسلط بر شرق و غرب داشته است.
استان آذربايجان غربي به دليل دربرگرفتن دو قوم بزرگ آذري و کرد و هم چنين ايلهاو عشاير متعدد داراي انواع مختلف لباسهاي محلي است. با گشتي در استان آذربايجان غربي ميتوان انواع پوششهاي محلي را در زنان و مردان مشاهده نمود. با گسترش
شهر نشيني و صنعتي شدن جوامع مختلف استفاده از لباسهاي محلي کمکم منسوخ شده ولي هنوز هم در شهرهاي کوچک و روستاها از لباسهاي سنتي استفاده ميشود. ايلات و عشاير در اين استان پايبندترين افراد نسبت به استفاده از لباسهاي سنتي هستند .
هريک از ايلهاي اين استان در محاورههاي خود اسامي مختلفي به لباسهاي خود ميدهند ولي کليات پوشش آنها شبيه به هم است. لباس بانوان عشايري از پارچههاي زيبا و رنگارنگ تهيه مي شود که پيراهن گلدار و بلندي که آنها ميپوشند به نام کراس شهرت دارد. اين پيراهنهابلند، پرچين و گشاد است و معمولا از جنس پارچههاي مرغوب تهيه ميشود. زنان عشايري از جليقهاي روي پيراهن گل دار خود استفاده ميکنند که به الک مشهور است و داراي رنگهاي زنده و شادي است و زيورآلاتي به آن دوخته شده است. بانوان عشايري از نوعي شال کمر روي پيراهنهاي خود استفاده ميکنند که به پشت بند مشهور است. آنها شلوارهاي رنگارنگي را که بلند تا مچ پا است ميپوشند که به درپا شهرت دارد و نوعي دستمال سر دارند که شلمه نام دارد.
در برخي ايلهاي اين استان زنان کلاهي بر سر ميگذارند که به تاس کلا مشهور است و دور تا دور آن ريشههاي رنگي دارند. مردان ايلياتي نيز از نوعي زيرشلواري استفاده ميکنند که درپا نام دارد و از پارچه سفيد تهيه ميشود. آنها نوعي شلوار از روي درپا ميپوشند که به شالهگيل معروف است و از زانو تا مچ پا تنگ است و چاکي دارد که دکمه ميخورد.
پيراهن مردانه آنها به «کراس» شهرت دارد و «ستر» نيز يک نوع کت پشمي مردانه است که در زمستانها استفاده ميشود. آنهادستمال سياه ريشهداري به دور کمر خود ميبندند که به نام «پوشي» معروف است. قوم کرد نيز در اين استان معمولا از لباسهاي محلي خود استفاده ميکنند.
پوشاک مردان و زنان كرد شامل تنپوش، سرپوش و پاپوش ميشود که در مراسمهاي گوناگون کار، جشن سوگواري و... با هم متفاوت است. لباس مردان كرد شامل «فقيان» (مچپيچ) ميشود که پارچهاي كتاني يا ابريشمي به رنگ سفيد است كه به شكل يک قيف دوخته ميشود و به دور مچ بسته ميشود.
«چوخه» (Coax) نيز نيم تنهاي پنبهاي يا پشمي است. کردها شلوارهاي گشادي ميپوشند که داراي دم پاي تنگ است و پانتول نام دارد. آنهاپيراهني با آستينهاي بلند ميپوشند که زبانههاي آستين آن را دور مچ يا بازو ميپيچند و شالي نيز از روي لباسهاي خود در ناحيه کمر ميبندند.
لباسهاي مردان کرد؛ به طور معمول داراي رنگهاي سفيد، طوسي، قهوهاي و مشکي هستند. دستار يا كلاغه كه به آن «دشلمه، مندلي،رشتي، سروين و سربند» نيز ميگويند؛ وسيلهاي است که مردان به جاي كلاه از آن استفاده ميكنند. لباس بانوان كرد از زيباترين لباسهاي محلي بهشمار ميرود. بيشتر لباسهاي بانوان کردي از رنگهاي شاد قرمز، آبي، سبز و... تشکيل شده و از رنگهاي شادي برخوردار است. «ماشته» (Masta) پارچه سياه ابريشمي يك تكهاي است كه حدود 2 متر طول ويک ونيم متر عرض دارد كه هنگام بيرون رفتن از خانه زنان به دوش مياندازند. شلواري همانند شلوار مردان مورد استفاده بانوان نيز قرار ميگيرد. اين شلوار را زنان كرد، به ويژه زنان روستايي، هنگام كار ميپوشند. در ساير مواقع، زنان شلوار گشاد از جنس حرير استفاده ميکنند. زنان کردي نيم تنهاي روي پيراهن خود استفاده مي کنند که به «کلنجه» مشهور است. زنان کرد از نوعي کلاه نيز استفاده ميکنند که به شکل استوانهاي کوتاه است و روي آن با پولکهاي رنگين تزيين ميشود. برخي ديگر از زنان کرد نيز از نوعي روسري يا دستار استفاده ميکنند که داراي رشته بلندي از ابريشم سياه و سفيد با مليلهدوزي است و به «كلكه» (Kaleka) شهرت دارد.
«عنصرهاي اساسي پوشاك مردانه تركمنهاي يموت ، پيراهن فراخي است با آستين هاي دراز كه هم پيراهن زير است و هم جامه رو براي مردان در هر سن و سال و تنبانهاي گشاد پيراهنهاي مردان مسن و روحانيون ، دراز است و تا به زانو مي رسد . ..
لباس مردان تركمن
«عنصرهاي اساسي پوشاك مردانه تركمنهاي يموت ، پيراهن فراخي است با آستين هاي دراز كه هم پيراهن زير است و هم جامه رو براي مردان در هر سن و سال و تنبانهاي گشاد پيراهنهاي مردان مسن و روحانيون ، دراز است و تا به زانو مي رسد . پيراهن هاي مردانه را از پارچه هاي نخي رنگارنگ مي دوزند . مردان ميان 50 تا 60 ساله و بزرگتر از آن پيراهن سپيد مي پوشند . يقه اين پيراهن ها ، مدور (سوپي يا كا) ، بي دكمه و با بريدگي افقي در بالاي شانه ها ست . در آخر بريدگي پارچه هايي مي دوزند و آن را با نوار كوتاهي (ياكا – يوپي) محكم مي كنند . اين پيراهن ها ع نقش و نگاري ندارند و آرايش آنها نواري است كه در كنار يقه جيبهاي پهلو و آستين دوخته شده است .
تنبانهاي زير مردانه «بالاك» و تنبانهاي رو «جولبار» نام دارد . بالاك جوانان و مردان ميان سال از پارچه هاي نخي رنگارنگ و بيشتر پارچه هاي سبز و يا نيلي و براي مردان كهنسال ، از پارچه هايي سپيد دوخته مي شدند ».
«جامه بالائي زمستان تركمنها پوستين هائي بنام «ايچمك» كه معمولاً از پوست بره قره گل كه به رنگ زرد در مي آورند ع مي باشد .
پوستين از پوست بره ، آستينش تنگ و دراز و دامنش تا زير زانو ها مي رسد. در جلو پوستبن دكمه و يا قلاب نيست ناچار وقتي كه مي پوشند با دو دست جلوي دامنش را مي گيرند تا از هم باز نشود . اما هر وقت كه مي خواهند به كاري مشغول شوند ، يا بر اسب بنشينند ، روي پوستين و دور كمر را با شال مي بندند.
مردان كلاه پوستي «تلپك» بر سر مي گذارند كه از كلاه ازبك ها زيباتر است .مردان تركمن داراي دو نوع كلاه پوستي هستند كه نوعي از آن نيم گرد است . همه سر پوش گرد و اطراف آن از پشمهاي بلند و مشكي انباشته است . و نوع ديگر به شكل مخروطي ناقص است كه قسمت گشاد آن در بالا قرار مي گيرد . اين كلاه سر پوشي مسطح دارد و آن را معمولاً با پارچه قرمز خوش رنگ مي پوشاندند و «نوارهائي به شكل براي زينت روي آن مي دوزند هردو نوع كلاه آستردار است .
موقع آلامان لباس سبك و مجللي به نام«چاپان» خيوه بر تن مي كردند و آن لباس شبيه لباس خانه است ولي كوتاه تر»
«لباس اصلي تركمن رداي بلند بوده كه به آن «دون» مي گفتند و بنا به رنگ و نوع بافت به دو نوع تقسيم مي شود . اگر از ابريشمي كه كاملاً قرمز رنگ باشد «قئزيل دون» و اگر رنگ آن متمايل به زرد و بافت پارچه آن يكنواخت نباشد و پيله هايي با رنگ مختلف از درون آن عبور دهند به آن «غار مادون» مي گويند . بر حاشيه «دون» نوارهاي سوزن دوزي از نوع «آلاجا» وجود دارد كه به زيبايي دون مي افزايد.
بر كمر و به روي دون كمربندي از نقره مي بستند كه به آن «شده غوشاق» و يا «ترمه شال» مي گويند .
امروزه اين لباسها را تنها كساني كه ذكر نمايشي را اجرا مي كنند و كساني كه آواز و موسيقي مي خوانند (باخشي ها) بر تن مي كنند آن هم تنها در مراسم و جشن ها .
لباس زنان
لباس زنان تركمن بسيار متنوع و در هر دوره از سني به شكل خاصي بروز مي كند . تنوع لباس علت و فلسفه خاصي دارد كه با سن زنان همراه است .
«دختران تركمن كلاهي بر سر مي گذارند كه آنرا به نام هاي مختلفي چون «بورگ»،«تا سه گ» و «تاخيه» مي خوانند . روي اين كلاه را كه به صورت گرد و بدون برجستگي مي باشد ، با پولك و «قبك» هاي نقره اي زينت مي دهند . دختران موهاي خود را به صورت چهار رشته مي بافند كه دو رشته از جلو و دو رشته به پشت آنان مي افتد . موها را با آويزه هايي از جنس طلا و نقره به نام «ساچ باغ» (مو بند) مي آرايند . در نوك قبك ها كه لوله شكل مي باشد به هنگام نامزد شدن پر پرنده اي به نام «اوتاغه» قرار مي دهند و به اين دختر «اوتاغه لي غيز» مي گويند.
«زنان تركمن در زير پيراهن شلوارهاي رنگي درازي مي پوشند . برش شلوارهاي زنانه همسان برش شلوارهاي مردانه است ، اما با شلوارهاي مردانه اين تفاوت را دارد كه پايين آن تنگ است و به پاها مي چسبد . اين شلوارها را با تكه هاي پارچه هاي داراي رنگ و جنس گوناگون مي دوزند . بخش پاييني شلوار (تازانو) از پارچه هاي قرمز و يا آبي رنگ ابريشمي است كه در خانه بافته شده و بخش پاييني آن نيز از حرير مرغوبي است كه بالاي آن ، با نخ پشمي ، گلدوزي ظريفي مي كنند . در پايين پارچه هاي شلوار ، نوار سياهي به پهناي 1-5/1 سانتي متر مي دوزند كه «بالاك يوب» نام د ارد .
«زنان پارچه پيشاني بند خودشان را كه به لهجه تركمني «آلانگي» مي نامند ، مانند تازه عروسان نمي دوزند ، بلكه وقتي كه بخواهند به شهر يا ميهماني و عروسي بروند علاوه بر «پويك يالق» و «آلانگي» روسري هاي گران قيمتي به نام «چارقد» به سر مي اندازند، اين روسري ها ، كه با ريشه هاي آويخته اش تا ساق پاها هم مي رسد ، چهار گوشه است .
«زنان چكمه هاي پاشنه بلند به رنگ زرد يا قرمز بر پا مي كنند».
«زنان جوان تركمن ، زيور آلات دل گونه اي را بنام «آسيق» بر گيسو مي زنند .
زنان تركمن گوشواره هاي طلا و نقره گوناگون «گولاك خالكا» (حلقه گوش) دارند :
وسايل زينتي دستان ، «بيله زيگ» و «اوزوق» هستند . «بيله زيگ» دستبندي است بزرگ با تكه هاي طلا كه دو سر آن در پشت دست به هم نمي چسبد.
اوزوق النگويي است كه بيشتر ، از نقره ساخته شده است . «آچار باغ» گردن بند نقره با آب طلا ، بر روي سينه نصب مي شود و داراي تكه هاي كوچك آب طلا داده شده است و در ميان گلي است و همه قطعات آن با زنجير به هم پيوسته شده اند .
تمروزه همه اين وسايل زينتي كه از انها اسم برده شد در ميان تركمنهاي ايران ديده نمي شود بلكه آنها را به عنوان وسايل زينتي استفاده مي كنند ، تنها شلوارهاي تركمني با گلدوزي هاي ظريف و بسيار زيبا در ميان انها وجود دارد امروزه تركمنها لباسهاي بلند مي پوشند و چارقد بر سر مي گذارند و پس از عروسي آلانيق «كلاه» به سر مي گذارند.
http://www.myup.ir/thumb-7C0B_4BB1F420.jpg (http://www.myup.ir/share-7C0B_4BB1F420.html)http://www.myup.ir/thumb-B9E1_4BB1F420.jpg (http://www.myup.ir/share-B9E1_4BB1F420.html)http://www.myup.ir/thumb-0DFF_4BB1F420.jpg (http://www.myup.ir/share-0DFF_4BB1F420.html)http://www.myup.ir/thumb-93C6_4BB1F420.jpg (http://www.myup.ir/share-93C6_4BB1F420.html)http://www.myup.ir/thumb-17AB_4BB1F420.jpg (http://www.myup.ir/share-17AB_4BB1F420.html)
بخش اصلي پوشاك سنتي كه بانوان تركمن بر تن دارند، پيراهن بلندي است كه تا قوزك پا را ميپوشاند و همچنين آنان روسري به نام چارقد بر سردارند كه بسيار بزرگ است و با روسريهاي معمولي قابل قياس نيست.
هر چند امروزه به نظر ميرسد بخشي از پوشاك اصيل و سنتي تركمن تا حدودي جاي خود را به مصنوعات كارخانهاي داده و از جايگاه قبلي خويش فاصله گرفته است، ولي بسياري از جوانان تركمن لباسهاي سنتي خود را با فرم و مدل روز ميدوزند.
به گفته پيران اين قوم، لباسهاي مردان و زنان تركمن در گذشته از مواد گوناگوني چون ابريشم، پوست، كتان و پنبه فراهم ميشد كه ابريشم در تهيه اين لباسها نقش اساسي داشته است.
همچنين نوع پوشاك بانوان تركمن با دورههاي سني آنها ارتباط دارد و لباسي كه دختران برتن ميكنند با آنچه مخصوص بانوان ازدواج كردهاست، فرق دارد.
پوشاك سنتي بانوان تركمن بصورت كلي شامل كلاه، پيراهن بلند، شلوار و قباي سوزندوزي شده، يك روسري بزرگ و كفش ميباشد.
در زمينه نوع لباس دختران و زنان تركمن دانشنامه گلستان درمطلبي توضيح ميدهد كه اين پوشاك شامل "بوريك" كلاهدختران، "كوينك" پيراهن زنانه، "بلق" شلوار سنتي زنان، "قوشق" شالي كه بر كمر ميبندند، "يوپك يالق" نوعي روسري، "آلانگي" يا "آلين دانگي" پارچه پيشاني بند زنان كه در قديم با استفاده از نيهاي ريز نيز درست ميشده است، "قينقاچ" دستمال بزرگي از حرير يا نخ كه بانوان برسراندازند و بخشي از آن دهان و فك را ميپوشاند و به آن "ياشماق" نيز گفته ميشود، "چارقد" روسري بزرگ گلدار، "چاشو" نوعي چادرشب، "كووش" كفش و "چاود" نيم تنه مخصوص دوران عروسي دختر است.
گفتني است كه رنگ قرمز دربين پوشاك سنتي بانوان ارزش خاصي داشته و سربند، معرف طايفه و نيز موقعيت زنان ازدواج كرده و يا دختران است.
دختران تركمن از يك كلاه مخصوص سوزندوزي شده كه بيشتر شبيه عرق چين است و "بوريك، طاخيه يا طاقيه" نام دارد استفاده ميكنند و پس از ازدواج از "آلانگي" يا "آلين دانگي" استفاده ميكنند كه وجه مميزه شاخص دوشيزگان از بانوان است.
در گذشته، "آلين دانگي" شكل استوانه داشته و بالاي كلاه نسبت به پايين آن اندكي گشادتر است و در بالاي آن دستمال بزرگي از حرير يا نخ به نام "قين قاچ" مياندازند كه يك سر آن پشت سر افتاده و سر ديگر آن دهان وفك را ميپوشاند وبه آن "ياشماق" نيز گفته ميشود.
پيراهن بانوان تركمن نيز لباس بلندي است كه از پارچههاي زيباي گلدار يا ساده تهيه شده و به آن "كوينك" ميگويند.
پارچه پيراهن در گذشته از نخ ابريشم و توسط زنان بافته ميشد، اما زندگي امروزي باعث شده تا اين وظيفه بيشتر برعهده كارخانههاي توليد پارچه باشد.
در گذشته همچنين قسمت دور يقه كه از جلو به پايين امتداد مييافت و مچ آستين لباس سوزندوزي ميشد اما امروزه بيشتر پيراهنها ساده و بدون سوزندوزي است.
پوشيدن پيرانهاي سوزندوزي شده هنوز هم رايج است و امروزه به نوعي لباس مجلسي براي بانوان تبديل شده است.
http://www.myup.ir/thumb-04DB_4BB1F4C3.jpg (http://www.myup.ir/share-04DB_4BB1F4C3.html)http://www.myup.ir/thumb-8E6D_4BB1F4C3.jpg (http://www.myup.ir/share-8E6D_4BB1F4C3.html)http://www.myup.ir/thumb-4C90_4BB1F4C3.jpg (http://www.myup.ir/share-4C90_4BB1F4C3.html)http://www.myup.ir/thumb-1387_4BB1F4C3.jpg (http://www.myup.ir/share-1387_4BB1F4C3.html)
شلوار زنانه نيز لباسي گشاد و ليفهدار است كه تا زانو از پارچهاي ساده تهيه و از زانو به پايين تنگ شده و به پارچهاي آستردار كه ماهرانه سوزن- دوزي شده وصل ميشود و تا مچ پا را ميپوشاند.
بالاپوش سنتي زنان تركمن بر چند گونه است كه به نامهاي "چاود، كورته و چرفي" ناميده ميشود و هريك خصوصيات خاصي دارد.
روسريهاي زنان تركمن نيز به نامهاي "يالق (روسري)، يوپك يالق (روسري ابريشمي) و چارقد" ناميده ميشود كه چارقد روسري بزرگ، گلدار و گران قيمتي به صورت چارگوش است كه بانوان آن را به صورت لچك سه گوش بر سر مياندازند و معمولا با زمينه تيره و گلهاي رنگارنگ و زيبا ميباشد.
"چاشو" نيز روسري مخصوصي است كه امروزه كاربرد آن تنها به استفاده در جشن عروسي محدود شده و نوعروسان با برسر كردن آن از خانه پدري و به خانه بخت ميروند و حداكثر چند روز مورد استفاده قرار ميگيرد.
"گل ميخلي" و "قرمهگوش" نام كفش و چكمههاي سنتي بانوان تركمن است كه امروزه تنها نامي از آن مانده است. در گذشته چكمههاي ساق كوتاه را زنان شوهردار ميپوشيدند، ولي امروزه اين تفاوتها از ميان رفته و "آلين دانگي" (پيشاني بند) تنها وجه مميزه دوشيزگان از بانوان است.
شايان ذكر است كه زيبايي اين لباسها باعث شده كه امروزه به رغم وجود تنوع بسيار در توليد لباس و نيز مدهاي مختلفي كه هر روز رواج پيدا ميكند، همچنان پا برجا باشد.
چارپی یا لباس محلی ترکمن .همراه با نقش های بسیار قدیمی لباس ترکمن اصیل (http://www.badragh.blogfa.com/post-22.aspx)
پوشش و لباس تركمنها را در وهله اول ميتوان بهدو دسته سنتي و امروزين تقسيم كرد. پوشش سنتي يا قديم تا قبل از تلاشهاي رضاخان در جهت يكدست كردن شكل لباس در تركمن صحرا - وكل ايران - استفاده ميشد و پوشش جديد كه تداول آن به دوره بعد از يكدست شدن شكل لباس مربوط بوده و تاحال حاضر تداوم دارد.
پوشش سنتي
لباسهاي تركمني از مواد گوناگوني چون ابريشم،پوست، كتان و پنبه فراهم ميشد. البسه اصيل تركمني اعماز مردانه و زنانه از جنس ابريشم بود و لذا با توجه بهاهميت ابريشم، ارائه توضيحي مختصر در مورد تهيه وتوليد آن ضروري مينمايد.
پرورش كرم ابريشم و تهيه پيله ابريشم بر عهدهزنان بوده است. از نخ ابريشم پارچههاي ابريشميميبافتند كه در دستگاه سادهاي به نام «تارا» tara عملميامد. بعد از تهيه ابريشم آن را بوسيله چرخ دستي تابداده، با رنگهاي طبيعي همچون قرمزي، انار دانه، پوستانار، بويا، نيل و ديگر گياهان صحرايي رنگزا رنگ ميكردند. اين پارچه ابريشمين غالباً در عرض تقريبي نيم متر بافته شده، طول آن تا تمام شدن چله ادامه داشت.
در مبحث لباسهاي سنتي، پوشاك مردان و زنان باهم تفاوتهاي كمي داشت.
لباس مردان: لباسهاي مردان را ميتوان در چهارقسمت تن پوش، شلوار، كلاه و كفش بررسي كرد.
الف - تنپوشها:
ـ دون(don) : لباس اصيل تركمني رداي بلندي بودكه از ابريشم دوخته ميشد و تا زير زانوان ميرسيد و«دون» نام داشت. دون بنا به رنگ و نوع بافت بر دو نوعبود. اگر از ابريشم كاملا قرمز رنگ دوخته ميشد، «قيزيلدون» يا «قيرميز دون»(Gyzyl/ Gyrmyz don) و اگر ازابريشمي دوخته ميشد كه رنگ آن متمايل به زرد بوده وبافت پارچه آن يكنواخت نباشد، - در واقع رنگارنگ و راهراه باشد - «قارما دون»(Garma don) نام داشت.
بر حاشيه دون نوارهاي سوزندوزي از نوع «آلاجا» (Alaja) (دو نخ تافته سياه و سفيد يا تيره و روشن) وجودداشت كه به زيبايي اين لباس ميافزود. بر كمره دونكمربندي از شال (گاه آراسته به نقره) ميبستند كه به آن قوشاق ( (Guşak و يا «تيرمه شال» (Tirme ) ميگويند.
ـ چأكمن Çäkmen: بالاپوشي است بلندتر ازكتهاي كنوني كه از كرك شتر تهيه ميشود. چأكمن تهيهشده از كرك ظريف و مرغوب را «اينچه چأكمن» (inçe çäkmen) و چأكمني را كه از كرك زبر تهيه ميشود «يوغينچأكمن» (Ýogyn ) مينامند.
ـ ايچمك Içmek: يا پوستين كه در هواي سرداستفاده ميگردد و بنا به نوع پوستي كه از آن تهيه ميشد،انواع مختلفي داشت. پوشت به كار رفته در ايچمك دباغيشده و سپس با انواع مواد طبيعي به رنگ زرد در آوردهميشود.
ـ كوينك Köýnek: كه پيراهني ساده و فاقد يقهبود و يا يقهاي كوتاه و مدور و بدون دكمه داشت; باآستينهايي بلند كه به جاي دكمه، بندهايي در آن به كارميرفت. پيراهعن ديگري نيز دوخته ميشد كه آن همساده، منتها داراي يقه كج يا كناري بود. اين يقه باسوزندوزيهاي مفصلي زينت داده ميشد و سرآستينش نيز گلدوزي شده بود.
ب - شلوار:
شلوار مردانه عبارت از تنبان گشادي بود كهرشتهاي پنبهاي ليفه آن را تشكيل ميداد و سر آن را گاه با«هوتاز» (Hotaz) يا منگوله ميآراستند. اين شلوار «بالاق»(Balak) نام داشت.
ج - كلاهها:
ـ تلپك(Telpek) كلاه پوستي با پشمهاي نسبتاًبلند كه انواع گوناگون داشت كه عبارتند از: 1 - دوومهتلپك (Düwme T.) 2 - بوخار تلپك
(Buhar T.) 3 - شيپيرما تلپك (قypyrma T.).
ـ بؤروك (Börük): يا عرقچين كه غالباً با نقوشگوناگون سوزندوزي ميشد و در برخي لهجهها تاخيا(Tahýa) يا تايخا (Taýha) خوانده ميشد.
د - كفش:
ـ چكمه çekme: اصليترين پاپوش مردانچكمههاي بلند چرمي با نوك برگردان بود. و در تركمني نيز «چكمه» نام داشت.
ـ چاريق(Çaryk) : چوپانان از پوست گاو چارقيتهيه ميكردند كه مخصوص استفاده در صحرا و خاكنرم است.
ـ دولاق Dolak قبل از پوشيدن چارق پارچهايدستباف دور پا تا ساق ميپيچيدند كه حكم محافظ و ياجوراب را داشت و «دولاق» ناميده ميشد.
ـ چپك Çepekيا يلكن(Ýelken) پاپوشتابستاني بود كه از پوست شتر تهيه ميشد و شبيهسرپاييهاي امروزين سبك و راحت بود.
زيور آلات و آرايش لباسهاي مردانه به تنوع و تعددزيور زنان نبود و تنها منحصر به آرايش كمربند وكنارههاي «دون» و نيز سوزندوزي «بوروك» بود.
لباس زنان: لباسهاي زنان تركمن بسيار متنوعاًست. اين نوع تنوع علت و فلسفه خاصي دارد كه بادورههاي سني آنان مرتبط است. همچنين زنان و دختران تركمن از لباسهايي با زيورآلات گوناگون استفادهميكنند كه تنوع جالب توجهي دارد. ذيلا به بررسياجمالي پوشش زنان تركمن در گذشته ميپردازيم كه بهچهار قسمت تقسيم ميشود:
الف - تنپوشها
ـ كؤينك(Köýnek) زنان تركمن پيراهنهايابريشمين ميپوشيدند كه غالباً به رنگ قرمز بود و«قيرميز كؤينك» (Gyrmyz K.) نام داشت، و در قسمت يقه و سر آستين سوزندوزي ميشد.
پيراهن سه قسمت داشت: ينگ Ýeň يا آستين يان(Ýan) يا پهلو و آشيري Aşyryيا دامن بر روي پيراهنشال يا كمربندي بسته ميشد. دختران از كمربندي آراستهبه دانههاي كوچك و ريز منجوق استفاده ميكردند كه«مونجوق قوشاق» (Monjuk Guşak) ناميده ميشد.
يقه پيراهن را با «گل يقه» (Gül Ýaka) ميآراستند.«بوقاو» (Bukaw) سينهريز نقرهاي درشتي بود كه ازگردن ميآويختند.
ـ چابيت çabyt: بالاپوشي بود كه زنان تركمن برروي پيراهن ميپوشيدند.
دختران براي دوران عروس شدن نيم تنه مخصوصتهيه ميديدند كه پر از سوزندوزي و آويزههايي از سكهو پولكهاي نقره بود.
ب - شلوار
ـ بالاق Balak يا شلوار. انتهاي پاچه شلوار زنانهسوزندوزي مفصلي داشت كه به اسامي گوناگونيخوانده ميشد. از جمله: دويه كله، سكديرمه چويچه، ايكيحورمان، دو و غيره كه به ترتيب از پايين تا نزديكي ساقپا را تشكيل داد.
