دعوت به همکاری در زمینه طراحی زیورآلات طلا راهنمای کاربردی نقاشی پرتره آموزش طراحی بدنه خودرو آموزش راینو

خدمات دانشجویی و طراحی کافه دیزاین

آموزش طراحي خودرو اسکچ و راندو (دستی + کامپیوتری) - کلاس‌های حضوری

صفحه 1 از 5 123 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 1 به 8 از 40

موضوع: برجسته ترین آثار نقاشی و مجسمه سازی میکل آنژ

  1. "" #1
    عضو ارشد نقاشی saeid آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Jan 2008
    نوشته ها
    475

    Arrow برجسته ترین آثار نقاشی و مجسمه سازی میکل آنژ

    زندگینامه میکل آنژ هنرمند ایتالیایی




    میکل‌آنژ بوناروتی، (میکل آنجلو دی‌لودوویکو بوناروتی سیمونی)، نقاش، پیکرتراش، معمار و شاعر ایتالیایی. زادروز وی ۶ مارس ۱۴۷۵ در توسکانا است. میکل‌آنژ یکی از هنرمندان نابغه تاریخ و معروفترین چهره رنسانس ایتالیا است. وی در تاریخ ۱۸ فوریه ۱۵۶۴ در رم درگذشت.

    1. زندگی نامه
    میکل‌آنژ دومین پسر از خانواده «لئوناردو دی‌بوناروتی سیمونی» و «فرانچسکا دی‌نری» است. پس از تولد میکل‌آنژ خانواده بوناروتی به‌فلورانس مهاجرت نمود. مادر میکل‌آنژ، پس از به‌دنیا آوردن سه پسر دیگر، چشم از جهان فروبست. او از دوران کودکی، برخلاف میل پدرش، علاقمند به‌ هنر و تحصیل در این رشته بود و سرانجام در پی نزاعی سخت با پدرش به‌ هدف والای خود رسید. در سن سیزده‌سالگی به‌ عنوان دستیار حقوق‌بگیر، در کارگاه «دومنیکو ژیرلاندایو»، استخدام شد. وی نزد استادش به ‌کارآموزی پرداخت و پایه و اساس نقاشی روی دیوار مرطوب را یاد گرفت و مانند بسیاری از هنرمندان هم‌دوره خود در فلورانس، در کلیسای کوچک «برانکاچی» به‌تحصیل هنر پرداخت. گرچه در ابتدا به نقاشی روی آورد اما غریزه طبیعی وی مشتاق هنر پیکرتراشی بود، از این‌ رو پیش از اتمام دوره نقاشی، به عنوان استاد به ‌مدرسه مجسمه‌سازی که به‌وسیلهٔ لورنتزوی مدیچی در باغ‌های مدیچی تأسیس شده بود، منتقل شد. هنوز سه‌سال از عضویت وی در مؤسسه و مدرسه مدیچی سپری نشده بود که لورنتزو چشم از جهان فروبست و پسرش پیِروی مدیچی که فاقد استعداد و کیفیت هنری پدرش بود، جانشین او شد. دراین هنگام شهر فلورانس دستخوش ناآرامی و قیام گروه‌های مختلف گردید و جان بسیاری از هنرمندان نیز مورد تهدید و تعدی قرار گرفت. میکل‌آنژ با تیزهوشی غریزی خود قبل از شروع آتش جنگ به‌اتفاق دوتن از همراهانش به‌شهر بولونیا کوچ نمود. میکل‌آنژ بیست ساله در بولونیا مورد استقبال دوستانه یکی از اعضاء خانواده «آلدوراندی» قرار گرفت و بلافاصله قرارداد ساختن دو تندیس از پیکر مقدسین و مجسمه یک فرشته برای مقبره «دومنیکوس مقدس» در کلیسای «سنت پترونیوس» را با وی منعقد نمودند. پس از یک‌سال اقامت در بولونیا، از جانب هیئتی در فلورانس برای احداث سالن اجتماعات شهرداری، به‌آن شهر دعوت شد.