ب - كلاه و روسري
ـ بؤروك Börük يا عرقچين كه قبلا توضيح دادهشد. روي اين كلاه گرد و صاًف (بدون برجستگي) بود و دختران آن را با زينت آلات نقرهاي منجمله پولكي و قبكها ميآراستند. دختران غالباً بؤروك را بر سر گذاشته و ازروسري استفاده نميكردند.
ـ توپبي (Topbi) وقتي دختر تركمن عروسيميكرد، به جاي بؤروك يا كلاه دخترانه پيشانيبندي راجايگزين ميكرد كه در نزد طوايف و قبايل گوناگون بانامهاي توپبي، هاساوا(Hasawa) ، آليندانگي(Alyndaňy) و... شهرت داشت.
ـ انواع روسري: در ميان برخي از طوايف همچونيموت Ýomut و... روسريهايي به نام چأشو(çäşew) رواج داشت كه خود بر چند نوع است از قبيل:اريش چأشو، المينچه چأشو، آتلاز چأشو، قارتما چأشوو چأشو چارقد كه عموماً به روسري مربعي شكل وابريشمين اطلاق ميشود.
در ميان برخي از تركمنها نيز روسري بر دو قسمبود: يكي نسبتاً ضخيم با سوزندوزي مفصل كه به آنكورته Kürte ميگفتند و ديگري بافتهاي از ابريشم نازك كه قينگاچ Gyňaç نام داشت و اين روسري خود بر دونوع بود: قيرميزي قينگاچ، كلهلي قينگاچ.
د- كفش
كفش زنان تركمن را غالباً هنرمندان محليميدوختند. كفشهايي نظير گل ميخلي، قيرما كفش با نوكبرگردان و پاشنهاي بلند در ميان آنها استفاده ميشد.
گفتيم كه زنان تركمن از زيورآلات گوناگونياستفاده ميكردند كه از آن جمله است: آچارباغ و ساچباغكه نوعي موبند زينتي است. گوليقه، قولاقحالقا ياگوشواره كه انواع مختلفي چون آيلي حالقا، تومارچاقليحالقا و... دارد.
بيلهزيك يا بوزهليك، دستبندي بود كه بر مچ دستميبستند و...
http://www.myup.ir/thumb-73C0_4BB1F5D5.jpg (http://www.myup.ir/share-73C0_4BB1F5D5.html)http://www.myup.ir/thumb-6398_4BB1F5D5.jpg (http://www.myup.ir/share-6398_4BB1F5D5.html)http://www.myup.ir/thumb-9209_4BB1F5D5.jpg (http://www.myup.ir/share-9209_4BB1F5D5.html)http://www.myup.ir/thumb-11F6_4BB1F5D5.jpg (http://www.myup.ir/share-11F6_4BB1F5D5.html)http://www.myup.ir/thumb-0F54_4BB1F5D5.jpg (http://www.myup.ir/share-0F54_4BB1F5D5.html)http://www.myup.ir/thumb-2C50_4BB1F631.jpg (http://www.myup.ir/share-2C50_4BB1F631.html)http://www.myup.ir/thumb-FAC9_4BB1F631.jpg (http://www.myup.ir/share-FAC9_4BB1F631.html)http://www.myup.ir/thumb-A023_4BB1F631.jpg (http://www.myup.ir/share-A023_4BB1F631.html)http://www.myup.ir/thumb-5D29_4BB1F631.jpg (http://www.myup.ir/share-5D29_4BB1F631.html)http://www.myup.ir/thumb-46DF_4BB1F631.jpg (http://www.myup.ir/share-46DF_4BB1F631.html)
شايان ذكر است كه تمامي زيورهاي فوق توسطزرگران و نقرهكاران هنرمند تركمن ساخته ميشد. امامتأسفانه تعداد اين هنرمندان امروزه روزبه روز كاهشمييابد. پوشاك اصيل و سنتي تركمني كم كم جاي خود رابه مصنوعاًت كارخانهاي داده است و زيورهاي زيبا وقديمي را نيز اكثر خانواده به فروش رسانده و به جاي آناز انواع زيورآلات طلايي (و بر خلاف قديم ندرتاً نقرهاي)رايج در تمام كشور استفاده ميكنند، بگونهاي كه امروزهتركمن جوهرات سنتي خويش را بايد از لابلاي آلبومها ويا در غرفههاي موزه جستجو كند.
پوشش جديد
در جريان اجراي برنامه يكدستسازي فرم البسه وكشف حجاب زنان كه در سرتاسر كشور توسطرضاخان به اجرا در آمد، مناطق تركمننشين نيز از اينقاعده مستثني نبود و اهالي اين منطقه نيز در جريان اينبرنامه ضررهاي مادي و معنوي بسياري را متحمل شدند.عمال رضاخان به زور روسري زنان را برمي داشتند و بهمردان نيز لباسهايي با شكل و فرم بيگانه و غربيميپوشاندند.
تحت اين فشارها، رفته رفته هويت و شكل لباسسنتي رنگ باخت و عوامل ديگري چون يكجانشيني وانقياد تركمنها و نيز تسلط فرهنگهاي بيگانه بر آنان مزيدعلت بود و تجدد و نوگرايي نيز از جمله اين عوامل وتسريع دهنده آن بود. البته پس از اقدامات رضاخان درتغيير لباس،وضعيت پوشاك سنتي تركمني هرگز به آنچهكه پيش از آن بود بازنگشت و امروزه در ميان جوانانلباسهايي با فرم و مدل روز به كار ميرود.
اين قضيه در مورد دختران و زنان تركمن متفاوتاست. پوشاك امروزين دختران شامل لباس يا پيراهنبلندي است كه معمولا تا قوزك پا را ميپوشاند. روسريآنها بر دو نوع است: يكي چارقد كه ضخيم و دارايپورچوك Pürçük يا ريش-ريش در كنارههاست وديگري ياليق Ýalyk يا كلافي كه نازك است و گاه ازابريشم خالص است. هر دو بزرگ ميباشند.
استفاده از شلوارهاي سوزندوزي شده نسبت بهگذشته كمتر شده و نيز از نقش و نگارهاي آن نيز كاستهشده است.
امروزه ديگر از انواع نيمتنه، كلاه، كمربند و كفشهايپيشين استفاده نميشود. دختران پس از ازدواج به جاينيم تاج و كلاه پيشاني بند، يك نوار حلقهاي به عرضتقريبي 2 سانت بر سر ميگذارند كه معمولا سطح خارجيآن با نقش و نگارهاي سوزندوزي تزئين ميشود. البتهاين حلقه زيرروسري قرار گرفته، از بيرون ديده نميشود.اين نوع پوشش جديد در تمام مناطق تركمننشين تقريباًبه يك شكل است، به جز طوايف گوكلان و نخورلي كههنوز هم پيشانيبندهاي بلند قديم در ميان آنها رواج دارد.
امروزه پوشش سنتي مردانه تركمن بندرت استفادهميشود و ميتوان گفت كه ديگر از ميان رفته است. اماپوشش زنان اگرچه اصاًلت گذشته خويش را ندارد و دوخت لباس و جنس آن تقريباً با مد روز پيش ميرود، با اينوجود هنوز شكل و فرم خود ار حفظ كرده است. از اين رودر هر نقطهاي كه دختر و زن تركمن را با لباس مخصوصخودش مشاهده نماييم، ميتوانيم قطعاً قوميت او راتشخيص بدهيم.
پوشاک مردان را می توان به دسته تقسیم کرد:
الف: سنتی/قدیم ب: جدید
پوشاک سنتی یا قدیم که تا قبل از رضاخان و تشکیل حکومت پهلوی رایج بود و پوشاک جدید که رضاخان به نام متحدالشکل کردن، تهاجم بزرگی را علیه پوشش اقوام ایرانی صورت داد که محصول غرب بود. در این بخش به بررسی پوشاک سنتی مردان ترکمن می پردازم.
1- پیراهن مردان
پیراهن مردان ترکمن، فراخ بود، آستین های گشاد که به صورت دامن تا چهار انگشت بالای زانو امتداد داشت. از این پیِراهن ها در تمام اوقات شبانه روز، هم به عنوان لباس رو و هم به عنوان لباس زیر استفاده می شد. اما امروزه چنین نیست و ترکمن ها نیز همچون دیگر اقشار ایرانی از پیراهن های دوخت شرکت های تولیدی استفاده می کنند.
مردان ترکمن در طرح یقه ی پیراهن از دو مدا پیروی می کردند:
الف) صوپی یقه/ صوفی یقه: یقه ای است مدور و بدون پایه. در سمت چپ این یقه، چاکی ایجاد می کردند تا پوشیدن و در آوردن آن آسانتر شود، اما دکمه نداشت و به جای آن از نخ چند لایه و به هم تابیده استفاده می کردند که به نام یاقایوپی/نخ یقه خوانده می شد. حاشیه ی این نوع یقه رامعمولا سوزن دوزی می کردند که چویژه نام داشت.
ب) کج یاقا/یقه ی کج: که به آن یقه کناری هم می گویند. یقه و سر آستین های این نوع پیراهن ساده است.
روحانیون ترکمن هنوز هم از پیراهن های سفید با دامنی بلند استفاده می کنند، اما یقه آن مثل سابق صوفی یقه نیست بلکه به تقلید از روحانیون فارس تهیه می شود که یقه ای مدور، پایه دار و دارای دکمه است. این پیراهن ها معمولا از جنس نخ های پنبه ای کتانی است.
2- چاتال
جامه ای بود سبک که در هنگام آلامان یعنی یورش به دشمن می پوشیدند و آن از جامه ی خانگی کوتاه تر بود.
3- بؤروک
بؤروک کلاهی است که دختر و پسر (هر دو) از آن استفاده می کردند و در هر دو سوزن دوزی شده است. با این تفاوت که بؤروک دختران مزین به انواع زیورآلات است اما بؤروک پسران، ساده و بدون زینت است.
4-تلپک
تلپک یا کلاه مخصوص ترکمن ها انواعی دارد به شرح زیر:
الف) کلاه معمولی که از پوست بره سیاه به نام قره کل تهیه می شد و کم پشم اما مجعد بود. این کلاه شکلی مخروطی ناقص دارد و معمولا جوان تر ها از آن، استفاده می کردند.
ب) کلاهی که از پوست بره سیاه اما پر پشم دوخته می شود و به شکل نیم دایره است. از این نوع کلاه، معمولا مردان مسن و به اصطلاح یاشولی ها استفاده می کنند.
تلپک ها با نام های مختلفی شناخته می شوند که عبارتند از: بوخار تلپک، دومه تلپک، شیپرمه تلپک، ثیکلمه تلپک.
5- چاکمن
بالا پوشی است بلندتر از کت های معمولی و انواعی دارد:
الف) اینچه چاکمن: که از کرک نرم شتر تهیه می شود، بدین جهت جنس آن، مرغوب و ظریف است.
ب) یوغین چاکمن: که از کرک زبر شتر تهیه می شود.
6- جولبار/ شلوار
این پوشاک را مردان کهنسال، در روزهای جشن و از بالای تنبان می پوشیدند، جولبار، برشی معمولی داشت و از دو قسمت اصلی درست می شد:
الف) قسمت اصلی: که قوزک پاها را می پوشانید.
ب) خشتک: که برشی نزدیک به ذوذنقه ی دو قلو داشت. این نوع شلوار به وسیله ی نخی پنبه ای به نام اوچقورباق/ بند تنبان به دور کمر محکم می شد که از درون لیفه ی شلوار عبور می دادند و گاهی نیز به دو انتهای اوچقورباق به عنوان زینت، منگوله ای به نام هوتوز می بستند.
پارچه ی جولبار معمولا به رنگ نیلی بود و گوگ ماووت/ ماهوت آبی نامیده می شد.
7- بالاق/ تنبان
بالاق نیز مانند شلوار برشی ساده داشت، اما مردان مسن از پارچه ای سفید و برای جوان تر ها از پارچه های سبز و نیلی استفاده می شد.
8- أوچمک
این پوشش را فارسی زبان ها پوستین می گویند و مخصوص استفاده در فصل زمستان است که از پوست گوسفند یا بره تهیه می شود و بخش بیرونی آن را با استفاده از رنگ های طبیعی به رنگ زرد در می آوردند.
آستین پوستین، بلند و از شانه به سمت مچ دست باریک می شود اما قسمت جلوی آن بدون قلاب یا دکمه است. برای بستن جلوی سینه از قوشاق یعنی دستاری که به دور کمر می پیچند استفاده می شود. أوچمک انواعی درد و معروف ترین آن ثیلکمه أوچمک است.
9- پالتون / پالتو
پالتون نیز همچون اوچمک در زمستان ها مورد استفاده قرار می گیرد. روپوشی است از پارچه های راه راه که به صورت دامنی بلند با آستین های صاف و سوراخی در سر آستین ها دوخته می شود. قسمت جلوی این پوشاک مثل پالتوهای معمولی از هم باز است اما بدون دکمه در نتیجه برای ثابت نگه داشتن آن و پوشاندن جلوی سینه از کمربندی چرمی/ قوشاق استفاده می کردند.
10- دؤن
پوششی است اصیل و بلند که تا زیر زانو می رسد و برحسب رنگ و دوخت دو نوع است.
الف) قیزیل دؤن: که از ابریشم کاملا قرمز دوخته می شود.
ب) قارا مادون: که رنگ آن متمایل به زرد است. دوخت این پوشش یکنواخت نیست و از پارچه های راه راه و گاهی رنگارنگ تهیه می شود. بر حاشیه ی دؤن، نوارهای سوزنی دوزی شده از نوع آلاجایوپ (1) وجود دارد که موجب زیبایی دؤن می شود. بر کمره ی دؤن کمربندی از شال می بندند که قوشاق یا ترمه شال می گویند و گاهی نیز آن را با سکه های نقره ای آرایش می دهند.
پی نوشت:
1- آلاجایوپ: دو نخ سیاه و سفید یا تیره و روشن است که به هم تابیده اند.
زیور آلات زنان و دختران ترکمنی
انسه لیک
وسیله ایست تزیینی جهت پیراهن دختران ترکمن در قسمت پشت، به ارتفاع 30 سانتی متر. مجموعه ایست از طلا و نقره با نگین های قرمز از جنس عقیق با زنگوله هایی نقره ای در انتها که از عوامل تولید آهنگ در نگام حرکت است.
ساچ لیق
وسیله ای است تزیینی با آویزه هایی چسبیده به هم، برای تزیین موهای بافته ی دختران و زنان تکه. مجموعه ی طلا و نگین های قرمز (عقیق)، به ارتفاع 40 سانتی متر.
قیناچ اوجی
وسیله ای است تزیینی مخصوص زنان و دختران گوگلان (قرن 19). مجموعه ای است از طلا و نقره با نگین هایی از جنس عقیق به ارتفاع 25 سانتی متر. از این وسیله در موارد زیر استفاده می شد:
الف- از دو طرف « بوروک / کلاه دخترانه » آویخته می شد.
ب- از دو طرف سینه بر روی « دون / پیراهن تجملی » قلاب می شد.
قوشا آثیق
وسیله ایست برای گیسوان بافته ی زنان که به پشت سر می انداختند. (قرن 19و 20). این وسیله مرکب از چهار شاخه است.
الف- دو شاخه به شکل قلب که راس آنها به شکل سر قوچ تزیین شده است.
ب- زاییده ای در بین دو قلب که راس آن نیز به شکل سر قوچ است.
ج- پایه ای که قلب بر روی آن، نصب شده است.
د- بخش انتهایی که مجسمه ی سرنگون شده آدم های افسانه ای را به خاطر می آورد و نگین نصب شده بر آن، تک چشم بودن آن آدم های افسانه ای ار تجسم می بخشد.
این مجموعه ی تزیینی نیز همچون مجموعه های دیگر از جنس طلا و نقره با 10 نگین قرمز از جنس عقیق است و می تواند نمادی باشد از 10 قبیله ی اوغوز.
ثاچ قبه/ ثاچ باق
وسیله ایست رای گیسوی دوشیزگان که با آویزه ای از انتهای گیسوان بافته ی آنها آویخته می شود و چون شکل آن به قبه شبیه است، ثاچ قبه نامیده اند.
چکه لیق
آویزه ای است که به موازات شقیق ها از کلاه دختران (بوروک) آویخته می شود و مخصوص طایفه ی چودور است (قرن19). مجموعه ایست طلاکاری – نقره ای با نگین های قرمز از جنس عقیق. این وسیله مرکب از دو بخش است:
الف- بخش اصلی: که از جنس طلا و شبیه به انسان طراحی شده است با نگین هایی به رنگ قرمز از جنس عیقی.
ب: بخش پولک های زنجیره ای: که در انتهای زنجیرها، زنگوله هایی از جنس نقره دیده می شود. این بخش و زنگوله های آن، از عوامل ایجاد موسیقی هنگام راه رفتن است.
در تصویر زیر دو قطعه سمت چپ و راست چکه لیق می باشد. و قطعه وسط و پایینی گل یقه است که در بالا توضیح داده شد و دو قطعه بالایی قولاق حلقه می باشد که بعدا به شرح آن خواهیم پرداخت.
قنجیق
از این وسیله ی تزیینی به عنوان گل یقه استفاده می شد (قرن 20) و مرکب از سه بخش اصلی:
بخش اول: به شکل مربع که دو قطر آن، مفتولی از جنس طلا و مرصع به نگین های قرمز از جنس عقیق است.
بخش دوم: صفحه ایست از جنس طلا به شکل عدد که به دو ضلع پایینی بخش اول، وصل شده است، با 5 عدد نگین قرمز.
بخش سوم: زنگوله هایی از جنس طلا که با کمک زنجیره ی کوتاه به انتهای بخش دوم، وصل شده اند، خاصیت زنگوله ها تولید آهنگ نرم و ملایم در هنگام راه رفت است.
قولاق حلقه
گوشواری ایست مربوط به اوایل قرن 20، مخصوص زنان یموت، مجموعه ایست از طلا و نقره با نگین های قرمز.
قولاق حلقه انواعی دارد:
الف: آی لی حلقه: گوشواره ایست مدور با نقش هلال ماه و ستاره در درون آن با زمینه ای صاف.
ب- تؤمار چاقلی حلقه: گوشواره ای است با سطح برجسته.
ج- تؤرلی حلقه: شبیه نوع الف است؛ بدون زائده های اطراف آن.
در تصویر قبلی نمونه ای از آن را دیدید.
بوکاو
وسیله ای ست برای تزیین روی سینه، مخصوص زنان تکه، مجموعه ای از طلا و نقره، مرصع به نگین های سرخ با آویزه هایی از جنس نقره که در انتهای هر یک از آویزهای زنجیره ای زنگوله هایی نیز دیده می شود که از عوامل ایجاد آهنگ در هنگام راه رفتن است.
اگمه
وسیله ای است برای تزیین کلاه دختران، مخصوص ترکمن های تکه، متعلق به قرن 19 میلادی.
این وسیله مجموعه ایست از طلا ونقره با 20 نگین قرمز در متنو 14 نگین در حاشیه.
قورثاقچه
وسیله ایست برای تزیین جلیقه ی کودکان که ترکمن ها قورثاقچه می گوین؛ مخصوص ترکمن های تکه و متعلق به نیمه دوم قرن 19. مجموعه ای است از طلا و نقره با نگین های قرمز. ریشه ی افشان این وسیله نیز مزین است به زنگوله های نقره ای که در هنگام بازی کودکان، آهنگ دلنشین ایجاد می کند و یادآور آواز غازها هنگام پرواز است.
چنگه
وسیله ایست تزیینی که به جامه ی زنان تکه قلاب می شود. متعلق به قرن 19 میلادی. مجمو عه ایست از طلا و نقره با نگین های قرمز، مرکب از دو بخش:
الف- بخش اصلی: که به شکل لوزی است.
ب- بخش افشان: که به صورت زنجیری از انتهای لوزی، آویزان است و در انتهای زنجیره های افشان آن نیز، زنگوله هایی از جنس نقره وجود دارد که از عوامل تولید آهنگ در هنگام راه رفتن است.
دوغاکومیش / نظر بند کودکان
دوغاکومیش نوعی قوطی از جنس طلا و نقره است که در داخل آن، دعای پیش گیری از چشم زخم می گذارند و با نخی از پیراهن کودکان یا از آستانه ی خانه می آویزند تا نظر بد نگیرد.
بزبند
زیوری است مدور و به شکل گل یقه که در میان آن، مهره ای رنگین قرار دارد و معمولا در بالای شانه های جامه ی کودکان یا بر بازوی او نصب می شود.
آچار باق
گردن بندی است از جنس نقره که بر روی سینه نصب می شود و نیز گلی در میان دارد. همه ی این قطعات با زنجیری از طلا و نقره به هم پیوند خورده اند.
اوزوق
همان النگو در نزد فارس هاست.
آق یای
وسیله ایست که از جنس نقره که در پشت جامه پسر بچه ها نصب می شود و به شکل کمان است.
قزل خوزا
قوطی زرینی است که با نخی به گردن آویخته می شود.
مونجق / منجوق
گردن بندی است که زنان و دوشیزگان، از گردن می آویختند تا روی سینه را زینت بدهد.
قورثاقچه
وسیله ایست برای تزیین جلیقه ی کودکان که ترکمن ها قورثاقچه می گوین؛ مخصوص ترکمن های تکه و متعلق به نیمه دوم قرن 19. مجموعه ای است از طلا و نقره با نگین های قرمز. ریشه ی افشان این وسیله نیز مزین است به زنگوله های نقره ای که در هنگام بازی کودکان، آهنگ دلنشین ایجاد می کند و یادآور آواز غازها هنگام پرواز است.
چنگه
وسیله ایست تزیینی که به جامه ی زنان تکه قلاب می شود. متعلق به قرن 19 میلادی. مجمو عه ایست از طلا و نقره با نگین های قرمز، مرکب از دو بخش:
الف- بخش اصلی: که به شکل لوزی است.
ب- بخش افشان: که به صورت زنجیری از انتهای لوزی، آویزان است و در انتهای زنجیره های افشان آن نیز، زنگوله هایی از جنس نقره وجود دارد که از عوامل تولید آهنگ در هنگام راه رفتن است.
دوغاکومیش / نظر بند کودکان
دوغاکومیش نوعی قوطی از جنس طلا و نقره است که در داخل آن، دعای پیش گیری از چشم زخم می گذارند و با نخی از پیراهن کودکان یا از آستانه ی خانه می آویزند تا نظر بد نگیرد.
بزبند
زیوری است مدور و به شکل گل یقه که در میان آن، مهره ای رنگین قرار دارد و معمولا در بالای شانه های جامه ی کودکان یا بر بازوی او نصب می شود.
آچار باق
گردن بندی است از جنس نقره که بر روی سینه نصب می شود و نیز گلی در میان دارد. همه ی این قطعات با زنجیری از طلا و نقره به هم پیوند خورده اند.
اوزوق
همان النگو در نزد فارس هاست.
آق یای
وسیله ایست که از جنس نقره که در پشت جامه پسر بچه ها نصب می شود و به شکل کمان است.
قزل خوزا
قوطی زرینی است که با نخی به گردن آویخته می شود.
مونجق / منجوق
گردن بندی است که زنان و دوشیزگان، از گردن می آویختند تا روی سینه را زینت بدهد.
آرایش موی دختران و زنان ترکمنی
امروزه آرایش موی زنان و دختران ترکمن با توجه به تقابل فرهنگی با سایر فرهنگ ها، متقاوت با زمان های گذشته است و دختران و زنان جوان خیلی کم به این صورت موهای خود را آرایش می کنند و فقط برخی زنان و پیرزنان ترکمن هستند که هنوز هم به این صورت موهای خود را آرایش می کنند. در زیر برخی ویژگی های آرایش مو در بین زنان و دختران ترکمن در گذشته را بیان می کنم.
دختران موهای خود را به صورت چهار رشته/ دورت اوروم می بافتند و از طرفین سینه می آویختند در حالی که با انواع زیورآلات، زینت داده شده بود.
زنان نیز به طرز خاصی موهای خود را می بافتند که هلی اوروم خوانده می شد، آنگاه این بافته را به پشت سر می انداختند که ساچ آرقا آتما می گفتند. ساچ آرقا آتما معنای کنایی نیز دارد و آن آسوده خاطر شدن از دل مشغولی های زندگی است.
زنان و دختران وقتی که موی خود را به صورت چهار رشته می بافتند ناگزیر بودند که فرق باز کنند، این فرق باز کردن از وسط پیشانی، موی سر را به دو بخش مساوی تقسیم می کرد، این عمل را دوغری آچماق می گفتند.
دختران وقتی به سن ازدواج می رسیدند، روسری مخصوص به سر می گذاشتند که با آن باش بوغی می گفتند. یعنی پوششی برای سر.
از باور های زنان و دختران در مورد موی سر به موارد زیر می توان اشاره کرد:
الف: موهای خود را هنگام شب شانه نمی کنند و زمان صبح را برای این کار مناسب ترین می دانند.
ب: موی پیرایش شده را دور نمی ریزند و آن عمل را گناه می شمارند، و موی خود را در زیر خاک دفن می کنند.
ج: هرگز موی سر را نمی تراشند، حتی در دوران کودکی.
آرایش موی پسران ترکمن
پسران در گذشته اغلب موهای خود را می تراشیدند و در سنین کودکی قولپاق می گذاشتند. قولپاق دو رشته موی توپی و بلندتر از موهای اطراف است که به کودک حالتی قوچ مانند می دهد به این اعتبار که ترکمن ها قوچ را نماد شجاعت، جنگاوری و باروری می دانستند. این است که در ستایش فرزندان خود که قولپاق گذاشته اند، می گفتند: قوچ اوغلوم، یعنی فرزند همچون قوچ تا شاید مثل قوچ شجاع و بارور شود. اگر قولپاق باقی مانده ی مویی باشد که از دوران تولد نتراشیده باشند، چیله ساچ می گویند.
کودکان وقتی به سن جوانی رسیدند موهایشان به طور ساده آرایش می کردند و بوروک به سر می گذاشتند و مردان مسن (یاشولی) نیز اغلب موهای خود را می تراشیدند و کلاهی از جنس پوست بره ی سیاه که تلپک نام دارد به سر می گذاشتند.
این نوع آرایش مو در بین کودکان، امروزه منسوخ شده و دیگر جوانان و مردان ترکمن کمتر بوروک و تلپک به سر می گذارند.
http://www.myup.ir/thumb-372E_4BB1F714.jpg (http://www.myup.ir/share-372E_4BB1F714.html)http://www.myup.ir/thumb-3F71_4BB1F714.jpg (http://www.myup.ir/share-3F71_4BB1F714.html)http://www.myup.ir/thumb-FACB_4BB1F714.jpg (http://www.myup.ir/share-FACB_4BB1F714.html)http://www.myup.ir/thumb-11FA_4BB1F714.jpg (http://www.myup.ir/share-11FA_4BB1F714.html)http://www.myup.ir/thumb-33D9_4BB1F714.jpg (http://www.myup.ir/share-33D9_4BB1F714.html)
الف- لباس مردان بختياري
اقلام وانواع اساسی لباس مردانه شامل یک تن پوش ( چوقا)، شلوار گشاد (تنبان دبیت)،کلاه و شال می باشدکه بدین شرح می باشند :
1- چوقا ( choqa)
بالاپوش راسته وبدون آستینی است که قد آن تا سرزانوست و جلو آن سرتاسر باز است. چوقا که خطوط موازی به رنگ مشکی بر زمینه سفید آن زیبایی خاصی به آن بخشیده است از کهن ترین لباس های اقوام ایرانی است. در مورد خطوط مشکی روی چوقا وجه تسمیه های متفاوتی رایج است. برخی به علت استفاده از دو رنگ سفید و مشکی در آن مقدس بودن این لباس و استفاده از آن در مراسم خاص و مذهبی را مطرح کرده اند.دو رنگ متضاد سفید و مشکی می تواند نماد ونمودی از حدیث مکرر خیر وشر ،خوب وبد و ... باشد. این لباس که مختص مردان است معمولا ً در مراسم رسمی پوشیده می شود. جنس آن پشمی و این لباس فاقد آستین می باشد که معمولا ًبر روی پیراهن احیاناًکت و غیره ... پوشیده می شود. همچنین می دانیم فاقد آستین بودن بعضی از البسه در طول تاریخ خود نشانه و نمادی از تقدس و جنبه های روحانی است. چوقا تنها قطعه لباسی است که همه مردان ایل آن را می پوشند . چوقا از پشم سفید طبیعی و دارای خطوط عمودی مشکی است که قبلا ً با نیل رنگ شده است. بختیاریها برای بافتن بسیاری از بافته از جمله چوقا دستگاه بافندگی بزرگی به کار می برند که حالت افقی دارد (تمدار tamdar) و دارای یک ردیف «پیز» است.
2 - شلوار گشاد (تنبان دبیت)
بختیاریها شلوار گشاد و سیاهی به تن می کنند که قسمت کمر آن تنگ و پاچه های آن آزاد و مواج تا روی زمین است و آن را «تومبون دبیت» می گویند. (شکل شماره 2) شلوار دبیت عموما ً در جشن ها ،تشریفات محلی و اعیاد پوشیده می شود . وبطورکلی لباسی بزمی است و به گاه نبرد و رزم آنرا به شکلی خاص به کمرگاه بسته و بوسیله پاپیچ هایی که تا زیر زانو را فرا می گیرد در رزمایش های محلی که ویژه جشنهای عروسی است نمایشی رزمی از این لباس به معرض دید قرار می گیرد. دبیت دارای یک جیب بوده که در کناره چپ قرار می گیرد. بر بالای کمرگاه دبیت که عامدا ًعریض وچین خورده تعبیه می گردد در واقع نقش کمربند را داراست. هرچند برای زیبایی بیشتر مردان بختیاری به وفور از کمربندهای پرنقش و نگار نیز استفاده می کنند. گشادی پاچه های شلواردبیت بدان خاطراست پوشنده شلوار با تمأنینه و وزین قدم بردارد. که خود وقاری را به پوشنده لباس القاء می کند. دبیت به علت پوشش آن به همراه چوقا و همچنین ایجاد یک توازن و تعادل بصری در رنگ می بایست همواره به رنگ مشکی باشد که پارجه آن نیز باید مرغوب ولخت باشد ه معروفترین ورایج ترین نوع پارچه آن در سنوات گذشته با آرم حاج علی اکبری ساخته شده در کارخانجات لندن معروف ومشهور است.برای دوختن شلوار دبیت عملا ً کمتر از 2.5 متر نمی تواند باشد.دوخت شلوار دبیت بوسیله چرخ خیاطی و معمولا ًتوسط خیاط های مجرب انجام می شود.
برای دوخت طول پارچه را به دو قسمت مساوی می برند که هرکدام از آنها یک پاچه شلوار می شود. چهار قطعه کوچک نیز در خشتک آن قرار می گیرد. می توان جیبی هم طرف راست قرار داد . پاچه های آن را با یک درز دوخت می توان بدست آورد وکار را با یک برگردان درانتهای پاچه ها ، که کم وبیش از نظر بلندی شلوار مهم است، ونیز با یک برگردان در کمر که در سه ردیف ، آن را می دوزند تمام می کنند. از این سه ردیف لیفه، سه ردیف کش عبور می دهند. قبلا ًچینها در یک بند تنبان جمع می شد که دو سر بلند آن را در پهلو به هم گره می زدند.
3- کلاه بختیاری (kola )
کلاه بختیاری پوششی است از جنس نمد و به رنگ مشکی که در اکثر مواقع از آن استفاده می کنند. کلاه خسروی نسبت به دیگر کلاه ها ی مشابه از ارتفاع و مرغوبیت بیشتری برخوردار است. که نوع قرار گرفتن آن بر سر خود نماد ونمود واکنش های فرد پوشنده است. هنگامی که کلاه را در انتهای سرومایل به عقب قرارمی دهند نشانه حرکت است. هنگامی که آنرا بربالای پیشانیو بگونه ای که پیشانی را بپوشاند قرار دهند نشانه ناراحتی یا سوگواری است. ودر مجالس کلاه عموما ً به سمت چپ یا راست قرار می گیرد . برقسمت سقف و فوقانی کلاه معمولا ًسه سوراخ به عنوان هواکش و جلوگیری از تعرق تعبیه می کنند. گاه برای جلوگیری از چرک شدن و تعریق کلاه داخل آن را با پارچه ای که به آستر معروف است می پوشانند. در سالیان گذشته کلاه خوانین غالبا ً سفید وکلاه دیگران مشکی بوده است. امروزه دو نوع کلاه وجود دارد همانطور که اشاره شد یکی کلاه خسروی و دیگری شب کلاه می باشد (شکل شماره 3 ). کلاه خسروی که سیاه رنگ وبه شکل استوانه است و انتهای آن اندکی بر آمده می باشد و از ارتفاع آن نسبت به کلاههای قدیمی به طور محسوس کاسته شده است(حدود 12 سانتیمتر). شب کلاه «شوکله shaw kola » رامردهای جوان ،مجرد و اشخاص دیگر حین کار بر سر می گذارند. این کلاه از یک نمد ضخیمتر ساخته می شود که معمولا ًرنگ آن قهوه ای روشن یا قهوه ای تیره است. شکل آن نیمکره و معمولا ًشکل سر را به خود می گیرد. این کلاهها سر را در مقابل سرما و آفتاب حفاظت می کنند و چوپانها وقتی شبها در زیر ستارگان آسمان می خوابند سر را بر روی قطعه سنگی می گذارند و با همین کلاه می خوابند(اسم شب کلاه از همین جا آمده است). کلاه را معمولا ً از نمدمال که صنعتگر ودر ساختن اجناس نمدی متخصص است خریداری می کنند. کارگاهای تولید کلاه نجف آباد مشهورتر است. ضخامت کلاه باید حدود 5 میلیمتر وجنس آن مرغوب و خیلی نرم باشد.
4 - شال بختیاری
شال پارچه ای است از جنس لطیف شبیه حریر که بعضا ً در بخشی از نواحی به شکل دستار استفاده می شود. معروفترین نوع شال در بختیاری شال مسقطی است که از مسقط عمان وارد می شده است. رنگ شال سفید و عموما ً سبز است که نشانه ای از علاقه مردم بختیاری به شریعت اسلام است. سوگندخوردن به شال سبز در بختیاری و همچنین تجلی آن در ابیات وترانه ها به کرات وجود دارد به گونه ای که در بعضی از ابیات فروختن شال امری مذموم و کریه قلمداد شده است. شال معمولا ً بر کمرگاه وبر روی چوقا بسته که کمر بسته با شال نشانه آمدگی فیزیکی بوده وباز کردن آن نشانه فراقت از رزم یا بزم است. گاه در ابیات بختیاری کمرگشاده نماد صلح وخلع سلاح نیز می باشد:
علیـداد به لامـردون کـد گـشاده
آرمون سی قمه سوزوموچه فاده
ترجمه: علیداد (یکی از پهلوانان بختیاری) در مهمانخانه با کمری گشاده (بدون آمادگی رزمی) نشسته ودر حالیکه دوری از خنجر برای او تأسف بار است.
بطور معمول شال عبارت است از یک پارچه پنبه ای به طول 2.8 متر و عرض 1.6 متر،که از به هم دوختن دو نوار به طول 2.8 متر در 0.8 متر حاصل می شود (شکل شماره 4). برای اینکه شال را ببندند، دونفر دوگوشه روبروی آن را می گیرند و محکم می کشند ودو گوشه ای را که آزاد مانده است به طرف داخل لوله می کنند، به این ترتیب ، یک نوع سجاف بلند از پارچه به دست می آید که میان آن باد کرده است که آن را به صورت حلزونی روی خود لوله می کنند. سپس استفاده کننده از این شال، بایستی این شال را چند دور به دور کمر خود بچرخاندو دو سر آن را گره بزند. بختیاریها در چینهای شال ، که شکم و کمر را به بلندی حدود بیست سانتیمتر در بر گرفته است ،اشیائ مختلفی را می گذارند که هر روزه با خود حمل می کنند.
قبلا ً شال را همیشه روی بالاپوش (قبا- چوقا) می بستند. این عمل امروزه فقط در موارد چوب بازی، کار و تمام مواردی دیده می شود که یقه ها و دامنهای لباس به صورت آزاد ومواج هستندواحتمال بروزهرنوع خطری را برای صاحب آن فراهم کند انجام می شود.
ب- لباس زنان بختیاری
پوشاک زنان بختیاری برخلاف پوشاک مردانه، در طول زمان، تغییرات کمی را حداقل در شکل ظاهری و ترکیب به خود پذیرفته است.همانطورکه پیش تر اشاره شد اینلباس قدمتی دیرینه داشته و از اصالت،راحتی، ظرافت ورنگارنگی بی بدیلی برخورداراست. پارچه های بکار رفته در لباس زنان بختیاری با جمع شدن درکنارهم یک پوشاک رنگارنگ، متنوع وبسیار باوقار پدید آورده است. این پارچه ها که معمولا ًاز بازار خریداری می شود اما اغلب توسط خود زنان بریده و دوخته می شوند. نوع رنگ لباس می تواند بیانگر این موضوع باشد که زنی تازه ازدواج کرده است، یادر حال ازدواج کردن است. برخی اختلافات کوچک که در پوشاک زنانه می توا ن مشاهده کرد، بیشتر به سلیقه شخصی هر زن (بخصوص آنچه مربوط به رنگ ویا نقش های تزئینی پارچه است) ونیزبه موقعیت های خاص مربوط می شود (عروسی، سوگواری ویا کار مخصوصی که باید انجام شود). بطورکلی اقلام وجزئیات اساسی لباس زنان بختیاری عبارتنداز لچک ،می نا ،پیراهن(جوو)، تنبان زنانه،زیر شلوار زنانه و...که شرح هرکدام به قرار ذیل است:
1- لچک( lachak)
زنان بختیاری به گیسوان خود لچک می بندند که از یک نوار مخمل (معمولا ًسبز پررنگ یا اناری و...) ودارای اندازه 40 سانتیمتر در 12 سانتیمتر می باشد. لچک روی سر گوشها را می پوشاند که به آن یک پارچه از هرنوع دوخته شده است وتا پس گردن می رسد. درون نوار با این پارچه آستردوزی شده ولبه بیرونی آن با قطعات کوچک شیشه ای (منجق و الماس نما) مزین شده است.که اینها روی مخمل به شکل گلهایی دوخته شده اند.در گوشه های آزاد آن دو عدد بند دوخته شده است که در زیر چانه به هم گره می خورد. معمولا ًیک بند بلند شبیه تسبیح به نام«بند سوزن band sizan » که شامل انواع مهرهای رنگی، سکه های قیمتی و... وبرای تزئین وزیبایی بیشتراست را توسط دو عدد سنجاق قفلی به دو گوشه لچک وصل می کنند که بصورت آویزان است.
2 - می نا ( meyna)
به لچک « می نا meyna» وصل می شود.توری است به طول 2 تا 5 متر و به عرض یک متر، از یک پارچه سبک (وبیشتراز پارچه های نایلونی) کم وبیش توری وشفاف با رنگ زنده. برای اینکه این قطعه از لباس رادر محل خود قرار دهند، آن را با وسایلی مثل سنجاق و غیره در جهت طول به پشت لچک می بندند به نحوی که قسمت تزئینی لچک بیرون بماند. سپس گوشه تور از جلو می گذرد،شانه را می پوشاند،از زیر گلو ،رد می شود که سینه را پنهان کند و دور صورت را قاب می کند، بدون این که آن را پنهان نماید و در روی لچک پشت سر ثابت می شود. قسمت بلند طول آن به طور آزاد و مواج در پشت می ماند. غالبا ً زنهای بختیاری دسته کلید خودشان را به انتهای گوشه « می نا» می بندند یا این که پول خودشان را در گوشه این می نا می گذارند و گره می زنند که روی سینه آویزان می شود. در موقع آشپری، برای اینکه می نا مزاحم کارشان نباشد ،آن را یا روی دوش می اندازد ویا این که به دور گردن می پیچانند. دز سوگواریها و عزاداریها زنهای بختیاری به جای لچک و می نا از پارچه سیاهی به طول 1 متر وعرض 0.75 متر استفاده می کنند که «کولوکی یا لاقه » نام دارد. این پارچه از قطر تا می شود وروی موها قرار می گیرد. دوگوشه ای که تا شده و روی هم آمده است، درعقب سر قرا ر می گیرد و دو گوشه دیگر مثل روسری زیر گلو به هم گره می خورد. در اوقات عادی این قسمت از لباس می تواند برای محکمتر نگه داشتن می نا ولچک به هنگام کار مورد استفاده قرار گیرد. برای انجام این عمل همین دستمال را لوله می کنند وبه دور سر قرار می دهند و دو گوشه آن را پشت سر گره می زنند و اضافه ان را به صورت آزاد در پشت گردن رها می کنند.
3- پیراهن زنانه (جوو jowa )
متداولترین الگوی پوشاک زنانه که روی دوشها تکیه می کند، یعنی «جووjowa » پیراهن بلندی است که تا روی زانوها پائین می آید،دارای آستینهای بلند و دوخت راسته است. کالبد این پیراهن از شش نوار عمودی (سه نوار جلو وسه نوار عقب) تشکیل شده است که به آنها در دو کنار آن دو مثلث شکافدار اضافه می شود که گشادی پائین پیراهن را بوجود می آورد. در جلو آن شکافی عمودی به طول 20 سانتی متر وجود دارد که از یقه شروع می شود و امکان شیر دادن به کودک را فراهم می آورد. طول آستین ها که به تنه پیراهن متصل شده اند، با یک درز دوخت بسته شده اند و در مچها تنگ تر می شوند(شکل شماره 5). زنهای بختیاری روی این پیراهن جلیقه ای(جلیزقه (jelizgeh می پوشند که به شکل جلیقه های مردانه اروپایی است. دوخته شده آن را از بازار می خرند و بیشتر جیبهایش مورد توجه است.
4 - شلوار زنانه ( تنبون زنونه )
دامن بلند وچین داری است که «جوو» روی آن پوشیده می شود که از آن خیلی بلندتر است و شکل مشخص پوشاک زنانه بختیاری را کامل می کند. این تنبون از پارچه ای به طول 8 تا 10 متر تشکیل شده، که دو سر عرضی آن به هم آمده و با یک درز دوخته شده است. در بالا بند تنبانی از لیفه می گذرد و فراخی آن را در کمر جمع، وپارچه را چین دار می کند(شکل شماره 6). معمولا ًبرای دوختن «جوو» و «تنبون» از پارچه های پنبه ای محکم ونرم مثل کودری وچیت استفاده می شود. اما امروزه با تنوع نوع پارچه از جنس های دیگر نیز استفاده می شود.رنگهای مسلط عبارتند از آبی، سبز وقرمزو... این پارچه ها یا ساده ویا گـلدارمی باشند و نقوشی از رنگهای سنتی یا جدید ارائه می دهند.
با توجه به آنچه در بالا گفته شد لباس محلی لری بختیاری به دلیل دارا بودن بسیاری از پارامترهای هنری و زیباشناختی قابلیت تغییر و تنوع پذیری را داراست. و حتی این تغییر می تواند بدون دخالت در اصالت لباس سبب اقتصادی شدن وکم هزینه نمودن آن گردد. لباس بختیاری این ظرفیت را داراست که بتواند بسیاری از تنوع سلایق و سنین مختلف را تحت پوشش قرار دهد. به عنوان مثال می توان با استفاده از یک پارچه با ضخامت کمتر ولطیف تر به جای پشم ، چوقا را با قیمت مناسب و تنوع بیشتر عرضه کرد. همچنین می توان با تغییر در نوع برش و ایجاد چین های بیشتر در شلوار زنانه آن را با قیمت نازل ارائه کرد. ویا با ایجاد تناسب میان گشادی پاچه های شلوار دبیت و طول آن برای افراد با قدهای متفاوت شلواری متناسب و اندازه بدن شخص طراحی کرد . به طور کلی می توان با ایجاد صدها تغییر وتنوع منطقی بدون از بین بردن استخوان بندی و شکل اساسی لباس آن را به لباسی فراگیر و ملی تبدیل کرد. و علاوه بر ایجاد زیبایی بیشتر از نظر اقتصادی نیز مقرون به صرفه باشد. در نهایت آنچه سبب ایجاد یک تحول درست می شود حمایت و توجه جدی به مسائل فرهنگی از این قبیل می شود. امید است مسئولین محترم با تامین هزینه اولین گام طرح یعنی پژوهش ما را در انجام آن یاری دهند.
اینم عکس از لباس لر بختیاری!
317
اين داغه داغه و از يك كرد ساكن بجنورد شنيدم و نوشتم!
شليته ، روسري يا چارقد ، پيراهن ، پتاوه ، چاروق ، كلاغي ،
شليته : چند دامن بر روي هم معمولا سه تا روي هم و دامن رويي از مخمل قرمز رنگ كه تا 12 متر مي رسيده دامن هاي زيري چين كمتر و پارچه نازكتر و معمولا سفيد گلدار و ليفه اي كه با بند بسته مي شده و پايين دامن رويي يك سوم پايين با نوار و يراق تزيين مي شد!
روسري :
روسري بزرگ تقريبا يك در يك ك ه ريشه دار بودند و حاشيه هايي با گل هايي ريز و درشت كه معمولا در نواحي قوچان به ان پشمي مي گفتن و طرز بستن ان يك گوشه را كوتاه و يك گوشه را بلند مي گرفتند و گوشه ي كوچك را دور سر مي پيچيدند و كنار صورت به داخل فرو مي دادند .
پيراهن در قسمت پايين تر از كمر برش مي خورد و قسمتي چيندار به ان متصل مي شد و روي قسمت چيندار با نوار و يراق تزيين مي شد و كناره هاي ان چاكدار بود و سر استين انها مچي داشت و يقه ي گرد بسته اي داشت و در قسمت جلوي سينه با نوار و يراق تزيين مي شد.:victory:
جليقه : از جنس مخمل و مشكي رنگ كه روي ان سكه دوزي مي شد و استري هم داشت.
:victory:پتاوه معمولا پوششي كه ساق پا را مي پوشاند و از نخ هاي پشمي رنگي كه دست باف بود كه دور ساق پيچيده مي شد محكم مي كردند.
چاروق كفشي از چرم دباغي شده به رنگ قرمز كه روي ان با نخهاي ابريشمي و رنگي تزيين مي شد و جلوي ان برگشته و منگوله اي به ان زده مي شد!
كلاغي : كوچك بود و بر روي روسري يا چارقد بزرگ سر مي كردند . رنگ پر كلاغي با حاشيه ي ظريف رنگي!
اين لباس بانوان اين منطقه بود !
در حال حاضر اين پوشش در بين ايلات و عشاير بخش شمالي خراسان بين عشاير بيشتر بانوان مسن استفاده مي كنند و گاهي اوقات در بعضي مجالس عروسي پوشيده مي شود.
مساله ي جالب اين است كه لباس عروس در ميان اين اقوام به رنگ قرمز بوده و شال قرمزي نيز استفاده مي كردند و به عنوان سر جهازي براي خريد عروس پارچه ي قرمز رنگ براي شليته مي خريدند ريال كه اين رنگ قرمز در ميان ترك هاي زنجان نيز مرسوم بوده است!
از اونجایی که اصفهان یه شهر تاریخیه دلم نیومد از لباس محلی اونا که حالا اونم تک و توک تن بزرگای شهر دیده میشه حرفی نزنم!
پوشاک سنتی زنان اصفهان شامل:
سرپوش ، مانند کلاه ، چارقد، روسری، چادر، پیشانی بند، روبند.
تن پوش، مانند پیراهن، جلیقه، کت، شال، شلوار.
پاپوش، مانند جوراب، کفش، دمپایی، چاقچور.
الان دیگه کمتر زنی دیده میشه که اون پیراهن های بلند تا زیر زانو رو بپوشه که گلای ریز داره و اون رو سری سفید رو با سنجاق زیبا زیر گلو محکم کنه و حتما روی اون پیران جلیقه بپوشه!
پوشاک سنتی مردان اصفهان شامل:
سرپوش، مانند کلاه، عرقچین، عمامه، پیشانی بند، سایبان ( هنگام کار).
تن پوش، مانند پیراهن، قبا، آرخالق، چوقا، کت و پالتو، تن پوش های نمدی، سرداری، پوستین، عبا، جلیقه، شلوار، شال کمر،کمربند، دستکش، مچ بند.
پاپوش ، مانند جوراب، کفش ، دمپایی، مچ پیچ، ساق بند.
و اما اقایون که اونم تعدادشون انگشت شماره کمتر از این پوشاک استفاده می کنن تنها چیزی که هنوز هم استفاده میشه فقط اون کلاه نمدی گردشونه!
38148
البته عوامل موثری هم در شکل گیری این پوشاک وجود داشته که از جمله اون میشه به :
- مذهب
2-شرایط و عوامل طبیعی و فیزیکی
3- شیوه معیشت و فعالیتهای جنبی تولید
4- منزلتهای اجتماعی
در مورد صحت اینا می تونید به سایت گردشگری استانمون سری بزنید!
در گذشته زنان بیشتر نقاط استان ایلام مقداری از موی طرفین سرخویش را پس از بافتن در دو طرف صورت آویزان میكردند و به آن «چَتر» میگفتند و این عمل صرفاً برای زیبایی بوده و بقیه موی سر...
بشراز همان آغاز تشكیل گروههای كوچك اجتماعی به واسطهی قدرت تفكر و تصمیم گیری عقلانی مسیر زندگی را از شیوهی زیست حیوانی جدا ساخت و علیرغم ضعف جسمانی توانست اندك اندك طبیعت پیرامون خویش را مورد شناسایی قرار داده و با درایت از مواهب آن بنا بر مقتضیات و شرایط زمان و محیطی بهره گیرد. لذا غارها را سكونتگاه خویش قرار داد و از منابع غذایی جنگلی و حیوانی تغذیه نمود و از پوست حیوانات تن پوش زمستانی ساخت و در سیر حیات انسان از مراحل اولیه تا كنون پوشاك نیز در كوران زندگی و تحت فرهنگ هر جامعه تغییرها نمود و مُدهای بسیار را پُشت سرگذاشت و در عصر حاضر نیز علیرغم اشاعه فرهنگ و تعامل اجتماعی و فرهنگی جوامع انسانی هنوز هم لباس و پوشاك یكی از مشخصهها و تمایزات فرهنگی بین گروههای انسانی و اقوام مختلف به شمار میرود. در قلمرو سیاسی فعلی ایلام اگر چه در گسترهی دنیای اطلاعات و اطلاع رسانی سرزمینی بسیاری كوچك مینماید، اما تحت آداب ورسوم، عرفها و سنتها هنوز هم پاره ای از عناصر لباس و پوشاك برخی گروهها تمایزات فراوانی را با دیگران در همین قلمرو را نشان میدهد. اگر چه لباس خود بخشی از فرهنگ میباشد ولی بواسطهی ارتباطات و تعاملات فرهنگی و غیره این ویژگی فرهنگی مردم ایلام به سوی یكنواختی گرایش یافته و تفاوتها به مراتب بسیار كمتر از گذشته میباشد و به شكلی كه لباس مردان با چشم پوشی از مردان عرب زبان جنوب استان در سایر نقاط تفاوتها آنچنان اندك است كه به سختی به چشم میآید.
از منظری دیگر لباس مردم استان ایلام اگر چه آن اهمیت و ارزش فرهنگی و اجتماعی گذشتهی خویش را به مقدار زیادی از دست داده و در سایه انواع و اقسام مُدها و مدلهای وارداتی به سوی یكنواختی گرایش یافته ولی هنوز میتوان به برخی از ابعاد اجتماعی و فرهنگی آن در بین گروههای قومیایلامی اشاره كرد. در گذشتهی نه چندان دور جنس مرغوب، نو بودن و بیش از هر چیز تزئینات لباس (بویژه برای زنان و دختران) یكی از شاخصهای عمده برای تشخیص فرد از دیگران و قرار دادن وی در طبقه اجتماعی و جایگاه و موقعیت او در جامعه بود وبا این ویژگیها به راحتی میتوانست حداقلی از موقعیت اقتصادی و اجتماعی افراد جامعه خودشان را باز شناخت. ولی با بهبود سطح زندگی مردم لباس معمولاً تا حدود بسیار زیادی این ویژگی خود را از دست داده است و تنها در موارد محدودتری میتواند چنین نقش و كاركردی را بازی كند. به عنوان مثال پوشیدن کت و شلوار نشانهی متشخص بودن و یا حداقل داشتن شغل مناسب است و بستن چفیه زرد رنگ به دور سر بوسیلهی مردان نشانهی به حج رفتن آنان میباشد و علاوه بر اینها هنوز هم نو بودن و استفاده از جنسهای مرغوب و گران بها بویژه نزد زنان به عنوان یك برتری (حداقل اقتصادی) بر دیگران به شمار میرود در ایلام ضربالمثلی معروف است كه میگوید: «لباس خوب اگر تو را به دو نفر تبدیل نكند، به یك نفر خوب تبدیل خواهد كرد»، و بدینوسیله میخواهند اهمیت و ارزش آنرا به دیگران گوشزد كنند.
تغییرات لباس در ایلام به مانند سایر عناصر و پدیدههای فرهنگی تابع متغیرهای فراوانی میباشد و از نظر شدت كمترین تغییرات را میتوان در نقاط عشایری و روستاهای دور افتاده مشاهده كرد. وجالب اینكه در این نواحی مردم هنوز برای لباس سنتی خود احترام خاص قایل بوده و به راحتی تن به مُدهای وارداتی نمیدهند واین مسئله نزد مردان وزنان بزرگسال كه پای بندشان به سُنتها بیشتر است تا حدی است كه پوشیدن لباسهای جدید و واردتی و رنگارنگ و حتی رنگهای تند و گل دار را نشانه ی سبك دانسته و از آن استفاده نمیكنند ولی دیگران كه سن پائین تری دارند تمایل بیشتری به پوشیدن لباسهای جدیدتر داشته، معمولاً هنگام مسافرت و یا رفتن به شهر برای خرید و غیره بیشتر از شلوار وكفش چرم (بغییر از آنچه در محل زندگی پوشیده میشوند ) استفاده میكنند.
پوشاك زنان ایلام
زن آفریده پروردگار بلند مرتبه برای تكمیل زندگی و مایهی آرامش و خیال مرد است و یكی از مظاهر زیبایی خلقت، آنطور كه در ادبیات عرفان از تعابیر و تشبیههای عارفانه و عاشقانه و خط و خال زنان بیان گردیده است. لباس زن علاوه بر اینكه ستر و پوشش بدن از دید نامحرمان و محفوظ ماندن از سرما و گرماست یكی از عناصر مكمل زیبایی زن نیز بوده و به مراتب از نظر پیچیدگی بر لباس مردان تقدم دارد و حائز جنبههای زیبایی شناسانه، آراستگی، سلیقهها و علایق نیز هست.
رنگهای متنوع، جنسهای مرغوب، زیور آلات در عصر حاضر و آویزها، منجوق كاریها، مهرهها و سایر تزئینات لباس زنان (بیشتر در گذشتهی نه چندان دور) كه آذین بند پوشاك زنان ایلامیست در واقع معرف شخصیت، منزلت و جایگاه زن و حتی نشانگر سن و تا حدودی هویت قومی او نیز میباشد. در گذشتهی نه چندان دور (در حال حاضر در برخی نقاط عشایری و روستایی دور افتاده) جنس مخمل لباس و آویزهای قروشی بصورت بر روی بالاپوشهای زنان معمولاً نشانه ثروتمندی و همینطور تعلق به خانوادهی طبقه بالای جامعه (بویژه از نظر اقتصادی) بود.