    2. بازگشت به فلورانس
    میکل‌آنژ زمانی به ‌فلورانس بازگشت که کشیشی از فرقه دومنیکن‌ها به‌نام «ساوونارولا» با برقراری «تئوکراسی» و «حکومت مذهبی»، قدرت را در دست گرفته و مسیر سیاسی و اجتماعی جامعه را دستخوش تغییرات نموده و قوانین سخت مذهبی را به‌مردم تحمیل کرده بود. این تحولات در افکار میکل‌آنژ جوان، دانته و دیگر افلاطونیان تأثیر عمیق برجای نهاد. میکل‌آنژ پس از آغاز به کار در فلورانس، مورد توجه هنردوستان قرار گرفت و به‌سفارش یک فروشنده آثار هنری، تابلوئی بدلی از روی نسخه اصلی «کوپیدوس» ترسیم نمود و طبق خواسته کارفرما، رنگآمیزی آن را به‌شیوه آثار عتیقه انجام داد و بدون دریافت اضافه‌دستمزد شاهکاری نو از اثری قدیمی خلق نمود. این تابلو به ‌عنوان یک اثر اصیل و عتیق به‌اسقف «رافائل ریاریو»، اسقف «کلیسای جورجیوی مقدس» در رم فروخته شد. پس از مدتی اسقف ریاریو متوجه این کلاه‌برداری شده و فروشنده را مجبور به‌ بازپرداخت مبلغ دریافتی نمود. اسقف ریاریو که شیفته کار هنرمندانه نقاش جوان شده بود وی را مورد تفقد قرار داد و به‌رم دعوت نمود.

    3. اولین اقامت در رم
    میکل‌آنژ دعوت اسقف را پذیرفت و در سال ۱۴۹۶ برای اولین بار به‌رم رفت. این اقامت تا سال ۱۵۰۱ به‌طول انجامید. در همان ماه‌های اول، امید هنرمند نابغه به‌اسقف هنردوست، تبدیل به‌یأس شد، حتی مورد حمایت «پیرو دی‌مدیچی» که به‌عنوان تبعیدی در رم زندگی می‌کرد، قرار نگرفت. تا این که بر اثر آشنایی با نجیب‌زادهٔ رومی به‌نام «ژاکوپو گالی» و حمایت او، با اسقف فرانسوی «ژان دو ویلار» آشنا شد و از هر دو نفر سفارش ساخت تندیس‌های کوپیدوس، «باخوس» و «پی‌یتا» را دریافت نمود.

    4. بازگشت دوباره به‌فلورانس
    اولین اقامت میکل‌آنژ در رم به ‌مدت پنج‌سال به‌ درازا انجامید. در این زمان فلورانس صحنهٔ ناآرامی‌ها و مبارزات سیاسی بود. ورود سربازان فرانسوی به‌خاک ایتالیا از یک طرف و «حکومت مذهبی» اسقف ساوونارولا و سقوط نهایی آن از سویی دیگر، همچنین جنگ‌های خارج از منطقه و پایداری نیروهای مقاومت مردمی، محیط نامساعدی را برای هنر و هنرمندان به وجود آورده بود. در این رهگذر پدر میکل‌آنژ «لودوویکو بوناروتی» که در گیرودار ناآرامی‌ها شغل اداری خود را از دست داده بود به ‌منظور کسب حمایت فرزندش وی را مجبور به ‌بازگشت به ‌فلورانس نمود. سال‌های اقامت میکل‌آنژ در فلورانس، سال‌های کار مداوم، تؤام با رنج وسختی و تأمین معاش پدر و برادران خودخواهش بود.