حداقل تمایزات و مشخصات ویژه ای كه از لباس زنان در استان ایلام در حال حاضر جلوه گر میباشد تفاوتهایی است كه در جنس، رنگ و شكل لباس بین گروههای سنی (كهنسال، میان سال وجوان) و تقریباً در سراسر استان دیده میشود كه در ذیل فهرست وار به پوشاك زنان ایلامی و با چشمپوشی از اندك تمایزات اشاره میگردد:
سرپوش یا «سَروَن (Sarwan ): در گذشته زنان بیشتر نقاط استان ایلام مقداری از موی طرفین سرخویش را پس از بافتن در دو طرف صورت آویزان میكردند و به آن «چَتر» میگفتند و این عمل صرفاً برای زیبایی بوده و بقیه موی سر كاملاً پوشانیده میشد. «سرون» نوعی پوشش سر برای زنان است كه در برخی نقاط مانند شیروان چرداول، ایوان و معدود نقاط دیگر استان متشكل از كلُاه یا عرقچن، یك یا دو عدد «گُل ونی» (گُل بندی = آذین یافته با گُل) و گاهی «هَبَر» و یا نوعی چفیه سیاه رنگ رگه دار میباشد كه به دور عرقچن بسته شده و حجم بزرگی را تشكیل و مقداری از اضافه آنها برای زیبایی به پشت آویزان میگردد.
عرقچن یا «كِلاو »(Kelāw ): نوعی كلاه زنانه میباشد كه در نقاط مختلف استان رایج است. جنس آن معمولاً از پارچه نخی سفید رنگ و گاه به رنگهای دیگر میباشد كه مقدار كمی از سر را میپوشاند و هیچگاه به تنهایی به كار نمیرود و سایر سرپوشها روی آن بسته میشود و هرگاه كه عرقچن یا كَلاو منجوق دوزی شده باشد سرپوشهایی كه بر روی آن بسته میشود به حداقل ممكن میرسد تا زیبایی آن بیرون بماند.
گُل وَنی (Golwany): نوعی سرپوش از جنس حریر، ابریشم و یا نخی میباشد كه در اندازههای مختلف كوچك و بزرگ تولید میگردد و جنس آن نازك بوده و زمینهی مشكی داشته و با گل و بوته و نقشهای ساده اسلیمی در رنگهای سفید و قرمز یا سبز و گاهی نارنجی و آبی و زرد تزئین گردیده است. در بیشتر نقاط استان بغیر از نقاط جنوبی با شیوههای تقریباً مشابه ای از «گُل وَنی» برای پوشش سر استفاده میشود و گاهی به مانند روسری و یا بر روی عرقچن و یا با بستن دو عد یا بیشتر آنها به همدیگر یك سرپوش بزرگتر تشكیل میدهند و در مناطق مانند شیروان چرداول، ملكشاهی و قسمتی از ایوان آنرا به صورت سه گوش رو سر انداخته و سرپوش «هَبَر» را روی آن بر دور سر میبندند.
گاهی به گُل ونیهای بزرگ «سَرونَ» و یا «علی خانی» نیز میگویند.
تا كاری (Tākāri): نوعی سرپوش زنانه كه از جنس حریر و یا نخی مربع شكل و بزرگ و از گُل ونی ضخیم تر است. زمینهی آن سیاه و دارای خطوط باریك به صورت رگههای نازك قرمز تیره و یا سبز میباشد و دارای ریسه در حاشیه میباشد و وقتی به دور سر بسته میشود حجم بزرگی را دایره وار حول سر ایجاد میكند و مقداری از اضافهی هر دو سر آن به پُشت سر آویزان میگردد و معمولاً زیر آن و برای پوشاننده طرفین صورت و موی سر از گل ونی كه زیر آن قرار دارد استفاده میشود این نوع سرپوش عموماً در منطقه ی آسمان اباد و هلیلان در شهرستان شیروان چرداول و شهرستان ایوان استفاده میشود.
هَبر (Habar): یك نوع سرپوش مشكی و از جنس مخمل میباشد كه سه گوش بوده و دو گوشهی آن بلند و مقداری باریك میباشد حاشیهی هَبَر دارای منگوله سیاه رنگ میباشد و هنگام بستن به دور سر، منگولهها در چند ردیف، طرفین و جلوی سر را زینت میبخشند. پیش از بستن هَبَر از گل ون استفاده میشود، بدینصورت كه گلی ونی را بصورت مثلثی در آورده و روی سَر میاندازند و سپس هَبَر را بر روی آن به دور سر میبندند استفاده از هبر در شهرستانهای شیروان چرداول، ایوان، مهران، ایلام و برخی نقاط دیگر استان به صورت محدود مرسوم میباشد.
مَقنا یا مَقنَه (Maqnā): پارچه ای تقریباً نازك و مشكی ( گاه رنگهای دیگری مانند قهوه ای، سبزتیره، خاكستری و..) كه عرض آن حدود 70 سانتیمتر میباشد و بیش از 5/1 متر طول دارد و بصورت دو قطعه میباشد كه از كناره و در جهت طول به هم بافته شدهاند مقنا سرپوش ویژه زنان عرب زبان بوده و از این مناطق وارد دیگر نواحی استان شده است و به علت راحتی و پوشاندن تمام سر و گردن و قسمتی از سینه و مشكی بودن رنگ مورد قبول و پسند زنان میان سال و مسن بیشتر نقاط دیگر استان قرار گرفته و میرود تا به تدریج جایگرین سایر پوششهای زنانه گردد.
زنان یك سر مقنا را روی سر گذاشته و مابقی آن را به دور سر و گردن تا سینه میپیچند و در نهایت برای آنكه باز نگردد به آن سنجاقی میزنند. زنان میان سال و مسن بیشتر رنگهای مشكی استفاده میكنند و رنگهای دیگر ویژه دختران و زنان جوان میباشد.
بیشترین استقبال از مقنا در شهرستانهای مهران، دهلران، دره شهر و آبدانان میباشد.
روسری یا «بان سری» (Bāsary): روسری همان پارچه رنگی و گلدار و در رنگها و طرحهای مختلف است كه در اكثر نقاط كشور رایج بوده وامروزه تقریباً تمامی دختران وبسیاری از زنان جوان و خصوصاً در نقاط شهری و پرجمعیت استان از آن و به تنهایی استفاده میكنند.
قَترهَ (Qatra ): نوعی چادر زنانه است كه برخلاف چادرهای مرسوم دیگر نقاط كشور اولاً بسیار بزرگتر بوده وثانیاً دارای مقداری آستین گشاد میباشد كه با عبور دادن دستها از آنها دیگر نیاز چندانی به كنترل آن در بیشتر مواقع نیست. جنس قتره مختلف بوده تماماً به رنگ مشكی و از پارچههای ساده و بدون نقش میباشد و برخی مواقع به حاشیه جلو و كناره آستینها نوعی بافت مثلی و تا حدودی ریسه مانند دوخته میشود. قتره مختص زنان عرب زبان بوده و از این ناحیه وارد دیگر نقاط استان گردیده است و در حال حاضر بالا پوش تقریباً تمامیزنان عشایری و روستایی و برخی زنان میان سال وكهنسال شهری ایلام میباشد. و مابقی زنان و اكثریت مطلق دختران از چادر به جای قتره كه فاقد ویژگیهای فوق است استفاده مینمایند. رنگ چادر نیز مشكی بوده و استفاده از چادرهای رنگی و گل دار بیشتر توسط دختران نوجوان و یا بصورت محدود در برخی نقاط و یا چادرشب استفاده میشود.
كَمَر چین (Kamarčin): تا چند دهه پیش بالاپوش عمدهی بیشتر زنان ایلامی خصوصاً در نواحی شمالی و مركزی نوعی پالتو زنانه به اسم «كَمَرچین » بود كه به علت استفاده فراوان از نوارهای زربافت در تزئین آن از زیبایی خاص برخوردار و احتمالاً نام آن نیز به همین خاطر باشد. جنس كمرچین از مخمل در رنگهای قرمز، جگری، سبز، سرمه ای و مشكی بوده و دارای آستین بلند، جلوباز، (عیناً شبیه پالتو مردانه) و جیب بادهانه كج در طرفین و كمربندی از جنس خود میباشد و بسته به سن و موقعیت مالی زن ممكن بود از تزئینات بیشتری برخوردار و چنانچه زن در سنین میان سالی و یا كهنسالی بوده از رنگهای سنگین (مشكی، سرمه ای) استفاده میكرد. امروزه استفاده از كمر چین نزد زنان ایلامی تقریباً منسوخ گردیده و فقط در معدود نقاط دور افتاده ای مانند ملكشاهی زردلان و جاهای دیگر توسط پیر زنان در فصل سرما پوشیده میشوند و آخرین رمقهای خود را میگذراند و قَتَره و بلوزهای جدید جای آنرا پر كرده است.
یَل (Yal): نوعی كُت زنانه و از جنس مخمل بوده و تزئنات اندكی مثل كمرچین دارد و موارد استفاده از آن نیز به مانند كمرچین نزد زنان این نواحی میباشد. یل دارای جیب در طرفین بوده و آستین دار میباشد و دگمههایی برای بستن جلو آن تعبیه شده است.
كُلَنجَه (Kolanja): كُلنجه نوعی دیگر از بالا پوشهای زنان میباشد كه از نظر رنگ، جنس، دوخت و تزئینات و كاربرد عیناً مانند كمرچین میباشد با این تفاوت كه فقط اندازه ی آن كمتر بوده و تا حدود زانو میرسد و در مناطقی كه كمرچین كاربرداشته مورد استفاده بوده است.
سُخمَه (Soxma): نوعی بالاپوش دیگر است كه از مخمل و یا گاهی پارچههای رنگ دیگر و در رنگهای شاد و روشن (قرمز، جگری، سبز و...) دوخته میشود و فاقد آستین بوده و كاملاً شبیه جلیسقه میباشد. در سُخمه حداكثر تزئینات بكار رفته و بیشتر این تزئینات كه شامل انواع آویزها نقره ای و سكه قلا بدارند كه جلو و حتی پشت آنرا فرا میگیرد و بدین لحاظ در گذشته توسط دختران و زنان جوان پوشیده میشد و بیشتر جنبه تزئینی برای مراسمات داشته است و زنان مسن و كهنسال هرگز از آن و خصوصاً با تزئینات استفاده نمیكردند، سخمه در بیشتر نقاط استان بغیر از قسمتهای جنوب دهلران و قستمتهایی از مهران رواج داشته ولی امروزه بندرت در نقاط دور افتاده روستایی و عشایری كاربرد دارد.
بعلت وارد شدن انواع و اقسام بالا پوشهای زنانه و رواج یافتن آنها امروزه اكثر قریب به اتفاق زنان ودختران ایلامی خصوصاً در نواحی شهری و پر جمعیت از بلوزها و بالا پوشهای مختلف موجود در بازار استفاده میكنند.
كِراس یا شَوو( Kerās , ŠaÜ): همان پیراهن بلند و آستین دار زنانه است كه اكثریت زنان روستایی و عشایر و قسمتی از زنان شهری نیز به عنوان تن پوش از آن استفاده میكنند این پیراهن بلند بوده و تا نزدیك روی پاها میرسد و گاهی در ناحیه كمر مقدار تنگ گشته ولی پائین آن كاملاً گشاد میباشد و بسته به سن زن یا دختر رنگ و جنس آن تفاوت پیدا میكند به شكلی كه تقریباً تمامی زنان كهنسال و حتی برخی میان سالان تمایل شدیدی به پوشیدن پیراهنهای با رنگ سنگین و خصوصاً سرامه ای و تیره دارند و آنرا نشانه سنگینی بزرگسالی میدانند در برخی نقاط استان مانند جنوب دهلران و هلیلان بر روی سینهی پیراهن مهرههای به عنوان تزئین نصب میكنند.
شِوال(Šewāl): بطور كلی شلوار محلی زنان ایلام به دو فرم عمده میباشد یك شلوار كُردی كه معمولاً از جنس تی ترون و نخی به رنگ تیره یا سرمه ای و امثالهم میباشد كه در قسمت بالا و رانها گشاد بوده و به طرف ساق پا باریك میگردد و در قسمت كمر بوسیله كِش محكم میگردد و فاقد هر گونه تزئین بوده و گاهی در طرفین جیب درونی دارد. این نوعی شلوار عمدتاً در مناطق عشایری و روستایی استان خصوصاًُ نواحی شمالی، مركزی، قسمتهای از دره شهر، آبدانان و شمال دهلران و برخی نقاط مهران استفاده میشود و تنها تفاوتی كه با شلوار مردان دارد این است كه محل دوخت جای كِش آن به بیرون میباشد. و این نشانه برای مشخص شدن شلوار زن از شلوار مرد است
نوع دوم كه بیشتر به «بی جامه» معروف است از جنسهای مختلف و گل دار بوده و فاقد جیب میباشد و با كِش در قسمت كمر محكم میگردد و در برخی نقاط مثل مهران، دره شهر، جنوب دهلران قسمت پائین و ساق پا را تنگ نموده و برخی تزئینات مثل نوار دوزری و غیره به آن میافزایند.
قیوَن ( Qaywan ): پارچه ای بلند و یك رنگ كه از آن به عنوان شال كمر استفاده میشود و امروزه در نقاط عشایری و روستایی برخی نقاط استان بصورت محدود خصوصاً در فصل كار كشاورزی مورد استفاده قرار میگیرد.
كفش: امروزه همهی زنان و دختران از كفشهای چرمی و یا لاستیكی موجود در بازار استفاده میكنند در حالیكه در گذشته از نوعی كفش به نام «كِلاش» كه در محل بافته میشد استفاده میكردند.
38149
منبع : ilam-miras.ir
خسته نباشی تاپیک خوبیه . . . به عنوان یه بجنوردی اطلاعاتی که گذاشتی رو تایید میکنم ;)
سعی کردم چند تا عکس مرتبط بذارم ولی نشد :(. براتون میفرستم .
در مورد لباس زنان بندر میشه گفت که پوشاکی در عین حال ساده ولی مجلل دارند با رنگ هایی زیبا و براق و خیره کننده!
پوشاک انها عبارت اند از : شلوار ، پیراهن ، برقع ؛ شال یا روسری و چادر
در مورد شلوار انها باید گفت که شلواری بلند تا مج پا که از دم مچ تا انذازه ی 15-20 سانت دارای گلدوزی بسیار زیبایی می باشد که بسیار تنگ و غالب ساق پا می باشد و از بعد از ان کمی گشاد می شود ! این تزیینات با نخ زری و گلابتون است .
البته توضیح بیشتر در مورد انواع شلوار اونا:38643
پیراهن انها که پیراهنی ساده با نوارهای ترییینی دوخته شده در پیش سینه ان است .
برقع یا همان نقاب هایی که صورت انها را می پوشاند و دو سوراخ برای چشمها در ان تعبیه شده .
شال : انها شالی بلند دارند که به دور سر می پیچند و با سنجاق تزیینی در گوشه صورت می بندند.
چادر : چادر انها شبیه چادر نماز می باشد.
پاپوش زنان بندر اغلب دمپایی حصیری می باشد!
البته پوشاک بانوان بندر تنوع و توضیحات بیشتری داره که باید کسیو پیدا کنم که اطلاعات کاملتری از اون داشته باشه!
من چند روزي دنبال يه چنين مطلبي تو نت بودم...دستتون درد نکنه....فقط مي شه يه سري عکس هم قرار بدين؟
محمد اکبری زاده
11-02-11, 19:26
لباس بندری"بندرعباسی" لباسی زیبا در نوع خود منحصر بفرد است.
شلوار بندري در بندرعباس به شلوار دمتنگ معروف است. قسمت بالاي شلوار بندري گشاد و در پايين يا دم پا كاملا چسبيده به ساق پا است. تنگي دم پا در حدود 10 سانت بالاي قوزك پا را ميپوشاند. شلوارهاي بندري معمولا از دو قسمت تشكيل ميشود. پارچههايي (عكس) كه كه براي شلوار مورد استفاده قرار ميگيرند عبارتند از: ساتن، شالمز، تترون، پاپليني، پوليستر و... كه انتخاب آن بستگي به فصل و درآمد خانوادهها دارد، رنگهاي مورد نظر بانوان بندري اكثرا سبز، قرمز، آبي و لاجوردي بوده كه اخيرا رنگ زرد نيز مورد توجه قرار گرفته است. دليل تنگي و چسبان بودن دمپاي شلوار را ميتوان رعايت نظافت و بهداشت بيان كرد، زيرا تنگي آن سبب ميشود كه شلوار با زمين تماس پيدا نكند و از طرفي به علت عرض كم دم پا، زينتآلات زيبايي كه از لبه تا بالاي راس چاك دم پا دوخته ميشود، پا را زيبا و قشنگ جلوه ميدهد و قد را بلندتر و كشيدهتر جلوه ميدهد. چينهاي بالاي شلوار بندري باعث ميشود كه استفادهكنندگان آن در هنگام انجام كارهاي روزمره در منزل و آشپزخانه زمان نشستن احساس راحتي بيشتري كنند.
در زمان قديم براي دوختن شلوار بندري از پارچههاي چيت، اطلس، زرباف كيش، كنوزكتني، دكو، پارچه بمبائيچي، ساتن، تترون، و غيره استفاده ميشد و رنگهاي مورداستفاده آن زمان شامل سبز و قرمز و آبي بود.
http://up.iranblog.com/images/yalflk5j2o3cefayc3i.jpg
چون لباس و پوشش محلی قشم مثل بندر هست جا داره یه توضیح مختصر هم از اون اینجا باشه!
زنان قشمى، مانند زنان سایر جزایر و بنادر جنوبى ـ بهویژه در روزگاران گذشته ـ کمتر در کوچه و خیابان دیده مىشوند و در وقت بیرون آمدن از منزل روبند و یا نقاب مخصوصى که به زبان محلى به آن یا (Bourke) مىگویند به روى صورتشان مىبندند تا از چشم نامحرمان به دور باشند.
برگه انواع مختلفى است بعضى از آنها بزرگ و پهن بوده و همه صورت را مىپوشانند و تنها دو سوراخ در مقابل چشمها در آن وجود دارد ولى بقیه برکهها، نازک و قیطانى بوده و تنها قسمتى از چشمها و ابروها را مىپوشاند.البته مثل همان برقع زنان بندر می باشد!
علاوه بر ”برکه“ زنان سر و موى خود را با پارچه نازکى به نام جلوپل (Jelopl) مىپوشانند و روى آن نیز چادرى به سر مىکنند. پوشاک زنان قشمى نیز انواع مختلفى دراد و معمولاً زنان قشمى دو تا پیراهن روى هم مىپوشند.
زنان قشمى، براى دوختن شلوار از پارچه ضخیمى استفاده مىکنند و قسمت بالاى شلوار را گشاد و پایین شلوار را تنگ و چسبان مىدوزند و بعد براى زیبایى شلوار، در قسمت مچ پا نقش و نگارهاى زیبایى با نخهاى رنگین و یا طلایى به روى پارچه به وجود مىآورند و جله خاصى به شلوار مىبخشند.
لباس مردان قشمى هم مانند لباس سایر مردم جنوب کشور از پیراهن سفید یا رنگى بسیار بلندى تشکیل شده است که در محل به آن مىگویند. این پیراهن بلند تا قوزک پاى آنها را مىپوشاند و بسیار آزاد و مناسب آب و هواى جنوب کشور است. بعضى از اهالى به جاى جیمه، شلوانگى به دو کمر خود مىبندند و روى سرشان هم کلاه سفید سوراخدارى به نام عرقچین مىگذارند.
38832
38833
منبع: پرتال قشم
داشتم دنبال عکس واسه پوشش های محلی می گشتم اینو پیدا کردم !;)
38834
البته به خاطر اپلود شدن توکافه از کیفیتش کم شد!:(
استان چهار فصل کهگیلویه و بویراحمد به خاطر برخورداری از طبیعتی زیبا و بکر، علاوه بر زیبایی های طبیعی از جلوه ای خاص در پوشاک زنان این دیار نیز برخوردار است. پوشاک و لباس محلی زنان ازجمله جذابیت های بومی استان کهگیلویه و بویراحمد به شمار می آید طوری که هر تازه واردی به این استان در همان نگاه اول متوجه این جلوه های رنگین می شود. به گزارش ایرنا زنان استان چهار فصل کهگیلویه و بویراحمد از جمله زنان ایرانی هستند که هنوز به پوشاک سنتی و محلی خود پایبند هستند و از آنها در بیشتر اوقات و بخصوص در جشن ها و مجالس عروسی استفاده می کنند.
پوشش وحجاب کامل و تنوع رنگ ها و پارچه ها، جلوه خاصی به لباس محلی زنان در این استان بخشیده است و رنگ های آن بر طبیعت زیبا و دامنه زاگرس، شمیم نشاط و شادی پخش می کند. از جمله نکات قابل توجه این است که پایبندی به استفاده از لباس محلی حتی در میان زنان شهرنشین این استان علاوه بر زنان روستایی و عشایری دیده می شود و با قدم زدن در خیابان های شهرهای این استان مانند یاسوج ،سی سخت ، گچساران و ... این موضوع به خوبی مشاهده می شود. لباس محلی وسنتی زنان استان کهگیلویه و بویراحمد از سه بخش اصلی سرپوش، بالاتنه وپایین تنه تشکیل شده است که مجموع این سه بخش، پوشش کاملی را برای زنان به همراه دارد. سرپوش لباس محلی زنان کهگیلویه و بویراحمد، شامل یک پارچه روپوش یا همان روسری به نام " مینا " ( ( Meynaاست که به طور معمول دارای بیش از یک متر طول و بین ۶۰تا ۷۰سانتیمتر عرض می باشد. بر روی این روپوش مینا نیز پارچه ای به نام چارقد یا لچکی قرار می گیرد که در زبان فارسی همان سربند است. همچنین یک کلاه کوچک زیر مینا قرار می گیرد تا پوشش دهنده موهای جلو سر زنان باشد و معمولا زیورآلات و وسایل تزیین سنتی و ظریف به آن متصل می شود. بخش بالاتنه لباس محلی زنان استان کهگیلویه و بویراحمد، همان پیراهن یا جامه است که شامل یک پارچه دو متری می باشد و از زیر گردن تا کف پای زنان را می پوشاند. این پیراهن ردا مانند ، دارای آستین و سرآستین است و نوع مدل آن مخصوص زنان استان های کهگیلویه و بویراحمد، فارس ، خوزستان و چهارمحال و بختیاری است. بخش پایین این لباس ها که به عبارتی زیباترین بخش آن نیز به شمار می آید همان دامن یا تنبان است که بیشترین حجم پارچه را در این لباس سنتی در برمی گیرد. معمولا برای دامن این لباس های محلی بین پنج تا ۱۲متر پارچه مصرف می شود طوری که این دامن از بالا کشدار و کاملا چین خورده است ودرپایین آن تزیین هایی مانند نوار دوزی یا پارچه های پلیسه دار به کار می رود. رنگ و جنس پارچه این لباس ها معمولا بنا به طبیعت این استان در مناطق گرمسیری و سردسیری، نوع بافت عشایری و روستایی، نوع باورها و گرایش قومی و قبیله ای و سن زنان انتخاب می شود طوری که برای دختران نوجوان و کودک بیشتر از رنگ های شاد و حجم کمتر پارچه و برای دختران جوان رنگ های روشن تر با پارچه بیشتر استفاده می شود. با افزایش سن زنان نیز رنگ این لباس ها بیشتر به سمت تیره و خاکستری مانند سبز یشمی یا سورمه ای سوق پیدا می کند. معاون صنایع دستی سازمان میراث فرهنگی کهگیلویه و بویراحمد درباره لباس محلی زنان این استان به ایرنا گفت: بر اساس تحقیقات صورت گرفته در کتاب نگارگری مکتب شیراز، قدمت این نوع لباس ها بیشتر از دوران تیموریان در قرن هشتم هجری قمری است. سید ولی الله امیری افزود: این نوع لباس سنتی در چهاراستان کهگیلویه و بویراحمد، فارس، چهار محال و بختیاری و خوزستان مشاهده شده است و هم اینک نیز مورد استفاده قرار می گیرد. وی اظهار داشت: امروزه استفاده از لباس محلی و سنتی بیشتر در زنان بالای ۳۰سال استان کهگیلویه و بویراحمد دیده می شود اما در جشن ها و مجالس عروسی تمام زنان و دختران به عنوان یک سنت از لباس های محلی شاد و متنوع استفاده می کنند. امیری،یکی ازدلایل ماندگاری این نوع پوشاک ولباس رادرکهگیلویه و بویراحمد، عجین بودن آن با باورها و اعتقادات زنان این استان دانست و گفت: با توجه به بافت سنتی، روستایی و عشایری این استان و چهار فصل بودن آن ، استفاده از این نوع لباس برای زنان کاملا مقرون به صرفه است. به گفته وی ، استفاده از لباس سنتی در فصل گرما و سرما و همچنین برای زنان عشایر به هنگام کوچ بسیار مناسب می باشد. امیری درباره قیمت این لباس ها گفت: بنا به جنس و مقدار پارچه به کار رفته، هزینه تمام شده برای تهیه یک دست لباس محلی و سنتی از ۲۵هزار تومان تا ۱۵۰هزار تومان متغیر است. وی با اشاره به یک نوع لباس محلی دیگر، گفت: این لباس با نام دلق یا دلج مانند نیم تنه کردها است با این تفاوت که دارای آستین هلالی مانند تا نوک انگشتان دست می باشد. امیری بیان کرد: پیراهن دلق مخصوص استان کهگیلویه و بویراحمد است و در آن از رو دوزی، ایجاد نقوش با زیورآلات یاسکه،رنگ های تیره تر و جنس مرغوبتر استفاده می شود و بیشتر، زنان موسوم به بی بی آن را می پوشند. کارشناس مسوول امور پژوهش اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی کهگیلویه و بویراحمد نیز به ایرنا گفت: استفاده از لباس محلی بیشتر در فرهنگ پوشش زنان لر مشاهده شده است با اینحال هنوز تاریخ دقیقی از زمان پیدایش آن مشخص نیست.
مسعود رضایی افزود: تنوع و زیبایی این نوع لباس نشان می دهد که مردم استان کهگیلویه و بویراحمد تا چه اندازه به رنگ های شاد علاقه دارند. وی بیان داشت: مردم این استان به دلیل تنوع اقلیمی طبیعت ، علاقه زیادی به تنوع رنگ ها دارند که این امر در نوع پوشاک آنها به خوبی به چشم می خورد. وی با اشاره به اینکه فرم لباس محلی لری برای زنان این سرزمین شکیل تر و مناسب تر است، گفت: در جشن ها و مراسم عروسی رسم است که زنان با به کار بردن زیورآلات در این لباس ها، جلوه ای خاص به آن می بخشند. رضایی بیان کرد: رنگ به کار رفته در لباس محلی و سنتی زنان این استان با توجه به موقعیت و زمان تغییر می کند به عنوان مثال زنان عزادار تا حدود یک سال از لباس های تیره استفاده می کنند. به گفته وی، اهمیت استفاده از لباس محلی در میان زنان لر تا حدی است که با وجود گران بودن برخی پارچه ها و حجم بالای پارچه ای که باید تهیه شود، آنها تمایل زیادی به تهیه این نوع لباس بخصوص برای جشن هاو عروسی ها دارند.