    5. تندیس داوود
    اجرای کار پر اهمیت «مجسمه داوود» که بیشتر به ‌یک معجزه در قانون تعادل شبیه ‌است، فکر میکل‌آنژ را به‌ خود معطوف داشت. این مجسمه از سنگ ‌مرمر بزرگی ساخته شده که چهل‌سال پیش از میکل‌آنژ، پیکرتراش دیگری به‌نام «آگوستینو دانتونیو» بدون کسب موفقیت، برای ساخت آن اقدام کرده بود. این تخته‌سنگ، همچنان دست نخورده در گوشه‌ای قرار داشت. میکل‌آنژ موفق شد تندیس داوود را بدون در نظر گرفتن سرگذشت تاریخی و سنت نهفته در آن خلق نماید. نتیجه کار میکل‌آنژ تحسین و تعجب همگان را برانگیخت. اجرای این کار هنری پوشیده از چشم همگان و در محیطی دربسته انجام گرفت و پس از پرده‌برداری، عظمت کار این هنرمند نابغه آشکار شد. بهترین هنرمندان فلورانس مأموریت یافتند تا بهترین محل را برای استقرار این مجسمه انتخاب کنند. سرانجام به اتفاق آراء، ایوان کاخ «سینوریا» را برای این کار انتخاب نمودند. مجسمه داوود در سال ۱۸۸۲ به‌یکی از سالن‌های «آکادمی هنر» منتقل شد.

    6. اقامت دوباره در رم(۱۵۰۵ - ۱۵۰۶)
    میکل‌آنژ به‌مجرد ورود به‌رم سفارش بزرگی از جانب پاپ ژولیوس دریافت نمود. ژولیوس دوم در نظر داشت مقبره‌ای باشکوه در زمان حیاتش بنا کند تا پس از مرگ نیز جلال و جبروت وی را نمایان سازد. از این رو میکل‌آنژ این استاد مسلم در معماری، نقاشی و پیکرتراشی، شایسته‌ترین هنرمندی بود که طرح مقبره پاپ را به‌نحو احسن می‌توانست به ‌مرحله اجرا درآورد. میکل‌آنژ پس از تهیه نقشه‌های ساختمانی، به مدت یکسال در معادن سنگ‌مرمر «کارارا» به‌ انتخاب و نظارت بر برش و حمل‌ونقل سنگ‌های مورد نیاز مشغول بود. پس از بازگشت به ‌رم و ورود سنگ‌های مرمر، کار ساختمانی باشتاب و علاقمندی آغاز شد و ژولیوس با پیگیری و نظارت بر امور، مشوق هنرمندی میکل‌آنژ و پیشرفت کارها می‌شد. پس از مدتی اخلاق و رفتار پاپ تغییر یافت و در غیاب میکل‌آنژ به ‌استخدام معمار و هنرمند دیگری به ‌نام «برامانته» که رابطه خوبی با میکل‌آنژ نداشت، دست زد.

    7. باز گشت به‌فلورانس برای سومین بار
    پاپ ژولیوس دوم در حال طرح نقشه جنگ و تسخیر ایالات بیشتری بود. در همین ارتباط از هزینه‌های سنگین معماری و خرید سنگ مرمر کاملأ منصرف شده و در پی مجازات کسانی که چنین هزینه سنگینی را بدو تحمیل کرده بودند برآمد. از جمله میکل‌آنژ را، نه‌چندان مؤدبانه، اخراج کرد. میکل‌آنژ که خطر را حس کرده بود به‌طور ناگهانی رم را ترک کرد و قبل از این‌که مأموران پاپ به‌او دست یابند، در آوریل ۱۵۰۶ به‌فلورانس وارد شد. میکل‌آنژ پس از برخورداری از حمایت همشهریان و احساس امنیت، از پذیرش هرگونه سفارشی از رم سر باز زد و تمام مدت تابستان را در فلورانس به‌سر برد. فعالیت هنری وی در این مدت احتمالأ محدود به‌تکمیل تابلو «صحنه جنگ» می‌باشد.