رضایی گفت: لازم است تحقیق و پژوهش های بیشتری از سوی متولیان حوزه های فرهنگی و گردشگری مانند سازمان میراث فرهنگی و صنایع دستی درباره پوشاک سنتی و محلی صورت گیرد تا ارزش ماندگاری آن بیش از پیش مشخص شود. معاون فرهنگی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی کهگیلویه و بویراحمد نیز گفت:کارگروهی از سوی وزارت ارشاد با عنوان ساماندهی مد و لباس در این استان فعال است. ناصر رضایی افزود: مقرر شده نمایشگاهی از لباس های بومی، سنتی و ملی مطابق با موازین اسلامی و عرفی در استان کهگیلویه و بویراحمد برپا شود اما تاریخ دقیق این نمایشگاه مشخص نیست. کارشناسان معتقدندیکی از روش های پیشگیری از ترویج مد و پوشاک غیر اسلامی و نامناسب، ترویج استفاده از پوشاک محلی و سنتی است و لازم است که متولیان حوزه های فرهنگی و حتی صنایع دستی کشور با ارج نهادن به این موضوع تلاش بیشتری در راستای معرفی این نوع پوشاک و مزیت های آن نمایند.
39002
39003
پوشاک مردان
در گذشته پوشاک مردان کهگلویه و بویر احمد عبارت بوده از: جبه ، دلگ﴿dalg ) ، شال ، پیراهن بدون آهار و یقه با آستین گشاد ، زیرشلوار ، گیوه و کلاه.که به توصیف هریک خواهیم پرداخت .
جبه که در گویش محلی جقه ( jeqa ) است و از جنس پشم گوسفند و بسیار نازک و کرم رنگ و تا زانو می آمده و بوسیله نخ ابریشمی به نام زناره ( zonara ) که با زنار فرق دارد بصورت ضربدر ، مانند شکل خفتان در شاهنامه فردوسی به دور سینه بجای دگمه پیچیده می شده است. جبه دارای آستین گشاد و کوتاه بوده و اغلب در جنگها مورد استفاده مردان قرار می گرفته. همانگونه که بیان شد زناره zonaraبندهایی است که برای بستن " جقه " بکار میرفته است ، بدین صورت که از سر شانه بزیر بغل میرفته و جقه را محکم نگاه می داشته است.
- دلگ مردانه نیز به شکل جقه و شبیه به ( ربدوشامبر ) کوتاه از جنس پارچه اطلسی و دارای آستر بوده و رنگ سفید گلدار آن مرسوم بوده است. دلگ بلند و فاقد دگمه بوده ، یقه ندارد و جلوی آن سرتاسر باز است.چیزی شبیه به ردا .در ناحیه کمر روی دلگ ، شال بسته می شد.
- شال ، پارچه ای سفید رنگ یا کرم رنگ بوده است که تا 10 متر درازا داشته و آنرا بر روی دلگ بدور کمر می بسته اند.طریقه بستن آن بدور کمر به این شکل بوده که ابتدا از قسمت پهن پیچیدن آن آغاز می شده و بعد انتهای قسمت باریک را در زیر یک لایه آن فرو میکردند.در زیر دلگ پیراهنی بدون یقه و آهار ، با آستین گشاد که با تار نخی بسته می شد وجود داشت.رنگ شال معمولا سفید و یا تریاکی رنگ بوده و در مراسم عروسی و میهمانی از آن به همراه دلگ و برای محکم نگاه داشتن دلگ استفاده می شده است.
پایین تنه مردان را زیر شلوار می پوشاند که در قسمت پایین تنگ تر بوده است.و عکس آن در نزد بختیاریها مرسوم است.این تن پوش شبیه به پیژامای کردها بوده و اختلاف آن با شلوار کردها فقدان جیب در نوع لری آن است.
- کفش شامل گیوه یا ملکی ( melki ) که رویه اش از پنبه تاب داده و تخت آن چرمین یا پلاستیکی است.در این نوع پا پوش بالاتر از پاشنه ، چرمی بلند دوخته می شود که برای راحت پوشیدن آن بکار می رود و خود نوعی پاشنه کش محسوب می شود.روی نوک تیز جلوی آن تکه چرمی که درازایش تا 3 سانتیمتر می رسد ، برای زینت بخشیدن گذاشته می شد.رنگ گیوه نیز سفید است.
- کلاه مردان این دیار به شکل کاسه و سفت و محکم و از جنس پشم گوسفند بوده است. رنگ خاکستری و نیز مشکی آن مورد استفاده قرار می گیرد. علاوه بر آن کلاه دیگری نیز وجود داشته به نام شب کلاه و از جنس پشم به رنگ خاکستری یا کرم که البته بسیار نرم است.
- کسانی که به کار شبانی ( چوپانی ) اشتغال داشته اند در زمستان تن پوشی نمدی می پوشیده اند که آنرا کردک ( kordak )می گویند.این تن پوش بدونآستین و دگمه بوده و تا زانو می رسد. باران از آن عبور نمی کند کردک ، از بالا تا پایین یکسان و فاقد انحنا است
40975
40976
40977
40978
40979
40980
40981
40982
40983
40984
40985
40986
لباس محلی بانوان زرتشتی در یزد ، در حدود 50 سال پیش لباس مردم یک ناحیه خاصی از ایران بوده است که احتمالا مربوط به اصفهان یا خراسان می شده است . آنچه در سفرنامه ها در این مورد آمده است این است که زنان زرتشتی طرفدار رنگ های متنوعی بوده اند . سرپوش رنگارنگ به سر می گذاشتند .پیراهن آبی یا چهار خانه می پوشیدند .شلوار خال خال به پا می کردند . مردان زرتشتی هم قباهای بلند نخی به رنگ قهوه ای به تن می کردند که راه های سفید داشت و دستار سفید یا خاکی رنگ به سر داشتند وعموما ریش می گذاشتند واکثرا لباس سفید یکدست می پوشیدند وشاید به همین منظور باشد ک در برخی کتب تاریخی به سفید جامگان معروفند . لباس سنتی زرتشتیان براثر مرور زمان دستخوش تحولاتی گردید تا به امروز که دیگر لباسشان با لباس مسلمانان تفاوتی ندارد . درشهر یزد وبرخی نواحی زرتشتی نشین برخی از زنان ومردان زرتشتی لباس سنتی خود را هنوز حفظ کرده اند . درگذشته بنا بردستور حکومت های وقت ، زرتشتیان (مردان ) میبایست یک وصله ی مستطیل بزرگ به رنگ زرد به پشت خود بدوزد تا بدین وسیله از دیگران متمایز گردند . زرتشتیان از ماقبل از دوره سلطنت رضاشاه مجبور بودند به شیوه ای لباس بپوشند تا از دیگران متمایز باشند . پوشیدن جوراب تامدت های مدیدی برای زرتشتیان ممنوع بود همچنین به دست کردن انگشتر داشتن یا بستن ساعت مچی برای انان منع شده بود . آنها حق نداشتند سوار بر اسب یا چهار پای دیگر شوند یا به حمام های عمومی بروند . مردان زرتشتی برای پوشاندن سرخود از "چادر شب " استفاده می کردند . جنس چادر شب معمولا از ابریشم ورنگ ان ترکیبی از رنگهای سفید ، عنابی وقرمز بود . ابتدا عرقچینی به سر می گذاشتند سپس چادر شب را به دور سر می پیچیدند . هنوز استفاده از چادر شب در برخی نواحی اطراف یزد مانند مریم آباد ، نعیم اباد ، رحمت اباد و... در بین مردان مسلمان وزرتشتی به چشم می خورد. جنس پارچه هایی که زردشتیان به غیر از چادر شب از آن استفاده می کردند ، پنبه ای بوده است . این پارچه ها توسط خود مردم بافته شده است و به پارچه "کرباس " معروف بوده است . درمورد لباس بانوان زرتشتی وچگونگی ان باید گفت : پوشاکی که بانوان زرتشتی از ان استفاده می کنند ، شباهت بسیار نزدیک به پوشاک بانوان دیگر نقاط ایران دارد . چنانکه روسری آنان از نظر شکل وطرز استفاده نظیر روسری بانوان بختیاری وطرز استفاده آنان است و پیراهن انان هم شبیه پیراهن بانوان لر درگذشته نزدیک است و شلوار ، از لحاظ شکل و برش همان شلوار بانوان کرد اذربایجان غربی است وکلاهک همان کلاهک بانوان بندری است . به طور کلی پوشاک بانوان زرتشتی را میتوان به 6تکه تقسیم کرد : 1. کلاهک (لچک ) 2. پیراهن زیر (سدره ) 3.پیراهن رو 4. روسری (مقنی یا مکنی ) 5. شلوار 6. کفش 1. کلاهک یا لچک : کلاهک بانوان زرتشتی شباهت زیادی به کلاهک زنان بندری دارد . این کلاهک تقریبا پارچه ای سه گوش می باشد . این پارچه آستر می کنند وپارچه مورد استفاده ان اغلب از پارچه های زری ومخمل یا ابریشم است . دوگوشه این لچک را که در پشت سرقرار میگیرد بوسیله قیطان به هم می پیوندند .حاشیه جلد کلاهک را که در جلوی سروپیشانی قرار میگیرد بوسیله یراق تزئین می کنند ولبه کلاهک را سنبله (نواری است که با ابریشم بافته می شود ) می دوزند این سربند کاملا مو را می پوشاند . 2. پیراهن زیر (سدره ): علامت ممیزه این آیین دوچیز است : 1. نشان درونی (باطنی ) 2. نشان برونی (ظاهری ) نشان درونی عبارتست از سه واژه : هومت ، هوخت وهودشت ( اندیشه نیک ، گفتار نیک ، کردار نیک ) نشان برونی یا ظاهری عبارتست از : پوشیدن لباس مقدس زرتشتیان به نام سدره که باید برروی ان کشتی ببندد ورنگ آن احتمالا باید سفید باشد . 3. پیراهن رویی بانوان زرتشتی : پیراهنی فراخ با آستین راسته و باسر آستین حاشیه دار ویقه گرد که معمولا چاکی کوتاه از جلد وعقب دارد دامن پیراهن فراخ است و گاه در پایین و گرداگرد دامن رامانند سر آستین حاشیه می دهند وقد آن به طور عمودی از زیر سینه تا پایین با تکه هایی که به صورت ترک ،ترک است ورنگارنگ ترکیب می کنند . در گذشته پارچه هایی که برای دوخت این پیراهن استفاده می شده از اطلس بوده است وبلندی این پیراهن حدودا تا ساق پا بوده است اما درحال حاضر از این پیراهن استفاده نمی شود . 4. روسری ( مقنی ) : روسری بانوان زرتشتی پارچه ای رنگین با نقش ونگار که طول آن حدودا 5/3 متر وعرض آن حدودا 1متر است وروی کلاهک (لچک ) گذاشته می شود وبرای استوار نمودن آن برروی سردر قدیم از دستمال کلاغی استفاده می کردند وآن را برروی روسری می بستند . اما امروزه برای استوار نگه داشتن روسری روی سر از سنجاق استفاده می شود . استفاده از روسری به گونه ای است که کاملا سر را می پوشاند ونیز جلو و عقب بدن را می پوشاند از جلو برروی دست افتاده وتا بالای مچ دست را می پوشاند وسینه و شکم را محفوظ میکند واز پشت سرتا پشت پا اویزان می شود . (حدود مچ پا) تمام برجستگی ها وفرو رفتگی های بدن بوسیله روسری پوشیده می ماند و حالت یکنواختی به بدن میدهد. درمورد جنس پارچه روسری باید ذکر کرد که پارچه آن باید از **** باشد که لغزنده نباشد وخود را برروی سرنگاه دارد . پارچه هایی که معمولا برای روسری استفاده می شود عبارت است از : سایه کوهی – گل هند قرمز – گل هند سبز و سبز کاشانی . 5. شلوار بانوان زرتشتی : شلوار بانوان زرتشتی از لحاظ برش با شلوار بانوان کرد آذربایجان غربی یکسان است جز اینکه ساقهای شلوار از تکه های باریک والوان نقش ونگار دار که درکنار یکدیگر قرار می گیرند ، دوخته می شود . دمپای شلوار بوسیله بند جمع می شود وکمر نیز بوسیله بندی درناحیه کمر جمع می گردد . از قسمت لیفه کمر به پایین حدود پانزده سانتی متر ( ناحیه باسن ) کوچک ، از پارچه متفاوت با پارچه ساق شلوار دوخته می شود ونیز میان ساق نیز از همان پارچه ای است که در قسمت بالای شلوار از آن استفاده می شود . بلندی شلوار باید به اندازه ای باشد که مچ پا را بپوشاند . شلوارهایی که مورد استفاده زرتشتیان قرار می گیرد اسامی مختلفی دارند که عبارتست از : 1. شلوار تیر 2. شلوار ترمه ( مرکز بافت پارچه ترمه در یزد است ) 3. شلوار کج پوشاک مردان : پوشاک مردان زرتشتی پنج تکه می باشد که عبارتند از : 1. سربند 2. پیراهن زیر 3. پیراهن رویی 4. شلوار 5. کفش 1. سربند : مردان زردشتی مانند زنان خود از سرپوش استفاده می کردند . همان طور که گفته شد به سربند مردان زرتشتی چادر شب گفته می شود وطبق رنگ ونوع بافت هرکدام اسم خاصی رابه خود گرفته که عبارتند از : 1- چادر شب را با نخهای پنبه ای می بافند . چادر شب از رنگ های حنایی ، سفید ، قرمز ، عنابی و مشکی ترکیب شده است . چادر شب به شکل مربعی است که هرکدام از اضلاع ان حدود 20/1 سانتی متر میباشد . دور تادور ان زه دوزی می شود . زه را با نخ ابریشمی تهیه می کنند و رنگ ان اکثرا مشکی است وبه صورت قیطانی در می آورند و دورتادور چادر شب می دوزند . نوع دیگر از چادر شب که در قدیم برای آقا دامادها مورد استفاده قرار می گرفته است چادر شبی بوده است با نخهای پنبه ای کمرنگ وچهار گوشه آن بوسیله نخهای ابریشمی دست دوزی می شده است ودورتادور این گلدوزی با نخ های ابریشمی اشعاری دوخته می شده که مضمون این شعرها "شادباش " بوده است . مردان زرتشتی در زیر چادر شب از کلاهک نیز استفاده می کنند یک نوع آن به عرقچین دارایی سبز معروف است . برروی این عرقچین بوسیله دست نقشهایی از گل و بوته دوخته می شود ولبه عرقچین را سنبله ای به رنگ مشکی وسفید می گذارند . نوع دیگر عرقچین سفید است که مردان اکثرا در هنگام نیایش ودعا برسر می گذارند . 2. پیراهن زیر مردان : از پارچه سفید کتانی با آستین کوتاه وقدکوتاه تهیه می شود .و یقه درجلد نیم گرد است وچاکی دارد . این لباس زیر به سدره معروف است . 3. پیراهن رویی مردان : پیراهنی که در قدیم استفاده می شده پیراهن سفید یکدستی با پارچه کتانی بوده است . یقه پیراهن گرد بوده است وچاکی دروسط یا کنار گردن داشته است که با دکمه بسته می شده است . قد پیراهن تا زانو بوده است ودر دو طرف جیب داشته و شالی به دورکمر بسته می شده است . 4. شلوار مردان زرتشتی : درگذشته مردان زرتشتی از شلوارهایی استفاده می کردند که با مسلمانان تفاوتی نداشت فقط از لحاظ رنگ متفاوت بود ورنگ ان سفید بوده است .
پوشاک زنان کرد کرمانشاه
زنان کرد این منطقه موی سر خود را چون دیگر زنان کرد و بلوچ و ترکمن اغلب به صورت گیسوان ریز و افشان می بافند و گاهی آن را میان گیسوبندی نقره ای می گذارند و گاهی نیز موها را شانه زده در دو طرف صورت پریشان می نمایند. پوشاک زنان کرد عبارتست از:
سربند، زیرپوش، پیراهن، نیم تنه (یل)، قبا، روپوش، شلوار. پاپوش سر زنان کرد کرمانشاهی پرپشت و از چندین دستمال بزرگ (کلاغی) ریشه دار تشکیل شده است. این دستمالها را معمولاً بر دوره کلاهکی که گاه شبیه عرقچین است می پیچند. کلاهک ممکن است چند ترک یا بدون ترک و ساده باشد.
پس از آنکه موی سر را شانه زدند و به دو طرف صورت رها کردند سربند اولی را همانند زنان کرد کردستان بسته و کلاغی های دیگر را، پیرامون یکدیگر می پیچند و دنباله ای نیز از آن بر پشت سر می آویزند. در این سربند کلاغی، آخرین و رویی را چنان ترتیب می دهند که ریشه های آن به وضع زیبایی در جلو و پیرامون سر قرار می گیرد. گاهی نیز زنان جوان و نوعروسان این منطقه از کلاهک یا عرقچین منجوق دوزی شده استفاده می کنند که وسیله مناسبی برای انباشتن زر و زیور بر آن است.
زیرپوش یا زیرپیراهن بلند قد است و از پارچه چلوار تهیه می گردد. آستین آن ساده و مچ آن با دکمه بسته می شود. یقه گرد آن نیز به وسیله دکمه بسته می شود.
پیراهن بلند گشاد، یکی از پوشاک متداول زنان باخترانی است که آن را از پارچه های گلدار تهیه می کنند. یقه پیراهن از جلو تا زیر سینه باز است. شکل یقه سه گوش است. آستین پیراهن ساده و گاهی هم سر آستین به آن می دهند که با دکمه باز و بسته می شود. برخی از زنان که از تمکن مالی خوبی برخوردارند پیراهن خود را از پارچه های مخمل به رنگ الوان تهیه می کنند.
جلیقه یک پوشاک سنتی و مجلل و مورد علاقه زنان کرد است. زیرا علاوه بر
رنگ، برش و وضع تزیین خاص خود به زنان کرد امکان استفاده از زیورهای گوناگون را می دهد. این تن پوش بی آستین و قد آن کوتاه و تا کمر می رسد. جنس آن پیوسته و از مخملهای الوان است. این پوشاک دارای آستر و یقه آن سه گوش و گاهی برگردان است. در کناره های جلیقه از بالای یقه تا گوشه ها و پهلوها به پهنای سه انگشت یراق دوزی و نواردوزی می شود و بر روی این آرایش سکه های فراوان نیز نصب می کنند.
یل یا نیم تنه مانند جلیقه کوتاه است. آستین آن به مچ می رسد و گاهی سنبوسه نیز در آن به کار می رود. سراسر کناره های یل دارای نوارهای الوان و یراق است، پارچه آن همیشه از مخمل مرغوب می باشد. البته در طبقات اجتماعی این وضع تفاوتهایی دارد.
قبای زنان کرد، در این منطقه نیز بلند است. رویه آن از مخمل الوان و آستر آن گلدار است. قسمت جلو تا زیر سینه از هم باز است و در روی سینه لبه های آن به هم می رسد و در این لبه ها سکه دوزی می شود.
روپوش زنان چادری است از پارچه ابریشمی مشکی به درازای دو متر و عرض کمتر که معمولاً آن را به درازا بر پشت می افکنند و دو گوشه بالایی آن را به جلو آورده و در پیش روی سینه گره می زنند.
شلوار زن کرد همان شلوار معمول در جوامع کردان دیگر مناطق است. با لیفه و دو ساق بلند تا مچ پا و میان ساق چهار گوشه و پهن و دمپایی جمع به وسیله بند بر دور مچ پا.
زنان کرد در این سامان با توجه به اینکه تمایل زیادی به کفشهای شهری پیدا کرده و هر نوعی که بخواهند به دلخواه تهیه می کنند اما پاپوش سنتی آنان همان کفش دستباف رنگین است که به گیوه کرمانشاه معروف است.
متاسفانه عکسی پیدا نکردم!
اینم بقیش!
کردها طی قرون متمادی با لباس محلی خود پیوند عاطفی، عقیدتی و سنتی شدیدی برقرارکردهاند و علاقه زیادی به حفظ و نگهداری لباس سنتی خود که نشانگر هویت فرهنگی آنهاست دارند . حتی در ابتدای حکومت پهلوی، هنگام زمامداری رضاشاه که مقرر شد تمام مردم ایران لباس واحدی بپوشند، کردان در مقابل این دستور مقاومت نشان داده،لباس خود را تغییر ندادند . یکی از اشتباهات بزرگ رضا شاه منع پوشش های محلی و اصیل ایرانی بود .
البته در شهرهای بزرگ مانند سنندج و کرمانشاه برخی از جوانان، لباس محلی را فقط در مراسم و جشنهای خاص میپوشند و علاقهای به استفاده از آن بطورمعمول ندارند به همین دلیل در سنندج کمتر کسی دیده میشود که با لباس محلی درخیابان ظاهر شود، اما در سایر شهرها مانند سقز بانه و مریوان غالبا تمامی زنان ومردان با لباس محلی در شهر دیده میشوند . لباس و پوشاک کردان از تنوع و غنای فوقالعادهای برخوردار است که در زینتها و رنگهای لباس به چشم میخورد. لباس کردی هرگز یک رنگ و تیرهگون نیست بلکه همیشه با ترکیب رنگهای مختلف،
چشمها را به طرزمطبوعی خیره میکند و انسان به این باور میرسد که طبیعت و محیط پیرامون، مرغزارهای سرسبز، گلهای رنگارنگ ، سپیدی برفها، آسمان صاف و آبی، سیلابهای خروشان در این تنوع رنگ تاثیر مهمی داشتهاند . لباس زنها نیز از پیراهن بلندی تا روی پنجه پا که گاهی با پولکهای الوان تزیین شده و روی آن یک نیمه تنه به اسم " سوخمه " از پارچه زری یامخمل پوشیده و بالای سوخمه گاهی لباسی به اسم " کوا "که از پشت تا پایین پنجه پاکشیده شده و روی آن را گاهی نیمه تنه به نام< سلته > میپوشند، تشکیل میشود . پوشیدن هر یک از این لباسها بستگی به سلیقه زنان دارد، شلوار آنها گشاد و از جنس حریر است، پارچهای توری به عنوان روسری و پارچه دیگر به اسم " شتونیه" یا "شال"به طول سه متر که روی ناحیه کمر بسته میشود جز لباس زنان کرد است.زنان و دختران منطقه اورامانات گیسوان خود را به شکل رشتههای باریک میبافند و بر گیسوان بافته خود کلاه سکه دوزی شده میگذارند . لباس مردان کرد ساکن فلات ایران تنگ وچسب بدن، با چینهای باز، شلوارچسبان و پوتین سافه بلند است، در کوههای کردستان جنوبی، مردان لباس گشاد تری میپوشند که با نیاز بالا رفتن ( صعود ) سازگارتر است . شلوارآن گشاد و کت کوتاه و از جنس نمد سفید است، یک دستار سفید و آبی با تصویر " چشم پرنده " نیز به دور سر میپیچیند و از کمر بند رنگارنگ نیزاستفاده میکنند،همچنین لباس مردانه کردی تابع مقتضیات محیط و شیوه زندگی است و در عین حال گاهی درآن تنوعهای بسیار جالبی هم دیده میشودبرخی از لباس مردان تیره رنگ است که ازکت بدون یقه، شلوار ، دهانه تنگ دستاری بر سر و شالی بر کمر تشکیل شده است ولی عموما به شاد زیستی و رنگهای روشن که همانا سنت زرتشت است باور دارند .پیراهنهای بدون یقه و سفید میپوشند که در انتهای آستین، زباله مثلثی شکلی قرار دارد که درحالت عادی به دور مچ یا بازو پیچیده میشود و آن را" لفکه سوزنی" مینامند . در صورتی که پیراهن بدون لفکه باشد، اغلب هنگام کار مچها را با پارچه نوارمانندی میبندند، اغلب مردان از دستار و شال تیره رنگ مخصوصی به نام "رشتی" استفاده میکنند، زینت مردان بیشتر ساعت جیبی با زنجیرآویزان در جلو سینه و گاهی ساعت مچ یاست . با توجه به زمستانهای
سرد منطقه، اغلب از پالتو استفاده میشود، اما قشرهای غیرمرفه نمد ضخیمی به نام " پستک " میپوشند و چوپانان برای جلوگیری از سرما وحفاظت از سرما وباران ، قبای نمدی دراز و بدون آستین دارند که دو زبانه
کوچک به عنوان آستینهای کاذب در امتداد شانههای آن قرار دارد.
قبلا هم در مورد کرد خراسان شمالی مطلب گذاشتم ولی این عکس!
54982
54983
قابل توجه همدانیا...........!;)
كلاه ـ بيشتر زنان موهاي خود را مي بافند و كلاه مخملي تركدار بيلبه اي به سر مي گذارند. برخي از زنان گيسوان بافته خود را روي اين كلاه مخملي گره مي زنند و برخي ديگر پس از شانه زدن، آنها را در دو سوي چهره، آزاد، رها مي كنند. اين كلاه را در «كرند» و «قصر شيرين» و «گوران» (كلاو) و در شاه آباد غرب (كُلو) و در «سومار» و «هليان» (كِلو) مينامند.
سربند ـ دستمالي ابريشمي و چهارگوش مشكي و آنرا پيش از بستن به سر به شكل لچك درميآورند. آنگاه ميانش را روي پيشاني مي گذارند و دو سرش را به پشت سر مي برند، و چپ و راست مي كنند و باز برميگردانند و بر روي پيشاني گره ميزنند. سربند در «گوران» و «كرند» (سرون) و در «سرپل زهاب» «سرووين» ناميده ميشود.
روسري ـ دستمال رنگين و ريشه دار بزرگيست كه روي «سرون» به دور سر، از راست به چپ پيچيده ميشود، ريشههاي آن پس از بسته شده بر دور سر مي افتد. روسري را (گل وني) مينامند.
دستمال سر ـ در برخي از دهات، زنان به جاي «گل وني» دستمالي به دور سر مي بندند كه آن را در «كرند» (مشكي) و در «قصر شيرين» و در «سومار» (بُيَمَ)و در «سر پل زهاب» (دستمال سر) مي نامند.
زير پيراهن يا زير پوش ـ زير پوش بيشتر از چلوار دوخته ميشود. دوخت آن ساده و دامنش بلند است به طوري كه لبه پايين آن به روي پا ماليده مي شود. آستينهايش از سرشانه تا زير آرنج، گشاد و ساده و اززير آرنج تا مچ، تنگ و پر چين است و مچس با تكمه بسته مي شود. اين جامه را در «سر پل زهاب» (ژِرْكِراسْ) و در «كرند» و «گوران» (ژيرشوي) مي نامند
پيراهن ـ بيشتر از پارچه زمينه گلي گل بوته دار درشت دوخته ميشود. بالاتنه آن ساده است و چاكي در پيش سينه دارد كه از زير گلو تا زير پستان باز و با سه تكمه بسته مي شود. آستين آن بلند و مچ دار است و با تكمه به هم مي آيد. دامنش نيز بلند و پر چين است كه هنگام راه رفتن از هم باز مي شود و جلوه هاي زيبا به خود مي گيرد. پيراهن را در «شاه آباد غرب» (شِو) و در «گوران» و «سومار» (شوي) و در سر پل زهاب و قصر شيرين (كُرواس) و هليلان (كِراس) مينامند.
شلوار ـ بيشتر از پارچه اي رنگين بوته دشت دوخته مي شود و ليفهاي موجدار است و به جاي بند كش مي كشند و به سر مچ پايش تكمه مي دوزند. شلوار را «شُوال جافي» مينامند.
نيم شلوار يا تنكه ـ پارهاي از زنان در زير شلوار خود ، شلواري ليفهاي كوتاهي مي پوشند كه از پارچه هاي ساده دوخته مي شود. اين زير شلوار را در «كرند» (تَنْك) در سر پل زهاب (ژِرْشُوال) و در شاه آباد غرب (تُنِكْ) و در هليلان (شَوالْ كُلْ) مينامند.
جليقه ـ جليقه را از مخمل ساده و رنگهاي گوناگون مي دوزند و بر روي پيراهن مي پوشند. دهنه جيب و لبه هاي چاك و جلو و پايين جليقه يراق دوزي است. جليقه را در «كرند» و «گوران» و «شاه آباد غرب» (سُخْمَ) و در هليلان (جِلِزْقَ) مي نامند.
نيم تنه ـ برخي از زنان در زمستان روي پيراهن يا جليقه نيم تنه آستين داري مي پوشند. اين نيم تنه از مخمل سياه يا صورت رنگ است. جلوي نيم تنه مانند جليقه باز و سر آستين و دهنه جيب و لبه هاي چاك جلو و پايين آن يراق دوزي است. نيم تنه را در«كرند» و «سرپل زهاب» و «گوران» و «سومار» (سَلْتَ) و در هليلان (يَل) مي نامند.
قبا ـ روي جليقه قباي تمام آستر بلندي مي پوشند كه رويه آن از مخمل يا فاستوني، و آسترش از چيت ساده يا گلدار است. دوخت آن مانند قباي مردانه است و برخي به دور يقهاش يراق يا سكه هاي قديمي مي دوزند اين قبا را در «قصر شيرين» و «سر پل زهاب» و «هليلان» (كُتِرْ) و در «شاه آباد غرب» (قِوا) مي نامند.
پالتوـ برخي از زنان در زمستان، روي قبا و در تابستان روي پيراهن پالتوئي از مخمل سياه مي پوشند كه دوختش درست مانند قباي مردانه است و آن را در «شاه آباد غرب» و «گوران» «زبون» و در «سر پل زهاب» «كوا»«كرند» «كمر چين»و «قصر شيرين» «زوون» مينامند.
روپوش ـ روپوش، پارچه ي سياه ابريشمي يك تكه اي است به درازاي دو متر و پهناي يك متر و نيم. اين پارچه را زنان هنگام بيرون رفتن از خانه بر دوش مي اندازد و دو سر آنرا در زير گلو گره مي زند، و آن را (ماشْتَ) مي نامند.
جوراب ـ پوشيدن جوراب در ميان زنان قصر شيرين و شاه آباد غرب و آباديهاي ديگر اين سرزمين همگاني نيست، و بيشتر زنان ثروتمند و سر شناس به پا ميكنند . جوراب را به گويش خود «جورُ» مي نامند.
كفش ـ كفشهاي زنان قصر شيرين و شاه آباد غرب مانند كفش هاي شهري است. و «كُشْ» مينامند.
«پوشاك مردان»
عرقچين ـ مردان شاه آباد غرب و قصر شيرين و دهات پيرامون آن، عرقچين ساده يا رنگيني به سر ميگذارند كه از دست بافتهاي زنان خودشان است.
سر بند ـ دستمال ابريشمي ريشه داري است به رنگهاي سياه و سفيد كه در تهران آن را «كلاغي» مي نامند. شيوه بستن آن بدينگونه است:
نخست دستمال را به شكل نوار پهني در مي آورند و يك سر آن را با دست نگاه مي دارند و دنباله ي آن را به دور سر چند بار مي پيچند. بطوري كه پس از پيچيدن، يك سر آن در سوي راست يا چپ صورت آزاد بيفتد و سر ديگرش در لابلاي دستمال پنهان شود . برخي از جوانان براي بستن سر، از دو دستمال سياه و سفيد كه بهم گره زده شده است استفاده مي كنند. دستمال سر را «سَرْوَنْ» مي نامند.
زير پيراهن ـ زير پيراهن مردان همان عرق گير شهريست كه از بازار خريداري ميشود و خود در آن دستي نمي برند. زير پيراهن در قصر شيرين (ژِر كُرواسي) و در «هليلان» (ژِر كِراس) و در «شاه آباد غرب» «ژر شوي» ناميده ميشود.
پيراهن ـ پيراهن مردانه را از متقال يا چلوار ساده و بلند و آستين دار و بي يقه مي دوزند و دو پهلوي پايين آن را چاك مي دهند. يقه و چاك پيش سينه پيراهن معمولاً با سه تكمه بسته مي شود. برخي مردان نيز پيراهن شهري مي خرند و مي پوشند پيراهن مردانه را در «قصر شيرين» (كرواس) و در «شاه آباد غرب» (شو) و در «گوران» و «سومار» (شوي) مي نامند.
جليقه ـ از پارچه ساده و ستبر دوخته مي شود و مانند جليقه هاي مردانه شهري است و (سخم) ناميده مي شود.
قبا ـ مردان روي پيراهن يا جليقه قبايي از پارچه هاي ستبر و تيره رنگ مي پوشند كه «سلت» ناميده ميشود.
نيم تنه ـ نيم تنه مردانه از پارچههاي ستبر تيره رنگ و ساده و بييقه و بيتكمه دوخته و «زبون» ناميده ميشود.
شال كمر ـ مردان به كمر خود روي «سلت» شال ابريشمي رنگين گل و بوته داري مي بندند كه درازاي آن به چهار يا پنج متر مي رسد. اين شال طوري بسته ميشود كه از بستن آن بر روي شكم چند گل يا نيم گره پيدا مي شود. شال كمر را «شال پشت» مي نامند.
مچ پيچ ـ پارچهاي است از كتان يا ابريشم سفيد كه آنرا به شكل يك قيف مي دوزند به طوري كه يك دهانهاش تنگ و با اندازه مچ دست و دهانه ديگرش گشاد و گوشه دار و آويزان باشد. مچ پيچ را روي «سلت» يا «زبون» يا «سخم» در دست مي كنند و گوشه دهانه گشاد آن را كه دراز و آويزان است از زير آرنج تا نزديك مچ به دور دست مي پيچند. مچ پيچ را «فقيان» مي نامند.
شلوار ـ از دبيت يا پارچه ابريشمي مشكي و سفيد است. دوخت آن ساده است ولي ليفه دارد و از كمرگاه تا مچ پا گشاد و فراخ و مچ پاي آن تنگ و چسبان است و آن را «شلوار جافي» مي نامند.
لباس محلی زنان شهر رامیان
در رنگین کمان هنر دست زنان رامیانی رنگ سرخ غالب است رنگی که در آن موجی از نشاط و شادابی و تحرک و آرزوهای بسیار و پاک به چشم میخورد پس باید...
لباس با توجه به خصوصیات و و یژگیهایی که دارد یکی از نمونههای عینی و مجسم فرهنگ هر جامعه است ، به عبارت دیگر همواره بخشی از فرهنگ هر جامعه در لباسهای آن قوم و ملت نهفته است که نشانه ای از پایبندی، علاقه و اعتقاد آنان به آداب و رسوم و هویت فرهنگی شان میباشد.
دستان هنرمند زنان رامیانی سال هاست که با بهره گیری از رنگهای طبیعت در کمال یک رنگی، رنگین کمانی از لطافت و زیبایی به نمایش میگذارند. در رنگین کمان هنر دست زنان رامیانی رنگ سرخ غالب است رنگی که در آن موجی از نشاط و شادابی و تحرک و آرزوهای بسیار و پاک به چشم میخورد پس باید بر این دستان هنرمند بوسه مهر زد و رستاخیز هنرشان را تحسین نمود زنان اصیل قزلباش رامیانی از زمان های دور لباس مزین به سکه و یراق از جنس ابریشم سرخ به تن میکنند که هنر دست توانایشان است و ثمره تلاش و همت شان.
کوینک: زنان پیراهن قرمز رنگ از جنس ابریشم دست باف میپوشند دور مچ ، یقه و چاک پیراهن را با الیاف ابریشم الوان نوار دوزی میکنند و به این نوارهای رنگین دستباف جهک میگویند ، جهک هم ، چون پارچه ابریشم در کارگاهی به نام چالا بافته میشود یقه ی پیراهن گرد ، آستین ها بلند و با جهک تزیین شده و انتهای پیراهن با رنگ سبز ریشه دوزی می شود .
کلته: دختران تا قبل از ازدواج کلاهی به نام کلته بر سر میگذارند که تمام سطح آن با الیاف الوان ابریشمی دست دوزی شده است قسمت جلویی آن سکه دوزی و با جهک نوار دوزی میشود این کلاه همراه با روسروی ابریشمی قرمز رنگ استفاده میشود زمانی که خواستند پیوند زناشویی ببندند کلته را برداشته و سربندی از جنس ابریشم با زمینه قرمز ساده با حاشیهای به رنگ سفید، بنفش، سبز و سرخ به نام ( باش کالاخه ) به صورت نیم تاجی بر سر میکنند که نشانه و سمبل ازدواج است .
یاقلق: دستمال ابریشمی پر نقش و نگاری با دنباله چین دار و بلند بر سر میگذارند و آن را دور گردن میپیچند که معادل فارسی آن روسری است .
قمبلی: دامنی پرچین از جنس ابریشم اغلب به رنگ قرمز آستر دار که ده سانت انتهای دامن جهک دوزی میشود این شلیته زیبای ابریشمی با نوار دست بافی در کنار جمع میشود.
چارشو: چادر شبی است قرمز از جنس ابریشم با طرح چهارخانه که زنان رامیانی به دور کمر میپیچند.
قوپا: جواهری دست ساز از منجوقهای رنگین، برگرفته از طرحهای طبیعت زیبا که همچون الماسی بر گوشه نومال زنان خود نمایی میکند.
یاخالق: پیش جامه ای است برای تزیین روی پیراهن که به گردن آویخته میشود از چهار ردیف جهک تشکیل شده، ما بین آنها سکه دوزی میشود در گذشته از سکههای نقره در یاخالق استفاده میشود.
قویماق: نوعی گردنبند که برای تزیین روی پیش جامه توسط زنان با منجوقها و مهره های رنگین بافته شده، سی سکه با نخ دولا در انتهای قویماق استفاده میشود.
لباسهای محلی
اگر چه اکنون فقط هنرمندان محلی و پیران منطـقه لباسهای محلی را میپوشند اما این لباس ریشه بسیار کهنی دارد و هریک از اقسام آن فلسفه و تعریف خاص خود را دارد. لباسهای محلی منطقه عبارتند از پیراهن ۴۰ تریزه و شلوار سفید، جلیقه سیاه، پی تاوه، کلاه و مندیل(۱۵)(دستار)، کفشهای مخصوص و دستمال ابریشمی که جداگانه هریک از آنها را مورد بررسی قرار میدهیم؛
۱) پیراهن و شلوار سفید که در قدیم دو نوع بوده. در گذشته ۲ قشر از مردم به نامهای خوانین و کشاورزان زندگی میکردهاند که به فراخور حال هر یک لباس مخصوص خود را داشتهاند. لباس خانها به بَرچاک(۱۶) معروف بوده. بدین معنی که از دو سمت راست و چپ دامن برش خورده و به دو تکه جلویی و عقبی تقسیم میشود که اکنون به لباس پاکستانی یا افغانی در بازار عرضه میشود و لباس کشاورزان همین لباس ۴۰ تریزه بوده است. این پیراهن از برشهای متعددی که تریزه(۱۷)(تکه) نام دارد دوخته میشده است. ویژگی بارز این لباس دامن چین دار آن است که در زمان برزیگری محصول را در آن جمعآوری میکردند. این در حالی است که در دامن برخی از این لباسها حدود ۴۰ کیلوگرم گندم جا میگرفته است. همچنین دامن ۴۰ تریزه در زمان چرخشهای بازیگران به سان چتری باز میشود.
۲)جلیقه سیاه در برابر لباس سفید نشاندهنده تاریکی در برابر روشنایی و نور است.
۳) پی تابه = پا تابه (که در محل به آن «پی تََوَه»(۱۸) یا «پَتَک»(۱۹) میگویند). بافتههایی است پشمین که بر پا میپیچیدند که هم محافظ پا از یخ زدن در فصل زمستان باشد و هم پا را از گزش و نیش امثال مار و عقرب و آسیب خار و خاشاک محافظت نماید. کلاه و مندیل عبارتند از کلاه قرص و دستاری که بر سر میبندند. این دو نیز محافظ سر و صورتند. کلاه معمولاً از الیاف سیمی مرغوب و با آستری مخمل ساخته میشده است. مندیل نیز در گذشته از جنس کرباس بوده ولی اکنون مرغوبترین آن از **** به نام فاج (۲۰)است.
۴)چارق یا چقه کفشهای مخصوصی هستند که در قدیم استفاده میشدند. چارق پا افزاری چرمی در دو نوع «رُوّی»(۲۱) و «اُوّی»(۲۲) بوده که اولی در مواقع پیاده روی و راه پیمایی و دومی در مواقع آبیاری کشت یا به اصطلاح محلی «اوگیری»(۲۳) مورد استفاده قرار میگرفتهاند. چقه که تلفظ درست آن «چُقِّی»(۲۴)است، عبارت بوده از کفی یِ تخت و نسبتاً پهنی با رویهای کلاً چرم که کفی و تخت در اصطلاح به صورت «گُوّمیشی»(۲۵) به هم دوخته میشده است.
۵) دستمال ابریشمین: اگرچه غالب بازیگران آن را به گوشه راست لباسشان میآویزند ولی چنین بر میآید که دستمال در لباس قدیم جایگاهی نداشته و در آن زمان سارُق(۲۶) یا روسری (چارقَد)(۲۷) سفید و مندیل مانندی بوده که آنرا به کمر میبستند.این سارُق یا چارقَد استفادههای متعددی داشته است. مثلا در موقع رفتن سر زمین در آن نان و آذوقه روز را میبستند و با خود میبردند. همچنین چون در موقع کار عرق میکردند و بعد از فراغت از کار ممکن بود سرما خورده و کلیه درد و کمر درد بگیرند، لذا از سارُق به عنوان وسیلهای برای گرم نگه داشتن بدن استفاده میکردند.
farbod.f.r
11-08-07, 21:12
قابل توجه همدانیا...........!;)
كلاه ـ بيشتر زنان موهاي خود را مي بافند و كلاه مخملي تركدار بيلبه اي به سر مي گذارند. برخي از زنان گيسوان بافته خود را روي اين كلاه مخملي گره مي زنند و برخي ديگر پس از شانه زدن، آنها را در دو سوي چهره، آزاد، رها مي كنند. اين كلاه را در «كرند» و «قصر شيرين» و «گوران» (كلاو) و در شاه آباد غرب (كُلو) و در «سومار» و «هليان» (كِلو) مينامند.
سربند ـ دستمالي ابريشمي و چهارگوش مشكي و آنرا پيش از بستن به سر به شكل لچك درميآورند. آنگاه ميانش را روي پيشاني مي گذارند و دو سرش را به پشت سر مي برند، و چپ و راست مي كنند و باز برميگردانند و بر روي پيشاني گره ميزنند. سربند در «گوران» و «كرند» (سرون) و در «سرپل زهاب» «سرووين» ناميده ميشود.
روسري ـ دستمال رنگين و ريشه دار بزرگيست كه روي «سرون» به دور سر، از راست به چپ پيچيده ميشود، ريشههاي آن پس از بسته شده بر دور سر مي افتد. روسري را (گل وني) مينامند.
دستمال سر ـ در برخي از دهات، زنان به جاي «گل وني» دستمالي به دور سر مي بندند كه آن را در «كرند» (مشكي) و در «قصر شيرين» و در «سومار» (بُيَمَ)و در «سر پل زهاب» (دستمال سر) مي نامند.
زير پيراهن يا زير پوش ـ زير پوش بيشتر از چلوار دوخته ميشود. دوخت آن ساده و دامنش بلند است به طوري كه لبه پايين آن به روي پا ماليده مي شود. آستينهايش از سرشانه تا زير آرنج، گشاد و ساده و اززير آرنج تا مچ، تنگ و پر چين است و مچس با تكمه بسته مي شود. اين جامه را در «سر پل زهاب» (ژِرْكِراسْ) و در «كرند» و «گوران» (ژيرشوي) مي نامند
پيراهن ـ بيشتر از پارچه زمينه گلي گل بوته دار درشت دوخته ميشود. بالاتنه آن ساده است و چاكي در پيش سينه دارد كه از زير گلو تا زير پستان باز و با سه تكمه بسته مي شود. آستين آن بلند و مچ دار است و با تكمه به هم مي آيد. دامنش نيز بلند و پر چين است كه هنگام راه رفتن از هم باز مي شود و جلوه هاي زيبا به خود مي گيرد. پيراهن را در «شاه آباد غرب» (شِو) و در «گوران» و «سومار» (شوي) و در سر پل زهاب و قصر شيرين (كُرواس) و هليلان (كِراس) مينامند.
شلوار ـ بيشتر از پارچه اي رنگين بوته دشت دوخته مي شود و ليفهاي موجدار است و به جاي بند كش مي كشند و به سر مچ پايش تكمه مي دوزند. شلوار را «شُوال جافي» مينامند.
نيم شلوار يا تنكه ـ پارهاي از زنان در زير شلوار خود ، شلواري ليفهاي كوتاهي مي پوشند كه از پارچه هاي ساده دوخته مي شود. اين زير شلوار را در «كرند» (تَنْك) در سر پل زهاب (ژِرْشُوال) و در شاه آباد غرب (تُنِكْ) و در هليلان (شَوالْ كُلْ) مينامند.
جليقه ـ جليقه را از مخمل ساده و رنگهاي گوناگون مي دوزند و بر روي پيراهن مي پوشند. دهنه جيب و لبه هاي چاك و جلو و پايين جليقه يراق دوزي است. جليقه را در «كرند» و «گوران» و «شاه آباد غرب» (سُخْمَ) و در هليلان (جِلِزْقَ) مي نامند.
نيم تنه ـ برخي از زنان در زمستان روي پيراهن يا جليقه نيم تنه آستين داري مي پوشند. اين نيم تنه از مخمل سياه يا صورت رنگ است. جلوي نيم تنه مانند جليقه باز و سر آستين و دهنه جيب و لبه هاي چاك جلو و پايين آن يراق دوزي است. نيم تنه را در«كرند» و «سرپل زهاب» و «گوران» و «سومار» (سَلْتَ) و در هليلان (يَل) مي نامند.
قبا ـ روي جليقه قباي تمام آستر بلندي مي پوشند كه رويه آن از مخمل يا فاستوني، و آسترش از چيت ساده يا گلدار است. دوخت آن مانند قباي مردانه است و برخي به دور يقهاش يراق يا سكه هاي قديمي مي دوزند اين قبا را در «قصر شيرين» و «سر پل زهاب» و «هليلان» (كُتِرْ) و در «شاه آباد غرب» (قِوا) مي نامند.
پالتوـ برخي از زنان در زمستان، روي قبا و در تابستان روي پيراهن پالتوئي از مخمل سياه مي پوشند كه دوختش درست مانند قباي مردانه است و آن را در «شاه آباد غرب» و «گوران» «زبون» و در «سر پل زهاب» «كوا»«كرند» «كمر چين»و «قصر شيرين» «زوون» مينامند.
روپوش ـ روپوش، پارچه ي سياه ابريشمي يك تكه اي است به درازاي دو متر و پهناي يك متر و نيم. اين پارچه را زنان هنگام بيرون رفتن از خانه بر دوش مي اندازد و دو سر آنرا در زير گلو گره مي زند، و آن را (ماشْتَ) مي نامند.
جوراب ـ پوشيدن جوراب در ميان زنان قصر شيرين و شاه آباد غرب و آباديهاي ديگر اين سرزمين همگاني نيست، و بيشتر زنان ثروتمند و سر شناس به پا ميكنند . جوراب را به گويش خود «جورُ» مي نامند.
كفش ـ كفشهاي زنان قصر شيرين و شاه آباد غرب مانند كفش هاي شهري است. و «كُشْ» مينامند.
«پوشاك مردان»
عرقچين ـ مردان شاه آباد غرب و قصر شيرين و دهات پيرامون آن، عرقچين ساده يا رنگيني به سر ميگذارند كه از دست بافتهاي زنان خودشان است.
سر بند ـ دستمال ابريشمي ريشه داري است به رنگهاي سياه و سفيد كه در تهران آن را «كلاغي» مي نامند. شيوه بستن آن بدينگونه است:
نخست دستمال را به شكل نوار پهني در مي آورند و يك سر آن را با دست نگاه مي دارند و دنباله ي آن را به دور سر چند بار مي پيچند. بطوري كه پس از پيچيدن، يك سر آن در سوي راست يا چپ صورت آزاد بيفتد و سر ديگرش در لابلاي دستمال پنهان شود . برخي از جوانان براي بستن سر، از دو دستمال سياه و سفيد كه بهم گره زده شده است استفاده مي كنند. دستمال سر را «سَرْوَنْ» مي نامند.
زير پيراهن ـ زير پيراهن مردان همان عرق گير شهريست كه از بازار خريداري ميشود و خود در آن دستي نمي برند. زير پيراهن در قصر شيرين (ژِر كُرواسي) و در «هليلان» (ژِر كِراس) و در «شاه آباد غرب» «ژر شوي» ناميده ميشود.
پيراهن ـ پيراهن مردانه را از متقال يا چلوار ساده و بلند و آستين دار و بي يقه مي دوزند و دو پهلوي پايين آن را چاك مي دهند. يقه و چاك پيش سينه پيراهن معمولاً با سه تكمه بسته مي شود. برخي مردان نيز پيراهن شهري مي خرند و مي پوشند پيراهن مردانه را در «قصر شيرين» (كرواس) و در «شاه آباد غرب» (شو) و در «گوران» و «سومار» (شوي) مي نامند.
جليقه ـ از پارچه ساده و ستبر دوخته مي شود و مانند جليقه هاي مردانه شهري است و (سخم) ناميده مي شود.
قبا ـ مردان روي پيراهن يا جليقه قبايي از پارچه هاي ستبر و تيره رنگ مي پوشند كه «سلت» ناميده ميشود.
نيم تنه ـ نيم تنه مردانه از پارچههاي ستبر تيره رنگ و ساده و بييقه و بيتكمه دوخته و «زبون» ناميده ميشود.
شال كمر ـ مردان به كمر خود روي «سلت» شال ابريشمي رنگين گل و بوته داري مي بندند كه درازاي آن به چهار يا پنج متر مي رسد. اين شال طوري بسته ميشود كه از بستن آن بر روي شكم چند گل يا نيم گره پيدا مي شود. شال كمر را «شال پشت» مي نامند.
مچ پيچ ـ پارچهاي است از كتان يا ابريشم سفيد كه آنرا به شكل يك قيف مي دوزند به طوري كه يك دهانهاش تنگ و با اندازه مچ دست و دهانه ديگرش گشاد و گوشه دار و آويزان باشد. مچ پيچ را روي «سلت» يا «زبون» يا «سخم» در دست مي كنند و گوشه دهانه گشاد آن را كه دراز و آويزان است از زير آرنج تا نزديك مچ به دور دست مي پيچند. مچ پيچ را «فقيان» مي نامند.
شلوار ـ از دبيت يا پارچه ابريشمي مشكي و سفيد است. دوخت آن ساده است ولي ليفه دارد و از كمرگاه تا مچ پا گشاد و فراخ و مچ پاي آن تنگ و چسبان است و آن را «شلوار جافي» مي نامند.
اطلاعاتتون خیلی دقیق و حرف نداره...
اطلاعاتتون خیلی دقیق و حرف نداره...
لطفا برای تشکر و جملات اینچنینی از سیستم اعتبار استفاده کنید اون ستاره ی زرد رنگ زیر آواتار
. لباسهای بچگانه
اولین لباس نوزاد سیسمونی بود که معمولاً چند ماه قبل از تولد نوزاد مادر و خانوادۀ مادری آن را آماده می کردند. لباس های نوزاد از جنس تترون، چلوار و چیت و به رنگ سفید دوخته می شد. ارمنیان نیز مانند دیگر اقوام نوزادان خود را قنداق می کردند و بر سرشان روسری می بستند. مرسوم بود برای تزیین و دوری از چشم و نظر برروی لباس نوزادان مهره هایی رنگی به نام جاوُل[9] وصل می کردند. پس از به راه افتادن کودکان نیز دو نوع لباس برای آنها تهیه می شد: چین-چین[10] و آراج چین- چین[11] با شلواری گشاد. بر سرکودکان هم عرق چین هایی ظریف مناسب با جنسیت و سن آنها همراه با سوزن دوزی و زری دوزی های زیبا می گذاشتند.در مجموع انواع پوشاک کودکان عبارت بود از:
چینچین: چین چین لباسی بود آستین دار، یقه گرد، بدون برگردان و دارای چاکی در قسمت جلو که با دکمه یا بندینک بسته می شد. چین چین دارای برشی در قسمت کمر بود که بالاتنه را با چین های ریزی در قسمت پشت به پایین تنه وصل می کرد.
آراج چینچین: آراج چین چین لباسی بود بدون آستین، یقه گرد و پشت باز که با دکمه در پشت بسته می شد و در قسمت جلو در ناحیۀ کمر دارای چین ظریفی بود. این لباس به صورت پیش بند برروی چین چین پوشیده می شد.
عرقچین: عرق چین کلاهی بود که هم کودکان و نوجوانان دختر و هم کودکان و نوجوانان پسر از آن استفاده می کردند. این کلاه پارچه ای بود گرد، ساده، سبک به ارتفاع چهار الی پنج سانتی متر با انواع تزیینات و رودوزی های مرسوم.
جاوُل: جاوُل بستۀ کوچکی بود شامل مهره های رنگی به خصوص آبی (بیشتر برای دوری چشم و نظر)که بر روی لباس نوزادان وصل می شد.
2. لباسهای دخترانه
دختران بین سنین کودکی تا اواخر نوجوانی از چین شابیک [12] یا در اصطلاح پیراهن چین دار با رنگ های شاد و پیش بند استفاده می کردند. دختران هم به مانند زنان برای آرایش مو گیسوان خود را در یک یا دو رشته می بافتند و سپس، کلاه عرق چین سکه دوزی شده ای از جنس مخمل، چیت یا ابریشم بر سر می گذاشتند و بر روی عرق چین هم لاچاک[13] می انداختند. از دیگر زیورآلات آنان دستبندهایی از سکه وگلوبندهایی با مهره های رنگین بود. دختران فریدنی دهان خود را با باشماخ نمی بستند.
چینشابیک: چین شابیک لباسی بود بلند دارای برش در قسمت کمر و پایین تنۀ گشادتر از بالا تنه این لباس در قسمت پشت دامن با چین هایی ریز به بالاتنه وصل می شد و معمولاً چاکی در قسمت پشت داشت که با دکمه یا بندینک باز و بسته می شد.
3. لباسهای نوعروسان
اوج هنر و فرهنگ پوشاک ارمنیان را می توان در لباس نوعروسان تمام مناطق ارمنی نشین دید. عروس ها با انتخاب رنگ های شاد
برای لباس خود با پوشش و آرایش متفاوت سر تفاوتی فاحش با دیگر زنان داشتند.
دختران فریدن هنگام عروسی پس از پوشیدن لباس محلی زنانه که شامل شابیک،[14] مینتان[15] و گُگنوتس[16] بود شروع به تزیین سر می کردند و گاه همراه با تزیینات برسر عروس گلخی کُقر[17] می انداختند. دختران تنها به هنگام ازدواج مجاز به استفاده از تزیینات مخصوص زنان و عروسان بودند. آنها پس از گذاشتن گُود[18] بر روی پیشانی خود تاگاراک[19] و تاخداک[20] می بستند و سپس بر روی آنها روسری ولاچاک های عنابی و قرمز رنگ می انداختند. برروی روسری و پیشانی خود نیز آویز هایی به نام گلدرو [21] و اِرسنُـتس[22] و ترترنیک[23] می آویختند ودهان و بینی خود را با باشماخ می پوشاندند. گاهی اوقات نوعروسان حتی تا یک سال بعد از ازدواج بر روی سر خود تزیینی به نام پونج او جونی[24] نصب می کردند. تازه عروس ها برای تزیین دست ها از انگشتر و تزیین بازوها از دستبندی به نام آبرجان[25] استفاده می کردند. زنان فریدنی انگشتری به نام بتامان[26] مختص انگشت شست داشتند. این انگشتر نقره ای شبیه یک استوانۀ کوچک با تزیینات ظریف فلزکاری بودکه یک طرف آن حالتی تیز به طرف نوک انگشت داشت.