    8. مجسمه پاپ ژولیوس دوم در بولونیا
    پس از فرار میکل‌آنژ از رم، پاپ ژولیوس لشکرکشی علیه بولونیا را پیروزمندانه به پایان رسانید و میکل‌آنژ را با تضمین بیشتری دعوت به‌کار نمود. هنرمند فلورانسی و ژولیوس گرچه هردو دارای طبعی سرکش بودند اما گرایش و جاذبه‌ای دوجانبه آن‌دو را به‌هم نزدیک می‌نمود. پاپ از میکل‌آنژ خواست تا مجسمه او را به‌حالتی که نمایش دهنده پیروزی قدرتمندانه وی باشد، از برنز ساخته و در مدخل «کلیسای پترونیوس مقدس» در بولونیا نصب کند. میکل‌آنژ بدون داشتن تجربه در کارهای برنزی، به‌ اتکای هنرمندان و استادان دیگر، این کار را پذیرفت اما هیچ‌کس نتوانست وی را در این کار سترگ یاری دهد. این بار هم هنرمند نابغه از نبوغ ذاتی خود یاری جست و مجسمه‌ای بی‌نظیر از برنز خلق نمود که پاپ را در حالت نشسته، خرقه‌ای بر دوش، با عصای فرمانروایی و کلید شهر در دست، همچون سرداران بزرگ دست دیگر خود را بلند کرده و درحالت فرمان دادن نشان می‌داد. سه سال پس از انقلاب این مجسمه به ‌وسیله مردم بولونیا که از استبداد مذهبی ژولیوس به‌ جان آمده بودند، نابود شد. مردم بولونیا متحدأ علیه نظام قدرت‌طلب ژولیوس به ‌پا خاستند، نمایندگان و طرفداران وی را فراری دادند، مجسمه برنزی وی را در کوچه و بازار کشانده و سرانجام قطعات آن را در کوره ذوب نمودند.

    9. سومین اقامت در رم
    این دفعه میکل‌آنژ به‌اراده خود به‌رم رفت و به‌کارفرمای خود پیوست. او مایل نبود کار ساختمانی مقبره پاپ را به‌انجام رساند بلکه در نظر داشت تزئین «کلیسای سیکستینی» را که در سفر دومش به‌رم او را از اجرای آن خلع‌ید کرده بودند ادامه دهد. پیش از این، رقبای وی کفایت او را در هنر نقاشی تحت سؤال قرارداده و او را شایسته اجرای چنین طرح سترگی نمی‌دانستند. میکل‌آنژ خود نیز از تسلط نسبی خویش به‌این هنر آگاهی داشت، با این وجود کار هنرمندانه خود را با دغدغه‌ای مبارزه‌جویانه آغاز کرد. اجرای تزئین سقف کلیسا چهارسال و نیم به‌درازا کشید. این شاهکار هنری، به‌عنوان یکی از باشکوه‌ترین آثار میکل‌آنژ شناخته شده‌است. او از همان ابتدا طرح مورد نظر پاپ را تغییر داد و به جای دوازده حواریون مسیح، صدها منظره از خلقت آدم، سفر پیدایش، پیامبران پیش از مسیح و طوفان نوح و دیگر روایات انجیلی به ‌تصویر کشید.


    به همه عشق بورز،به تعداد کمی اعتماد کن و به هیچ کس بدی نکن.

  2. "" #2
    عضو برجسته طراحی‌صنعتی و نقاشی parse آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Oct 2008
    محل سکونت
    رم
    نوشته ها
    872

    پیش فرض













    در همین جهان است که دست کم میتوانی امیدوار باشی روزی کلک خودت را بکنی،امیدی که در آن جهان نمیتواند وجود داشته باشد!

  3. "" #3

    Red face زندگی نامه میکل انجلو بوئوناروتی

    پیکره ساز،نقاش،معمار،و شاعر ایتالیایی.یکی از مهمترین شخصیتهای دوران رنسانس،و نیز از پیشگامان منریسم به شمار می اید.در تاریخ هنر باختر زمین،شاید هیچ هنرمندی به حد او اثر گذار نبوده است.معاصرانش او را میکلانژ ملکوتی می نامیدند.اگر چه عظمت بشری او معلوم و مقبول بود،قدرت خلاقه اش در دل پاپ ها،دانشمندان و نظامیان هراس می افکند،و از این رو وی را مخوف می نامیدند.
    از هنرمندان با نفوذ فلورانسی بود و با گیبرتی و دناتلو همکاری می کرد.کاخ روچلایی را که از مهمترین کاخه های سده پانزده به شمار می ایدبه سفارش کزیمو د مدیچی طاحی کرد.از جمله مجسمه هایش:یحیی معمدان.
    میکلانژ در فلورانس،اسلوب فرسکو را زیر نظر گیرلاندایو فرا گرفت.ولی بعد ها سعی در کتمان این دوره کار اموزی داشت.شاید به این دلیل که وی صناعت را از هنر جدا می دانست.تحت همایت لرنتسو در(باغ سان مارکو)زیر نظر برتلدو دیجوانی مجسمه سازی اموخت.در همانجا بود که در تماس با فیلسوفان نو افلاطونی،هنرمندان،شاعران و ادیبان محفل لرنتسوزمینه افکار و عقایدش ساخته شد.پس از مرگ لرنتسو به مطالعات کالبد شناسی پرداخت.پیش از سقوط خاندان مدیچی،فلورانس را بسوی بلونیا ترک کرد.در این زمان طراحیهای به شیوه جتو و مازتچو انجام داد.
    چندی بعد میکلانژ به رم رفت و در آنجا مجسمه با کوس را تراشید و دست به ساختن باکره داغدار زد.پس از بازگشت به فلورانس مجسمه مرمرین داوود را برای آن شهر ساخت،که نماد هنر فلورانسی شناخته شد.مجسمه مادنا و پرده خانواده مقدس را نیز در مدت اقامتش در فلورانس آفرید.
    او،همچنین سفارش یک دیوارنگاره برای تالار شورای جمهوری فلورانس گرفت که می بایست قرینه کار آغاز شده لئوناردوداوینچی بوده باشد.بدنهای برهنه و پرحرکت در یکی از طراحهای بزرگ اندازه برای دیوارنگاره مزبور که عنوان(نبرد کاشینا)داشت و بعدها از میان رفت بر هنرمندانجوان چنان اثر گذاشت که می توان شکل گیری منریسم را ناشی از این تاثیر دانست.
    میکلانز از سوی پاپ یولیوس دوم به رم فراخوانده شد تا ارامگاهی برای وی طراحی و اجرا کند.از چهل مجسمه ای که قرار بود برای این مقبره ساخته شود،فقط مجسمه موسی به طور کامل و دو مجسمه برده به صورت نیمه تمام شک گرفتند.ناسازگاری هنرمند و حامی اش به مشاجره این دو انجامید.
    میکلانز به فلورانس بازگشت.از آنجا به بلونیا و سپس دوباره به رم رفت.این بار مامور نقاشی سقف نمازخانه سیستین شد.این کار عظیم مشتمل بر بیش از300 پیکر،حدود چهار سال به درازا کشید،و در تمامی مراحل اجرای آن میکلانژ دست تنها بود.کوشش او برای تکمیل آرامگاه یولیوس دوم بینتیجه ماند،و پاپ جدید لئو دهم ساختن نمای کلیسای ناتمام سان لرنتسو را به وی سپرد.اگر چه این برنامه هم ناتمام رها شد،میکلانژ همچنان در فلورانس ماند و به کارهای معماری برای خاندان مدیچی ادامه داد(دهلیز کتابخانه لرنتسو مهمترین محصول فعالیت معماری او در این زمان بود،که راهگشای معماری منریست شد).