4. لباسهای زنانه
پس از ازدواج زنان لباس معمولی خود را می پوشیدند و در مواردی به جای مینتان از چوچیک[27] استفاده و با بالا رفتن سن کم کم لباس ها ساده تر و تزیینات سینه مثل باد[28] و آشم حذف می شد اما آویز های سر گلدرو - اِرسنُتس و باشماخ همچنان به کار می رفت.
در مجموع انواع پوشاک زنانه عبارت بودند از:
شابیک: پیراهن را در اصطلاح محلی شابیک می گفتند. شابیک تن پوشی بود تا مچ پا، یقه گرد و دارای چاک کوچکی در قسمت جلو که معمولاً با بندینک باز و بسته می شد. آستین آن بلند و سر آستین های آن کلوش بود. بالاتنۀ شابیک تا نصف آستین های آن از پارچۀ گلدار و پایین تنه و بقیۀ آستین تامچ از پارچۀ قرمز عنابی از جنس متقال تهیه می شد. پایین تنۀ شابیک 5/1 برابر بالا تنه بود و با چین های ریز در قسمت کمر به بالاتنه وصل می شد. دوخت این شکل از پیراهن تا اواخر قرن گذشته مرسوم بوده است.
مینتان: مینتان تن پوشی آستردار، جلوباز و یقه هفت بود که با یک دکمه (سکه) در قسمت شکم بسته می شد. مینتان دارای دو جیب در پهلوها، آستینی بلند و چاک بلندی تا آرنج بود که در صورت نیاز با دکمه و بندینک بسته می شد. قد این تن پوش تا زیر زانو بود به طوری که پیراهن از زیر آن معلوم می شد. دوردامن، آستین ها و یقۀ مینتان رادر چندردیف نواردوزی و برای دوخت آن از پارچه های طرح دار رنگی استفاده می کردند.
چوچیک: این تن پوش در ظاهر شبیه مینتان بود با این تفاوت که در پهلو ها دو چاک بلند تا نزدیکی باسن داشت و دو جیب پهلو در درز چاک ها دوخته می شد.
گُـکنوتس: این تن پوش پیش بندی از جنس متقال به رنگ های قرمز عنابی و زرشکی بود که آن را بر روی مینتان می بستند. گُـکنوتس در قسمت فوقانی با بند به پشت گردن بسته می شد و دو بند در زاویه های کناری داشت که آنها را به پشت کمر می بردند و سپس به جلو می آوردند و بر روی شکم گره می زدند. بلندی این تن پوش هم قد شابیک انتخاب می شد. گُـکنوتس در قسمت تحتانی سوزن دوزی و در قسمت سینه سکه دوزی می شد که به این تزیینات باد می گفتند.
کولاجا:[29] کولاجا نوعی پالتوآستردار از جنس پشم، ماهوت یا ترمه بود که آن را در فصل سرما برروی مینتان می پوشیدند. بلندی کولاجا تا زانو بود و در قسمت جلو با سه الی چهار دکمه یا بندینک بسته می شد. دور تا دور مچ دست، یقه و دامن کولاجا دارای تزییناتی مثل یراق دوزی، گلابتون دوزی و نوار دوزی بود.
گودیگ:[30] شال کمر را در اصطلاح محلی گودیک می گویند. زنان روستایی برای حفظ شکل و ظاهر مینتان و محافظت در برابر سرما از شال کمراستفاده می کردند. گودیگ شالی پشمی و ریشه دار به طول چهار پنج سانتی متر و به عرض 25 الی سی سانتی متر بود. برای استفاده از گودیک یک طرف آن را روی شکم می چسپانند و اندکی از ریشه های آن را بیرون می گذاشتند سپس شروع به پیچاندن آن به دور کمر می کردند و قسمت انتهایی شال را با ریشه هایی که از ابتدا از شال بیرون گذاشته بودند گره می زدند و به زیر شال می بردند.
باشماخ یا یامشاخ: باشماخ دستمالی سفید از جنس ململ بود که زنان بعد از ازدواج به صورت سه گوش بر روی چانه و دهان خود می بستند و آن را با بندهایی در پشت گردن محکم می کردند. دراواخر قرن گذشته که استفاده از باشماخ منسوخ شد زنان طبق عادت لبۀ روسری یا لاچاک را بر روی صورت می کشیدند.
گوُت: گوُت یا گود استوانه ای بود از جنس مقوای کلفت یا چوب نازک که روی آن را با پارچه می پوشاندند و کمی بالاتر از فرق سر قرار می دادند. ارتفاع گوُت هشت تا دوازده سانتی متر بود و لاچاک و دیگر تزیینات برروی آن بسته و نصب می شد.
لاچاک: لاچاک روسری بزرگی به ابعاد 5/1 متر و به صورت چهارگوش بود که دختران از چیت گدار و زنان از جنس کُدَری به رنگ زرشکی با دنباله های بلند به سر می کردند. لچک را در گذشته روی گود می بستند و دنباله های آن را به صورت چپ و راست، در بالای سر، پروانه وار گره می زدند. دنباله های آن معمولاً تا پشت زانوی خانم ها ادامه داشت.
گلخیکُقر: تور سر عروس را در اصطلاح محلی گلخی کُقر می گویند.گلخی کُقر پارچۀ ترمۀ چهار گوشی دارای ریش های تزیینی در چهار طرف بودکه آن را هنگام عروسی به صورت سه گوش بر سر عروس می انداختند.
5.لباس های سالمندان
زنان سالمند لباس هایی ساده با رنگ های تیره می پوشیدند. در این سنین برای پوشش سر از لاچاک بدون هیچ تزیینی استفاده می کردند و تاکیدی هم در مورد بستن دهان خود نداشتند.
تزیینات سر و سینۀ زنان
انواع تزیینات سر و سینۀ زنان ارمنی عبارت بود از:
پونج اوجونی: این زینت از جمله آلات تزیین سر عروسان فریدن و شامل رشته های منجوق، سکه و پارچه های رنگی به شکل مربع و لوزی است که به هم وصل می شود و لاچاک یا گلخی کُقر عروس را کاملاً می پوشاند.
ترترنیک: ترترنیک بندی تزیینی شامل سکه و آویز های نقره ای، لوزی یا ماهی شکل است که زنان آن را برروی گود بالایی پیشانی می بستند و در دو طرف صورت محکم می کردند.
آشم: آشم گلوبندی بود شامل چند ردیف سکه و زنجیر از جنس نقره به شکل مثلث نسبتاً بزرگ که قسمت سینه و گردن زنان را تزیین می کرد. آشم را طلا کاران و فلز کاران فریدنی در اندازه ها و ابعاد مختلف درست می کردند.
گلدرو و اِرسنُـتس: این دو زیور شامل رشته منجوق هایی درشت و دو عدد پلاک مستطیل شکل از جنس نقره بودکه این دو پلاک در دو طرف صورت در قسمت شقیقه ها به لاچاک وصل و زنجیر هم از زیر چانه رد می شد.
تاگاراک: تاگاراک نوعی تزیین روی سر و پیشانی شامل آویز هایی از جنس نقره بود که بر روی گود وصل می شد.
تاخداز: تاخداز پارچه ای بلند و نواری شکل بود که روی آن سکه دوزی می شد و آن را برروی پیشانی می بستند.
باد: باد بندی تزیینی شامل سکه و زنجیر از جنس نقره بود که در قسمت فوقانی پیش بند به صورت مستطیل دوخته می شد و بیشتر زنان از آن استفاده می کردند.
پوشاک مردان فریدن
پوشاک مردان ارمنی از بدو ورود به ایران تغییراتی پی در پی داشته اما تغییر ناگهانی لباس ها در زمان حکومت رضا شاه پهلوی در واقع نطقۀ اوج این تغییرات به شمار می رود به گونه ای که در هیچ یک از ادوار تاریخی دیگر هرگز چنین تغییرات تند و پرشتابی روی نداده است. به همین دلیل رضا شاه را می توان اولین پیشتاز تغییر لباس مردم ایران دانست که عمدۀ این تغییرات در خصوص لباس مردان مربوط به صدور فرمان رضا شاه مبنی بر استفاده از کت شلوار وکلاه پهلوی است. انواع پوشاک مردان فریدن پیش از تغییر لباس عبارت بود از:
شابیک: همان طور که در بخش مربوط به زنان ارمنی اشاره کردیم به پیراهن در اصطلاح محلی شابیک می گویند. شابیک مردان دارای آستین بلند و ساده و گاه مچ دار و یقه گرد، بدون لبه وبرگردان و بلندی ای تا زیر باسن بود. پیراهن جوانان چاکی از زیر گردن تا روی سینه داشت که با دکمه هایی از جنس صدف بسته می شد اما پیراهن سالمندان دارای چاک یقه در قسمت پهلو بود به طوری که آخرین دکمه بر روی شانه محکم می شد. شابیک را غالباً از رنگ های سفید و آبی و از جنس های مختلف مانند کرباس، کتان و چلوار تهیه می کردند. شکل ظاهری شابیک مردان دربین تمام طبقات اجتماعی به یک گونه بود و وجه تمایز آن تنها جنس آن بود. به مرور زمان شکل یقۀ این پیراهن ها تغییر کرد و به شکل یقۀ پیراهن های امروزی آقایان درآمد.
داباد:[31] شلوار را در اصطلاح محلی تنبان یا داباد می گویند. ارمنیان فریدن شلوار را به رنگ های مشکی و سرمه ای و از جنس فاستونی، کرباس و متقال می دوختند. شلوارهای روستانشینان فریدنی دو مدل داشت. یکی شلواری با کمرلیفه ای با دو ساق پای پهن وگشاد تا مچ و دیگری شلواری نه چندان گشاد و دارای کمری. شلوارها معمولاً بندی پشمی به نام خونجان[32] داشتند که از داخل لیفه رد و گره زده می شد. برای شلوار های کمری دار پل می گذاشتند و آنها را با کمربند چرمی می بستند.
کابا:[33] قبا را در اصطلاح محلی کابا می گویند. قبا تن پوشی بود بلند، آستین دار و جلو باز که پس از قرار گرفتن برروی هم با یک دکمه بسته می شد.
ارخالوق: مردان روستایی برروی پیراهن یا قبا ارخالوق می پوشیدند. ارخالوق تن پوشی بود جلوباز آستردار، دارای قدی نسبتاً کوتاه، دوچاک و دو جیب در دو طرف و آستین بلند. آستین های ارخالوق چاکی بلند تا آرنج داشتند که با بندینک و دکمه هایی که با نخ و قیطلان درست شده بود بسته می شدند.
شال: در روستا ها برای بستن دور کمر از شال های پشمی ساده استفاده می کردند. در مواردی هم به آن گودیک می گفتند. شال را روی قبا می بستند.
گودیک: کمربند چرمی را در اصطلاح محلی گودیک می گویند.گودیک را زمانی می بستند که از شلوار کمری دار استفاده می کردند.
کلاهنمدی: کلاه نمدی را در اصطلاح محلی نامادِ گلخارک[34] می گویند. این کلاه دارای سطحی منحنی شکل با ارتفاع ده الی دوازده سانتی متر، بدون لبه، به رنگ مشکی و از جنس نمد بود.
کلاه پشمی: کلاه پشمی را در اصطلاح محلی برتِ گلخارک[35] می گویند. کلاه پشمی کلاهی گوشی دار یا بدون گوشی بود که در فصل سرما از آن استفاده می کردند و زنان روستایی آنها را از پشم گوسفند می بافتند.
کلاه شابگا: شابگا کلاهی به رنگ مشکی با بلندی پنج الی هشت سانتی متر و دوره دار بودکه مالکان و به خصوص کشیش ها از آن استفاده می کردند.
گاناچ - گارمیرِ داماد:[36] داماد هنگام عروسی از گاناچ - گارمیر (در لغت به معنای قرمز و سبز. قرمز نشانه دختر و سبز نشانه پسر است). استفاده می کند. گاناچ -گارمیر شامل دو نوار پارچه ای آسترداربه عرض هشت الی ده و به طول چهل الی پنجاه سانتی متر است که روی آن را با نخ های رنگی و زری سوزن دوزی می کنند. این نوارها را داماد هنگام عروسی با گیره هایی کوچک از شانه تا کمر به صورت ضرب دری بر لباس خود وصل می کند. استفاده از گاناچ -گارمیر در تمام مناطق ارمنی نشین مرسوم بوده و حتی امروزه هم از این رسم پی روی می شود.
پوشاک کار مردان فریدن
انواع پوشاک کار و معشیت مردان فریدن عبارت است از:
گُگُنُتس: گُگُنُتس یا پیشبند را مردان ارمنی فریدن هنگام کاردر مزرعه استفاده می کردند. این بیش بند که بلندی آن از کمر تا زیر زانو بود معمولاً از رنگ های سفید یا قهوه ای از جنس کتان دوخته می شد.
مُـمی:[37] مُمی دستمالی بود چهار گوش که مردان فریدن هنگام کار در مزرعه (خرمن کوبی) آن را سه گوش کرده به سر خود می بستند. طریقۀ بستن ممی به این صورت بود که ابتدا دستمال را روی پیشانی می بستند. سپس دو طرف آن را پشت سر برده و گره می زدند و بعد دوباره آن را بر روی پیشانی می آوردند و یک بار دیگر گره می زدند.
بازوکیپاتان:[38] مچ پیچ یا در اصطلاح محلی بازوکی پاتان عبارت بود از پارچه ای استوانه ای از جنس کرباس که با یک دگمه به دور مچ تا آرنچ بسته می شد تا کارگران در هنگام کارکشاورزی از ضربات داس مصون بماندند.
چرنام:[39] کشاورزان برای مصون ماندن انگشتان دست از دستکش هایی از جنس چرم بز به نام چرنام استفاده می کردند. این دستکش ها را پینه دوز های محلی می دوختند.
پاپوشهای ارمنیان فریدن
انواع پاپوش های ارمنیان فریدن عبارت است از:
گولبا:[40] به جوراب در اصطلاح محلی گولبا می گویند. جوراب ها همگی از جنس پشم بودند و زنان ارمنی آنها را در دو نوع ظریف و ضخیم می بافتند.
ماشیک:[41] ماشیک پاپوشی بود زنانه، دم پایی مانند، پشت باز، نوک برگشته و به رنگ های قرمز، سیاه و قهوه ای که پینه دوزان محلی آنها را می دوختند.
گیوه: گیوه پاپوشی راحت، سبک و بادوام دارای زیره و رویه ای نازک بود که معمولاً زنان و مردان میان سال در فصل سرما می پوشیدند.
سُر:[42] سُر عبارت است از یک تخت چرمی از پوست گاو با حالت و الگوی کف پا که با نخ هایی از جنس پنبه و به رنگ سفید دور تا دور این تخت چرمی و سپس رویۀ آن را می بافتند و فقط محل ورودی پا را باز می گذاشتند. از این پاپوش هم خانم ها و هم آقایان استفاده می کردند.
چاروخ:[43] چاروخ یا چاروق نوعی پای افزار چرمی زمخت و در واقع قالبی چرمی است که پا را داخل آن می نهند و سپس بندهای آن را می کشند تا به دور پا جمع شود و سپس بندها را به دور ساق پا می پیچند و گره می زنند. این پا پوش چپ و راست ندارد.
لاکان:[44] لاکان به کفش هایی از جنس چوب یا استخوان می گفتند که با ریسمان هایی به هم وصل می شد و در فصل زمستان برای پیاده روی برروی برف از آن استفاده می کردند.
لباس هر قوم و ملت در اصل مشخص کنندۀ شخصیت و هویت فرهنگی آن ملت و نشانه ای از پایبندی به آداب و رسوم و دیگر شاخص های فرهنگی است. حفظ و پوشیدن لباس سنتی خود به نوعی نشانگر علاقه به استقلال فرهنگی و نهایتاً استقلال سیاسی و اقتصادی است. لباس های سنتی شامل کفش، پوشاک، کلاه و همچنین زیور آلات و جواهرات محلی گنجینه هایی پربها هستند که هر قوم وظیفه دارد در حفظ و نگهداری و سپردن آن به نسل های بعدی تمام سعی خود را به کار بندد.
اول لباس آقایان ، خوب چون ساده ترست و بین خودمان باشد خیلی ها اصلا یادشان رفته آقایان هم لباسی داشته اند . این لباس عبارت بوده از :
کلاه نمدی ، قبا، زیرپوش قبا ، شال کمر، تنبان یا همان شلوار گشاد ( شبیه آن شلواری که مردان بختیاری می پوشند ) این شلواراز پارچه ی مشکی دوخته شده و در قسمت پایین پاچه ها حدود بیست سانتی متر سوزن دوزی شده است که به معمولا به شکل هفت و هشت و با نخ مشکی است ، گیوه محلی که شکل ها و نام ها ی گوناگونی دارد و عرقچین. البته ظاهراً چند تکه دیگر هم داشته که راستش دقیقاً آن ها را نمی دانم!
اما لباس بانوان :
شهره زیبایی لباس محلی بانوان این دیار به فرنگ هم رسیده ( آن هم به لطف عزیزان ایبانه ای ) و باور کنید دروغ نیست .
این لباس در میان اهالی روستا چند نام دارد از آن میان است : تمبان ده ( در اصطلاح محلی : تَمّون دَه tammun dah ) و یا تمبان قرّ ( در اصطلاح محلی : تمّونَ قرّ tammuna qer) . این دومی به خاطر پر چین بودنش است .
این لباس تشکیل شده است از :
چارقد، پیراهن گشاد با یقه و چاکهای آرایش ده ، و تنبان که دامن شلواری است پرچین و ازکمر تا پایین زانو را می پوشاند و کلاه و گیوه و درهوای زمستانی به این لباس روپوشی به نام « آرخالق» زنانه یا نیم تنه مخملی و چادرشب ( پارچه ای نخی و دست باف) اضافه می شود.
چارقد ( چارقاد čârqâd ) از پارچه گلدار مربع شکلی است به ابعاد تقریبی 5/1 متر که سروگردن و سینه ها را بخوبی می پوشاند. زمینه آن سفید است ورنگ و اندازه گلهای آن با توجه به شأن اجتماعی و سن بانویی که آن را به سر می کند تنوع دارد . ( عموماً لباس بانوانی که سنی از آنان گذشته ، تنوع رنگی کمتری دارد )
در زیر چارقد کلاهی استفاده می شده است که سوزن دوزی شده بوده . این سوزندوزی ها توسط بانوان روستا انجام می شده و اغلب در زمستان . طرح و نقش یا نوع دوخت مورد استفاده تنوع زیادی داشته است.
در بعضی مراسم ها از دستمال پول هم استفاده می شد که روی کلاه و زیر چاقد قرار می گرفت به طوری که روی پیشانی را می پوشاند . روی این دستمال که عموماً قرمز رنگ بوده است سکه دوخته می شد .
پیراهن ( پرون perun) ، از پارچه های رنگی از پارچه هایی از جنس مختلف نظیر مخمل و تافته و... تهیه می شود که روی آن ها دستدوزی و سوزندوزی و یراق دوزی می شود . نقش سوزندوزی ها مختلف است وبیشتر دور یقه و پایین لباس استفاده می شود . نخ مورد استفاده ابریشم می باشد . این پیراهن روی دامن پر چین را می پوشاند به طوری که تقریباً بیت سانت از دامن نمایان است . البته در دو طرف پیراهن چاک وجود دارد ( به صورت مثلث)که روی یکدیگر می آیند و به پیراهن که می بایست روی یک دامن پر چین را بپوشاند فرم بهتری می دهند . این چاک ها با پارچه ای متفاوت از پارچه ی اصلی پیراهن دوخته می شوند.
تمبان عبارت است از دامن شلواری پرچین و به رنگ مشکی ، که پایین آن یراق دوزی شده است ( لباس های مورد استفاده در گذشته که به صورت روزمره استفاده می شده و افراد با سن بالا فاقد این تزیینات بوده است. ) در گذشته پارچه ای که استفاده می شد از جنس مدخال بود که بسیار سنگین بود و امروزه عموماً از داکرون استفاده می شود که سبکتر است. گاهی اوقات متراژ پارچه مورد استفاده برای این دامن به بیست متر می رسید ! که باعث می شد دامن بسیار خوش فرم به نظر آید و حالت پف دار و بصورت بالا ایستاده باشد . با این حال بعضی بانوان ( که عموماً شأن اجتماعی بالاتری داشتند ) زیر این دامن دامن دیگری کوتاهتر ولی با چین بیشتر می پوشیدند که حالت بالا ایستادن تمبان ( به خصوص در قسمت کمر ) بیشتر جلوه می کرد .
چین دامن بسیار دقیق و کاملاً منظم است و در قسمت کمر دامن از یک ریسمان نخی استفاده می شود . چون کش پاسخگوی وزن دامن نیست از این ریسمان برای محکم کردن دامن به دور کمر استفاده می شود . پارچه مورد استفاده چند برش دارد یعنی پارچه یک سره چین داده نمی شود و برای فرم بهتر و صاف ایستادن آن دارای تعدادی برش است که به علت پرچین بودن دامن اصلاً به چشم نمی آید. تعداد برش ها هم مشخص است پنج یا هفت و... که به تخته مشهور است .مثلا می گویند دامن هفت تخته است یعنی هفت برش در پارچه ایجاد شده است .
پایین تمبان یراق دوزی شده که رنگ یراق آن نقره ای است و معمولاحلقه ای می باشد . تعداد حلقه های یراق هم متفاوت است مثلا سه حلقه ای یا پنج حلقه ای .
گیوه مورد استفاده با این لباس به رنگ سفید است و در گذشته توسط خود زنان روستا بافته می شد .
در زمستان علاوه برلباس همیشگی از کتی مخملی غالباً بدون تزیین مگر با یراق استفاده می شده است که فاقد دکمه بوده است . این کت که به آن آرخالق می گفته اند دو مدل بود آستین دار و بدون آستین . البته هردو یک ویژگی مشتر داشتند که آن هم شکاف زی بغل بود به شکل لوزی ( برای اینکه حرکت دست راحتر صورت گیرد و باعث پارگی کت در آن محل نشود.)
در زمستان پارچه ای در حدود همان اندازه های چارقد هم روی سر و چارقد می انداختند به صورت سه گوش ( هنوز در ابیانه در زمستان استفاده می شود ) تا جلو سرما را بگیرد . این پارچه دارای نقش و نگار مربعی است و به چادر شب کَژ موسوم است ورنگ آن مربع های آن یک در میان سبز روشن یا زرد و قرمز است .
طرح چادرشب کژ:
چادر شب کژ بسیار مورد علاقه بانوان روستا بوده و هست به خاطر رنگ خاصش مورد توجه قراردارد و قیمتش به دلیل دستباف بودن بالاست. ( ظاهراًَ این نوع چادرشب در استان خراسان شمالی بافته می شود.)
منبع : وبلاگ اختصاصی طره
زن آفريده پروردگار بلند مرتبه و يکي از مظاهر زيبايي خلقت است. لباس زن علاوه بر اينکه وسيله پوشش بدن از ديد نامحرمان و محفوظ ماندن از سرما و گرما است، يکي از عناصر مکمل زيبايي زن نيز بوده و به مراتب از نظر پيچيدگي بر لباس مردان تقدم داشته و حائز جنبههاي زيباييشناسانه بيشتري است که نشان آراستگي، سليقه و علايق نيز هست .
شهرستان جـم به خاطر برخورداری از طبیعتی زیبا و بکر، علاوه بر زیباییهای طبیعی ، از جلوهای خاص در پوشاک زنان این دیار نیز برخوردار است.
لباس محلی زنان ازجمله جذابیتهای شهرستان جم بشمار می آید، طوری که هر تازه واردی به این شهرستان در همان نگاه اول متوجه این جلوههای رنگین میشود .
زنان شهرستان جم از جمله زنان ایرانی هستند که هنوز به پوشاک سنتی و محلی خود پایبند بوده و از آنها در بیشتر اوقات بخصوص در جشنها و مجالس عروسی استفاده میکنند .
پوشش وحجاب کامل و تنوع رنگها و پارچه ها، جلوه خاصی به لباس محلی زنان در این شهرستان داده است .
از جمله نکات قابل توجه این است که پایبندی به استفاده از لباس محلی حتی در میان زنان شهرنشین این شهرستان علاوه بر زنان روستایی دیده می شود و با قدم زدن درروستاهای این شهرستان این موضوع به خوبی مشاهده می شود .
لباس محلی وسنتی زنان شهرستان جم از سه بخش اصلی سرپوش، بالاتنه وپایین تنه تشکیل شده است که مجموع این سه بخش، پوشش کاملی را برای زنان به همراه دارد .
بخش بالاتنه لباس محلی زنان شهرستان جـــم، همان پیراهن یا جامه است که شامل یک پارچه دو متری میباشد و از زیر گردن تا کف پای زنان را میپوشاند.
این پیراهن ردا مانند ، دارای آستین و سرآستین است .
بخش پایین این لباسها که به عبارتی زیباترین بخش آن نیز بشمار میآید همان دامن است که بیشترین حجم پارچه را در این لباس سنتی در برمی گیرد.
معمولا برای دامن این لباسهای محلی بین 5 تا 12 متر پارچه مصرف میشود طوری که این دامن از بالا کشدار و کاملا چین خورده است ودرپایین آن تزیین هایی مانند نوار دوزی یا پارچههای پلیسه دار به کار میرود.
رنگ و جنس پارچه این لباسها بر اساس سن زنان انتخاب میشود طوری که برای دختران نوجوان و کودک بیشتر از رنگهای شاد و حجم کمتر پارچه و برای دختران جوان رنگهای روشن تر با پارچه بیشتر استفاده میشود با افزایش سن زنان نیز رنگ این لباسها بیشتر به سمت تیره و خاکستری مانند سبز یشمی یا سرمهای سوق پیدا میکند..
لباس منطقه سقز از دوره ی تسلط ترکان تا کشف حجاب
با ورود مغولان و سپس ترکان قراختایی به ایران دگرگونی های عمیقی در تمام سطوح زندگی اجتماعی بوجود آمد،لباس و پوشش ایرانیان از این انقلابات بی تاثیر نماند.انواع
کلاه،چارقد،روسری سه گوش (لچک)،نوار،عرق چین،روبنده و چادر برای پوشش بدن زنان استفاده می شد.در دوره ی ایلخانیان که پایتخت آنها در ۷۰ کیلومتری شمال شرق سقز قرار داشت چادر یکی از پوشش های مهم محسوب می شد(همان ص ۳۹۷).قبای مردانه (که وا) بنابه گفته ی شاردن و تاورنیه ادامه همان قباهایی است که از دوره ی ساسانی می پوشیده اند که بر دو نوع بوده است یکی جلو باز و دیگر دکمه دار که بر روی آن شالی بسته اند.تاورنیه می گوید” لباسی دارند که به آن که وا یا قبامی گویند و از زانو پایین تر می آید پارچه ی آن خیلی نازک و لطیف است اما میانش را با پنبه فتیله کشی می کنند ولی در تابستان کمتر پنبه می دوزند تا سبکتر باشد.
شال هم از عناصر مهم تن پوش که در دوره ی ایلخانی رواج بسیار داشته که بافت شهر کرمان بوده و به شال پشم کرمانی مشهور بوده (ص ۴۳۱) در دوره ی صفوی نیم تنه ی بدون آستینی وجود داشته که تا کمر رسیده است و به آن کردی می گفتند.پارچه ای نرم و آستردار که از جنس پوست بره یا خز بوده است.