    زمانی که شهر فلورانس علیه مدیچی ها برخاست میکلانژ ضمن وفاداری به حامیان خود،از همدردی و همراهی با جمهوریخواهان کوتاهی نکرد.او در دفاع از فلورانس نقشی عملی برعهده گرفت،و کار مهندسی استحکامات شهر را نظارت کرد.هنگامی که مدیچی دوباره بر شهر حاکم شد،میکلانژ را بخشود.او به کار در نمازخانه مدیچی بازگشت،و آرامگاههای جولیو و لرنتسو دمدیچی را با مجسمه های نمادین روز،شب،سپیده دم و شامگاه به پایان رسانید.دگر بار به رم فراخوانده شد و سی سال باقیمانده عمرش را درآنجا گذرانید.در همین زمان،دومین فرکو عظیم خود را با عنوان داوری واپسین بر دیوار محراب نمازخانه سیستین آفرید.قالب و محتوای این دیوارنگاره یکسره با سقف نگاره پیشین متفاوت بود.در اینجا،هیچ نشانه ای از نظم و تعادل کلاسیکی به چشم نمی خورد.ترکیب بندی نا استوار،عدم تناسب و پیچ و تاب پیکرها در این دیوارنگاره سرمشقی برای منریست های آینده شد،و راه بر نقاشی آکنده از حرکت بارک گشود.
    میکلانژ در سالهای بعد،دو دیوارنگاره گرویدن بولس قدیس به مسیحیت و تصلیب پطرس قدیس را به سفارش پاپ پلس سوم ساخت.آرامگاه یولیوس دوم را با کاهش مقیاسها به پایان رسانید.در مقام سرمعمار،تکمیل کلیسای سان پیترو را برعهده گرفت ولی کار او به پایان نرسید.همچنین طرح جدید و تجدید بنای کاپتول روم به او سپرده شد.با آنکه در سالهای آخر عمر بیشتر به معماری روی آورد،مجسمه سازی را رها نکرد.او در همین سالها توانست سه تا بهترین مجسمه هایش از جمله باکره داغدار را بسازد.همچنین بیشتر اشعارش را در این دوره سرود.
    اگرچه میکلانژ در عرصه های مختلف فعالیت می کرد،خود را بیشتر یک پیکره ساز می دانست،و مجسمه سازی را هنری برتر نقاشی می شمرد.او معتقد بود که پیکر تراش بهتر می تواند صور مثالی را بدان گونه که خداوند در ذهن هنرمند جای داده است،مجسم نماید.با این حال،میکلانژ بیش از هر نقاش معاصر خود به نقاشی پرداخت.و به سبب عمق تصور،قدرت طراحی و مهارت فنی برجسته ترین دیوارنگار در همه دورانها بود.
    اهمیت میکلانژ،بیش از هر چیز،در این بود که در هر دوره کارش از قوانین مرسوم فراتر می رفت و قوانین جدید را بنیاد می نهاد.در واقع،او فاصله هنر سده پانزدهم تا سده هفدهم را در مدت فعالیت هنریش پیمود.از این رو است که هنر میکلانژ بر تمامی شیوه های قدیم فائق می اید.و در عین حال،با مشخصات هیچ سبکی قابل توضیح نیست.مشخصه متمایز کننده هنر او،کیفیت والای سازنده تمامی آن آثاری است که بر آنند زندگی روح را به وساطت زیبایی جسمانی مکشوف کنند.
    دو کتاب ستایش آمیز در زمان میکلانژ درباره او نوشته شد یکی توسط وازاری به سال1550 و دیگری توسط کندیوی به سال 1553.علاوه بر مجسمه ها و نقش برجسته ها،نقاشیها و آثار معماری،قریب به پانصد طراحی نیز از او به جای مانده اند.از جمله دیگر آثارش:پرده خاکسپاری،مجسمه زندانی،مجسمه باکره داغدار،نقش برجسته باکره و مسیح کودک و یحیی کودک،طراحی باکره داغدار.