از دوره ی صفوی تا آغاز سلسله ی پهلوی تغییر چندانی در فرم پوشش مردم منطقه و سقزی ها بوجود نیامده است تا اینکه در سال ۱۳۱۴ شمسی فرمان کشف حجاب از سوی پادشاه اوضاع را نه تنها در شهر ما بلکه در سراسر کشور پهناور ایران عوض کرد که در جای خود به آن خواهیم پرداخت.
اهالی سقز نسبت به سایر بلوکات قرب جوار متمدن محسوب می شوند.مردمان باشعور و باتربیت دارد لباس آنها شبیه لباس مردمان سنندج و سلیمانیه است(ص ۳۷/تحفه ی ناصری
در اوایل قرن بیستم میلادی شهر سقز سه گروم مردم را در خود جای داده بود:۱-مسلمانان سنی مذهب ۲- کلیمیان-۳- بعضاً تجار ترک تبار که بواسطه ی مراودات اقتصادی با محیط این شهر تجاری اخت شده بودند و اقامت های طولانی آنها باعث رحل اقامت افکنی دائمی و ازدواج با فرزندان بعضی خانواده های بومی سقز می شد.
این تاجران ترک تبار شیعه مذهب که از تبریز،زنگان و همدان آمده بودند پدربزرگهای افرادی از مردمان این شهر هستند که به کردی صحبت می کنند.مادران یا پدرانی از تبار آن تاجرها دارند که شهر سقز را دوست داشته اند و وفادارانه جذب فرهنگ این مردم شده اند.
زنهای ترک سقز اکثراً لباس محلی خود را می پوشیدند و زنهای کرد کلیمی نیز لباس های خود را داشتند و کردهای مسلمان هم همینطور.مردان سقزی اعم از سه گروه بالا بعلت روابط اجتماعی و کاری کم کم یاد گرفته بودند که مانند هم لباس بپوشند و پس از کشف حجاب این یکدستی بیشتر به چشم می خورد زیرا اکثراً کت و شلوار می پوشیدند و دیگرانی که به شدت در مقابل تعویض تن پوش مقاومت می کردند تمهیداتی برای تعدیل این دگرگونی اجباری اندیشیدند از جمله پوشیدن کت های کوتاه بر روی شلوار کردی یا پوشیدن کت و شلوار همراه با مندیل ها و دستارهای کردی.روحانیون مسلمان و یهودی هم تکلیفشان روشن بود آنها همان لباس های مذهبی و سنتی خود را می پوشیدند مثلاً در عکسی که به مناسبت افتتاح کارخانه برق در سال ۱۳۱۸ توسط پرویز خان ارمنی از جمعی از مردان مشهور سقزی آن زمان برداشته شده چند نفری هنوز لباس کردی بر تن دارند و مرحوم خواجه “گاوریل خامانی” رئیس جماعت کلیمیان نیز با لباس آیینی خود ظاهر شده است.این موضوع نشاندهنده ی تسامح و مدارای دولت با مردم پس از چند سال ازصدور فرمان کشف حجاب است اگرچه در اوایل اجرای این فرمان شدت عمل و خشونت ماموران پلیس شهری و امنیه ها در دهات علیه زنان-مخصوصاً- عرصه را بر همگان تنگ کرده بود و جنگ مشهور “ملا خلیل گورعمری” در اطراف سردشت بر علیه فرمان بر داشتن حجاب با قوای دولتی روی داد و سرانی چند از عشایر کرد با قوای دولتی همداستان شده و قیام ملاخلیل را سرکوب کردند اما خود هرگز راضی نبودند که اهل حرم آنها کشف حجاب کند،زنان آنها حتی اجازه ی نشستن جلوی دوربین عکاسی را نداشتند و این درحالی بود که بعضی از آغاهای رئیس عشایر با پرت کردن دستار و لباس کردی به یکباره فانل و فراگ و کت دم دار و کلاه سلیندر آمریکایی می پوشیدند و پذیرفتن این مسئله را عادی و معمولی جلوه گر می شدند.
در سال ۱۳۸۳ شمسی با پیرمرد ازپاافتاده ای در میدان ماست صحبت می کردم اتفاقاً مطلبی را برایم بازگو کرد که بد نیست خوانندگان هم در جریان باشند:وقتی کشف حجاب شد پلیس های شهربانی بسیار مردم را اذیت می کردند به زور چادر را از سر زنان بر می داشتند و عمامه و دستارها را از سر مردان پرت می کردند و جریمه های سنگینی برای کسانی که از این فرمان تخلف می کردند می بریدند.با مادرم (آمنه خانم سۆڵێ( به حمام انوری “حمام نمره” می رفتیم به یکباره سید احمد پاسبان جلوی ما سبز شد و با شدت چادر مادرم را بر داشت و او را دستگیر کرد و به شهربانی برد.
مردم سقز به شلوارهای دولتی که لباس رسمی نامیده می شدند”تهنگهتۆمان” یا تنبان تنگ و به کلاه شاپو هم “شه بکه” می گفتند.در دهات وقتی یکی از این آدم های بیچاره می خواست به شهر بیاید پیش یکی از اهالی هم ولایتی اش که تنگه تومان و شبکه داشت می رفت و از او خواهش می کرد لباس هایش را به او قرض دهد!با تمام اینها برای افزودن اطلاعات عمومی همشهریان این نکته را بگویم که اولین خانم که در سقز روبنده و چادر را از سر برداشتند خانم” حاج زلیخا” بوده اند.از ایشان فرزندی بر جای نمانده ولی بسیاری از همشهریان قدیمی ایشان و شوهر مرحومشان “حاج رحمان عاملی” را به یاد دارند.
لباس بانوان
اجزای لباس یا بهتر است بگوییم پوشیدنی های سقزی ها که بر حسب فصول سال متغیر بود برای مردان و زنان و کودکان و صنفهای مذهبی مختلف بود.زنان مسلمان اقسام پارچه های زربفت و منقوش را برای پیراهن چیندار خود که (کراس)نامیده می شد به کار می بردند که از ۳ بخش تشکیل می شد:
۱- دامن (داوێن) ۲- بالاتنه (باڵا) ۳- آستین( قۆڵ) ، در محل الصاق آستین ها به بالاتنه در زیر بغل یک تکه پارچه ی چهارگوش کوچک بنام ” گردهڵه” متصل می شد که از چسپیدن پارچه به زیربغل جلوگیری می کرد
شلوار زنانه ی داراپه دار که در مچ پاها اغلب با یک نخ ضخیم که فتیله کشی می شد تنگ می گردید (دهرپێ) که از دو بخش تنه و خشتک (نافه ک) تشکیل می شد در بالای آن بوسیله ی بند که فتیله کشی شده بود در کمر محکم می شد.شلوار زنان یهودی فاقد خشتک بود و اصولاً آنها کمتر از شلوار استفاده می کردند یا شلوارکی کوتاه که تا زانو می رسید که به آن( تونکه) می گفتند می پوشیدند.در زمستانها دهرپێ یا شلوار زنانه از یک شلوار آستردار تشکیل می شد و میان پارچه و آستر را از پنبه انباشته کرده و کوک می زدند،این شلوار بسیار گرم بود اکنون شلوارهای دولایه که از پشم شیشه پر شده اند تصور آن دهرپێ ها را آسانتر می سازد.
شال یا نوار پارچه ای بلند چند متری که سقزی ها به آن (پشتوێن( می گویند و وقار،ابهت و شان زن و حتی مردها را نشان می دهد اغلب از پشم که ساخت شهر (لیون) فرانسه است استفاده می شد و این رویه هنوز هم ادامه دارد.این پشم ها منقوش،لطیف،رنگارنگ و مرغوب هستند که البته در این دوره اجناس کپی شده ی مالزیایی و سنگاپوری آن باب شده و چون ارزان هستند طرفداران زیادی دارد.البته پشم فرانسه دارای پرستیژ بالا است و ثروتمندانی که تصمیم می گیرند برای یک مجلس عروسی یا مهمانی رسمی ولخرجی کنند از پارچه های گران قیمت مزبور می خرند و می پوشند!
جلیقه های آستین دار( سهڵته-کوڵهنجه)،بی آستین( سیخمه) و بالاپوش ها( کهواشۆڕ) از قدیم متداول بوده اند.جلیقه های آستین دار در فصول سرد رایج بودند و نوع بدون آستین آن در تابستان و بالاپوش ها که مدت هاست در شهر سقز استعمال نمی شوند در تمام فصول پوشیده می شدند.اصولاً بالاپوش ها وسیله ی حجاب و پوشش ظاهری زنها بودند و تا دوره ی رضاشاه هیچ زنی جرئت نداشت بالاپوش و چادر نپوشد.
لبه های جلیقه ها را با سکه های نقره ای زینت می دادند بعدها از اشرفی های طلا نیز استفاده می شد.اصطلاحاً به این نوع زیور و زینت ” گۆبهرۆک” می گفتند که بعضی وقتها مانند رشته های دنباله دار بوسیله ی سیم های نقره ای درهم تنیده می شدند.زنهای مسن در جلوی یقه ی خود و درسمت چپ جلیقه هایشان رشته های بافته شده ی میخک یا دانه های مر (سمڵ) الصاق می کردند که در انتهای این رشته های کوتاه نیم وجبی و چندسانتی متری از دانه ها و مهره های قیمتی استفاده می شد.به این رشته های میخک زیبای بافته شده اصطلاحاً “حاجهڵه” می گفتند.برای رساندن دولبه ی بالاپوش (کهواشۆڕ) یک گیره ی بلند فلزی تزئین شده بنام “گوڵ” بکار می رفت.
زنهای یهودی در بیرون از خانه پیراهن چین دار بلندی می پوشیدند، اغلب مثل زنهای سنندج شال نمی بستند یک نوع دامن کوتاه آستردار که از پنبه پر شده بود و آنرا کوک می زدند به کار می بردند که در زیر کراس یا پیراهن چیندارشان استعمال می کردند و به آن “قڕیهناوار” می گفتند البته زنان مسلمان به آن ” کوڵه ناوار” اطلاق می کردند و می پوشیدند.
کلاه زنان سقزی اعم از مسلمان و یهودی یک پارچه ی ابریشمی بنام شال کرمانی بود آنرا بر روی لچک های توری بلند خود می پوشیدند که میانه ی آنرا بر روی سینه گره زده و به روی شانه های خود می انداختند. قطر این دستار یا کلاغی که پێچ و مێزهر گفته می شد در زنهای یهودی کمتر بود و در مواردی چند مانند زنهای مسلمان به آن سکه های طلا و نقره می زدند. در سالهای بعدتر یک نوع کلاه که به آن ” تاس کڵاو” می گفتند مد شد این تاس کلاو را در بوکان و مهاباد می پوشیدند و در سقز هم اغلب پوشیده می شد.
یک پارچه ی مخملی را روی دوش می انداختند و در جلوی گردن دو گوشه ی بالایی آنرا گره می زدند و به آن ” چاره که” می گفتند. چادر (چارشێو) و چاقچور و تا قبل از کشف حجاب از پچه (پیچه) و روبند هم استفاده می شد.چاقچور را در پایین آن می دوختند و مانند یک کیسه می شد که در درون آن می رفتند.رنگ چادر و چاقچور هر رنگی بود به جز مشکی چون طبق تعالیم دینی پوشیدن رنگ سیاه را برای لباس گناه و ناپسند می دانستند.
جوراب ها همه با دست بافته می شد و اقسام کفشهای چرمی و گیوه مانند چارخ،کاڵه،که وش، استفاده می شد کفشهای چرمی زیبا که در سقز توسط کفاشان زبردست دوخته می شد.در پایان این قمست مربوط به زنان لازم است ذکر شود که لباس های زیر زنانه هم از متقال و کرباس وزیرپیراهن های بلند کیسه ای دوخته می شد، که تا بالای زانو می رسید. برای حالت دادن به شال بعضی وقتها نوارهایی به اندازه ی شال از آن رد می کردند که به آن ” ناوئاخن” می گفتند.
با تمام اینها به علت پوشش ظاهری یکدست که همانا استفاده از چادر، چاقچور، پیچه و روبند در بسیاری موارد تشخیص اینکه زنان متعلق به کدام گروه دینی هستند مشکل بود و این در بیتی از اشعار یک ترانه ی سقزی انعکاس پیدا کرده است:
سهرپۆش ههڵێنه بینم جهمینت لهسهرکام دینی بێمه سهر دینت
سرپوشت را بردار تا جبینت را ببینم به کدام آیین اعتقاد داری تا به آن بگروم
تنپوش بچه های سقزی
بچه ها همینکه می توانستند با پای خودشان بیایند و بروند یک جفت کفش کوچک چرمی با نام “پاپه جانه” برایشحن می دوختند. یک پیراهن بلند ساده به تنش می کردند و یک کلاه کوچک چسبان با نام ” قۆچکه” و بعد از آن که کمی بزرگتر شد یک باشلق و بعداً مندیل یا پیچ و مێزهر به مثال بزرگسالان
مردان چگونه لباس می پوشیدند؟
در سقز و دهات اطراف آن آقایان کمابیش مثل هم و از یک مدل لباس کردی منحصراً مربوط به سقز و شهرهای اطراف آن استفاده می کردند، زیرا مدل شلوار کورمانج های اورمیه و سلماس و سیلوانه که اصطلاحاً به آنها “شکاک” می گفتند( که البته شکاک ها یکی از چندین عشیره ی کردهای کورمانج در ایران هستند) فرق داشت پاچه ی شلوار آنها گشاد و همانند تنبان های دوره ی اشکانی است. اما پاچه ی شلوار کردی سقزی تنگ تر بود و در دوره ی قبل از مشروطه بعضی از آقایان در آن بند رد می کردند اما بعدها این حالت متروک گردید. شلوار کردی سقز و تمامی مناطق مکری(مهاباد،بانه،بوکان،سر شت) “دهرپێ نام داشت و تنها پس از جنگ جهانی اول بود که به تقلید از کردهای عثمانی به آن “پاتۆڵ” گفتند.” کهوا” یا قبا که یک بالاپوش روی پیراهن و پاتۆڵ بود از پارچه ی آستردار مرغوبی دوخته می شد که در زمستانها داخل آستر را با پنبه انباشته می کردند و سپس آنرا کوک (ته ریب-ته ریو-کردی) می زدند مانند لحاف.دامن این بالاپوش تا روی زانو می رسید.
یک نوع پارچه ی مرغوب که از پشم بز “مرغز” که به آن “مرز” می گفتند و در روستای ترجان که در غرب شهر سقز قرار گرفته بافته می شد در میان اعیان رواج داشت.این پارچه ی “شال” را که هم اکنون از گرانبهاترین پارچه ها برای لباس مردانه ی سقزی است اکثراً برای یک مدل مخصوص پوشاک با عنوان ” ڕانک و چۆخه” که چۆخهی آن همان تونیک مخصوص سربازان اشکانی است و یقه ی باز و بدون دکمه دارد، خیاطان به خدمت می گیرند تا مردان و جوانان این شهر بپوشند و با آن در مراسم عروسی رقص کردی سقزی برپا کنند.آقای عبدالخالق خداجو استاد گرامی و دبیر جغرافیای سقزی عقیده دارند کلمه ی”تورجان” به معنای”محل بافتن” است.
کهوا-پاتۆڵ چند مدل داشت، البته در نوع قبای آن اختلافاتی در مورد یقه و آستر آن ها وجود داشت. در گذشته رانک و چۆخه هم آستر داشت که این کار اکنون متروک شده و آستر مخصوص که واهای مدل ستارخانی و مرادخانی است که در دو مدل یقه باز و یقه بسته و در دو ردیف دکمه ی ۶ یا ۷ تایی که از بالا به پایین دوخته می شند معروف بودند. بلیز و پاتول هم یقه بسته و در یک ردیف دکمه دوخته می شد.
برای روحانیون مذهبی مسلمان (ملاها-صوفی ها،سادات و مشایخ) و هاخام های یهودی که به آنها “خلیفه” می گفتند یک نوع عبا (عابا-کردی) می دوختند که تا پشت پاشنه ی آنها می رسید. البته آنها این عباها را روی جلیقه ها و شلوار می پوشیدند. کلاه روحانیون دینی علامت مشخص کننده ی آنها بود. سادات از شال های سبزرنگ،ملاها پارچه های سفید، مشایخ هم اگر سید بودند از پارچه ی سبز و اگر اصطلاحاً از خانواده ی پیامبر نبودند (امی) از پارچه ی سفید استفاده می کردند. خلیفه شه ومل به علت مقام مذهبی خود در میان کلیمیان که وا پاتول و عبای مشکی و شال مشکی می بست و روی سرش کلاه یا عرقچین مشکی کوچکی می گذاشت. آغاها یا خوانین و بگ های اطراف سقز از شال های کشمیری و کرمانی و عرقچین های نمدی منقوش و منگوله دار به عنوان دستار استفاده می کردند و یک پارچه مخصوص چهارخانه ی سیاه و سفید به نام “آغابانو” که در اصل “آق بانو” است روی سرشان می بستند. به عرقچین های کوچک که بعضاً نمدی و یا بافته شده از نخ بودند ” ته قیله” اطلاق می شد. اکنون نیز از پارچه های معروف به “ڕهشتی” که شال کرمانی ابریشمی هستند و در کرمانشاه اقسام مرغوب و گرانقیمت آن وجود دارند استفاده می شود.تارهای لبه های پارچه های دستار را طوری می بندند که بر اطراف دستار آویزان شود که به آن “ڕیشکه” می گویند.حاجی ها پس از مشرف شدن به زیارت خانه خدا از پارچه های زرد رنگ که به آن ” که شیه” می گفتند به عنوان دستار و شال کمر استفاده می کردند تا مشخص شود که حاجی هستند.پیراهن مردانه نیز که به آن “کراس” یا ” می گفتند بدون یقه بود و در انتهای آستین های آن به دو دستمال بلند سه گوشه که درازای آن به بیشتر از یک متر می رسید ختم می شد که به آن “سۆرانی” یا ” فهقیانه” می گفتند.این سورانی ها را با توجه به لفظ “سوران” که در لهجه ی کردی آن به معنای سوریانی یا آسوری که به مسیحیان کردستان گفته می شد استنباط می کنیم که از این نوع پیراهن که سوریانی ها می پوشند گرفته شده است،البته سوران ها در منطقه ی پژدر،سردشت و قلادزه اجتماعات و روستاهای پرجمعیتی داشته اند.
کفش یا پاپوش مردها در سقز هم بسته به وسع مادی افراد اقسامی داشته اند. اکثراً کفش های چرمی دوخت سقز و بوکان می پوشیدند در سقز استادکارهای ماهر کفشدوز وجود داشتند که چرم های دباغی شده و رنگ شده را که اکثراً رنگ قرمز تیره بودند برای دوختن کفش به کار می گرفتند.
در پایان این بخش بد نیست اضافه کنیم مردها و زنان در موقع کار از یک قطعه پارچه بنام ” بهرههڵبێنه” یا پیشبند که بر جلوی خود می بستند استفاده می کردند تا لباس هایشان بر اثر تماس با اشیاء و غیره آلوده نشود. در حمام ها پارچه ای سرخ رنگ که از کتان بافته شده و لنگ (فۆته-کردی) نامیده می شد استعمال می کردند و آخرین پوشش هم که برای همگی یکسان بود کفن (کفن-کردی) از سه تا پنج پارچه کرباس یا چلوار دوخته برای تنپوش قیامت سقزی های فوت شده استفاده می کردند.
صنوفی که با انواع و اقسام تن پوش ها در سقز ارتباط داشتند
در پایان این مقال بد نیست این نکته را متذکر شوم که هدف مولف از نوشتن این سطور تنها و تنها جمع آوری و به ثبت رسانیدن آگاهی هایی از افرادی پا به سن گذاشته است که تا
الان از آنها مسن تر و یا آگاه تر به اوضاع و احوال گذشته که بسیار عادی و روزمره به نظر می رسند ،به من معرفی شده اندصد البته من محقق تاریخ نیستم این وظیفه ی تحصیلکردگان رشته ی تاریخ است که اوضاع و احوال تاریخی شهر و مملکت خودشان را نگارش کنند حال چه از دیدگاه فلسفی تاریخ باشد یا هر نگاه دیگری که به قضایای تاریخی دارند.من زبان حال و گویای افرادی هستم که در اذهان خود به گذشته رجوع کرده و یادآوری های خودشان را بازگو کرده اند و من تنها کاتب بوده ام تا آنها را انسجام ببخشم و به عنوان یک سند مکتوب به خوانندگان عرضه نمایم. تاکنون سندی مکتوب در مورد اینکه چه کسی اولین بار لباس را با چرخ خیاطی فلان استاد کار دوخته نداریم. کسی هم گواهینامه ای از که دوره ی خیاطی را در ۱۳۰ سال قبل گذرانده به من ارائه نکرده است ولی چرخ خیاطی بیشتر از ۷۰ سال به سقز نیامده است بروید و به تاریخچه ی اختراع چرخ خیاطی نگاه کنید و ببینید تقریباً ۹۰ سال است این وسیله اختراع شده است.اینکه من وظیفه دارم بیایم فلسفه ی چرخ خیاطی و چرا این وسیله بوجود آمد و اثرات انقلابات فکری و سیاسی و غیره را بررسی کنم فکر نمی کنم ادعای درستی باشد من تنها یک مقاله نویس ساده هستم و با استفاده از تحقیقات میدانی ارتباط منطقی و ظاهری پدیده هایی که در فرهنگ مردم این شهر از خارج به داخل و بالعکس در تبادلات فرهنگی موثر بوده اند ثبت میکنم.کار من ” ثبت در تاریخ” است در یک شهر از یک کشور که اتفاقاً زادگاه من است و هیچ ادعایی هم ندارم و هر کس –اتفاقاً- مورد دقیقتری از نظر وقوع موضوعی دارد با کمال میل خوشحالم تذکر بدهد تا آنرا در مقاله بکار ببرم و حس کنجکاوی آیندگان را در مورد این نسل و گذشتگان دو یا سه نسل پیش از خود را اقناع کرده باشم…اینکه ما بدانیم هر چیزی که ما اکنون از آن استفاده می کنیم یا آنرا داریم الزاماً در گذشته و آینده چگونه بوده است جالب توجه است و ارزش دارد که در باره ی آن قلمفرسایی شود…. برای گنجینه ی اطلاعات عمومی –لااقل- مفید خواهد بود!
به گفته ی آقای محمد کمالی پارچه فروش باسابقه که قبلاً به دستور پدر مرحومشان آقای عبدالقادر کمالی خیاطی را آموخته اند، مردها کار دوختن لباس های مردانه و زنانه را به عهده داشتند بعداً زنانی پیدا شدند که به عنوان خیاط برای خانم ها لباس بدوزند. خیاطان و بزازها اغلب در یک صنف قرار می گرفتند و مردان مسلمان و کلیمی بزاز و خیاط زیادی در سقز مشغول به کار بودند. ایشان به یاد می آورند که در دهه ی سی شمسی پارچه ی سه مهر و داکرون طرح آلمان و کانگای عروس بیشترین فروش را برای لباس های مردانه ی کردی داشتند.دهاتی ها از پارچه ی “شاهی” و افراد متوسط شهری از فاستونی درجه یک و دوی ایرانی و انگلیسی استفاده می کردند. اغلب پارچه های عالی مال ایران بود و بعضاً هندی،پاکستانی و ترکیه ای.فاستونی ایرانی در آن زمان ممتاز بود.
بزازهای کژیمی پارچه ها را بصورت تاقه و با کیلو می فروختند.اصولاً آنها تاجرهای عمده پارچه بودند و روابط عمومی بالایی با تاجرهای شهرهای دیگر مثل تبریز،همدان و زنجان داشتند. آقای محمدامین فتحی هم می گویند: پدرم حاج محمد صالح فتحی برای اینکه ما بیکار نباشیم مغازه ای در راسته ی اتحاد برای ما باز کرد و پسر حکیم اسماعیل را بعنوان سرپرست ما در نظر گرفت درآنجا ما پارچه را بصورت تاقه(تۆپ-کردی) می فروختیم.بزازی دوره گرد هم وجود داشت.
اغلب بزازها خیاط بودند و یا بالعکس از مشهورترین و قدیمی ترین خیاط ها می توانیم افراد زیر را معرفی کنیم:
۱: خیاط کردی دوز:
میرزا فیض الله نوذری-درویش علی محمد-صالح خیاط در بازار شیخ-ابراهیم قناعت در سرپچه-جعفرحکیم-محمد کمالی-علی قدرتی-محمود احمدی-استاد محمدکریم-آقای محمد اتوکش- - صوفی محمدامین خیاط، خلیفه خیاط، عبدالکریم باجه، اقای طاهری، میرزا محمدرحیم مهرومند، آقای صالح حاجیعلی مقراضی، میرزا فیضالله معماری، آقای محمد مولایی،حسین رحماندوست،محمدرشیدمیرزا ، میرزا خلیل نوذری، اقای صالح آغاجی، نجمالدین دماری، حاجی محمود طاطایی، محمد صالح طاطایی، آقای شیخالاسلامی، حاجی نعمت خیاط، آقای انصاری، سعدی امینی، آقای علایی و رسول سوزنی و خانمها: خدیجه دارایی، پروانه بهنامفر
۲: خیاط فارسی دوز:
میرزا سوزه مشهوری (متوفی به سال ۱۳۲۶ شمسی)-استاد حبیب اله صنعتی-آقای اشرافی(کاریزه ای)-آقای انصاری-آقای علایی-آقای سوزنی-آقای توتونچی-آقای محمد رشید خردمند-آقای محمدامین شوکره(نیری)-آقای صالح حاجی علی- آقای صداقت طاهر
۳-خیاط لباس های نظامی:
آقای عبداله طاطایی-میرزا محمدرحیم خوشنظر
۴- بزازهای قدیمی: حاجی خلیفهی فتحی، میرزا محمدامین شافعی، میرزا محمدامین فاتحی، میرزا عبدالقادر توپچی، صوفی سعید که در بهرزی باوهخان مغازه داشت، آقای حاجی عبدالقادر بوستانچی، حاجی سعید عزیزیان-حاجی محمدکریم بزاز-حاجی یاراحمد پوریان-مرحوم احمد فلاحی-سید احمد حسنی-سید نجم الدین حسنی، حاج محمد صدیقیانی-حاج خلیل صدیقیانی-حاج عبدالله شهنازی ،حاجی محمد رشید انصاری،اسماعیل بزاز حکیمی- محمدزمان مالکی-میرزاغفورآشتیانی- بزاز دورهگرد: آقای غفور لاله
۵: کفشدوزها:
آقایان :سعداله منوچهری-حاجی سعید شیشه ای-میرزا صالح روشنی-میرزا سوزه روشنی-علی منوچهری که کفش یمنی می دوخت-آقای قایشی-حاجی هاشم شمسی-آقای ماهوتی-آقایان جلیل و عبداله فرزانه- ، حاجی عبدالله، آقای حسن اسلامی،حاجی حسین سالم
۶:کلاه چی ها:
نوشه خانم در بازار تاژه وانچی-وستا مجید در قیصری اتحاد( در دوره ی رضاشاه)-آقای میرزا رحیم کریمیان بعد از کشف حجاب” کلاه شاپو” می فروختند.
۷- کهنهفروش: خاسێ خانم، حیم جان، کا تیمور، کا عبه
منبع (http://www.sharnews.com/cms/?p=2473)
عالی بود ولی کاش یه عکس هم میذاشتین !
mahtabbanoo
12-06-18, 01:33
سلام دوستان عزیر لطفا اگه میشه کتابی درباره لباسهای سنتی ایران معرفی کنید. بیشتر برای اموزش دوخت این لباسها میخوام.خیلی ممنون
Powered by vBulletin® Version 4.2.0 Copyright © 2013 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.