  4. "" #4
    عضو برجسته طراحی‌صنعتی و نقاشی parse آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Oct 2008
    محل سکونت
    رم
    نوشته ها
    872
    در همین جهان است که دست کم میتوانی امیدوار باشی روزی کلک خودت را بکنی،امیدی که در آن جهان نمیتواند وجود داشته باشد!

  5. "" #5
    کاربر ارشد تصویرسازی star67 آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Sep 2008
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    531

    پیش فرض

    می گویند زمانهای دور پسری بود به اعتقاد پدرش هرگز نمی توانست با دستانش کار با ارزشی انجام دهد . این پسر هر روز به کلیسایی در نزدیکی محل زندگی خود می رفت و ساعتها به تکه سنگ مرمر بزرگی که در حیاط کلیسا قرار داشت خیره می شد و هیچ نمی گفت . روزی شاهزاده ای از کنار کلیساعبور کرد و پسرک را دید که به این تکه سنگ خیره شده است و هیچ نمی گوید . ازاطرافیان در مورد پسر پرسید . به او گفتند که او چهار ماه است هر روز به حیاط کلیسا می آید و به این تکه سنگ خیره می شود و هیچ نمی گوید . شاهزاده دلش برای پسرک سوخت . کنار او آمد و آهسته به او گفت : " جوان ! به جای بیکار نشسستن و زل زدن به این تخته سنگ ! بهتر است برای خود کاری دست و پا کنی و آینده خود را بسازی ! " و پسرک در مقابل چشمان حیرت زده پرنس مصمم و جدی به سوی او برگشت و در چشمانش خیره شد و محکم و متین پاسخ داد :" من همین الان در حال کار کردن هستم ! " و بعد دوباره به تخته سنگ خیره شد .

    پرنس از جا برخاست و رفت . چند سال بعد به او خبر دادند که آن پسرک از آن تخته سنگ یک مجسمه با شکوه از حضرت داوود ساخته است . مجسمه ای که هنوز هم جزو شاهکارهای مجسمه سازی دنیا به شمار می آید . نام آن پسر " میکل آنژ" بود !

  6. "" #6

    پیش فرض درگذشت ميكل آنژ ، نابغه عصر رنسانس

    ميكل آنژ نقاش ، مجسمه ساز ، آرشيتكت ، مهندس و شاعر برجسته ترين هنرمند دوره رنسانس محسوب مي شود.

    او در طول حيات خود ، زندگي پرافتخاري را سپري كرد و با تمام پاپ هاي عصر رنسانس همكاري داشت.

    ميكله آنجلو بوئوناروتي ( ميكل آنژ ) در روز 6 مارس سال 1475 ميلادي در منطقه كاپرزه در نزديكي شهر آرزو متولد شد.

    او در شهر فلورانس و در دربار لوران دومديچي نبوغ هنري خود را آشكار كرد.
    پس از سرنگوني خاندان مديچي ، ميكل آنژ به رم و به نزد پاپ ژوليوس دوم پناه برد.

    در سال 1508 ، ژوليوس دوم از ميكل آنژ خواست تزيين كليساي سيكستين را به عهده بگيرد.
    ميكل آنژ مدت 4 سال به اين كار پرداخت و 800 متر مربع ديوارهاي نقاشي شده كه امروز شاهكاري محسوب مي شود را از خود بر جا گذاشت.

    در سال 1527 ميلادي پاپ پل سوم از ميكل آنژ دعوت كرد طراحي ميدان كاپيتول مقر سناي شهر رم را به عهده بگيرد و ميكل آنژ طرحي را پياده كرد كه امروز شاهد هارموني و توازن فوق العاده آن هستيم.

    در سال 1546 ميلادي ميكل آنژ به درخواست پاپ پل سوم احداث كليساي سن پيترو كه عمليات اجرايي آن 32 سال پيش از اين تاريخ با مرگ برامانته ، آرشيتكت اوليه آن متوقف شده بود را عهده دار شد و گنبد فوق العاده آن به ارتفاع 136 متر را طراحي كرد.

    از ميكل آنژ آثار بسياري باقي مانده است كه نشانه نبوغ فوق العاده اين هنرمند بي نظير است.

    به اين ترتيب در روز 18 فوريه سال 1564 ميلادي ميكل آنژ نابغه عصر رنسانس در سن 89 سالگي درگذشت.
    اما در طول حياتش به اندازه اي آثار باارزش از خود برجا گذاشت كه امروز پس از گذشت 444 سال از آن تاريخ ، نام او زنده و جاودان باقي مانده است.

  7. "" #7
    مدیر نقاشی و مجسمه‌سازی
    تاریخ عضویت
    Nov 2009
    محل سکونت
    Tehran
    نوشته ها
    2,082

    Arrow برجسته ترین آثار نقاشی میکل آنژ






















    ویرایش توسط Mr.Bita : 10-03-04 در ساعت 19:05

  8. "" #8
    مدیر نقاشی و مجسمه‌سازی
    تاریخ عضویت
    Nov 2009
    محل سکونت
    Tehran
    نوشته ها
    2,082

    Arrow




















صفحه 1 از 5 123 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •